آدامس جگوار

آدامس جگوار

خبر خوان اتوماتیک

تمامی مطالب این سایت به صورت خودکار از دیگر سایت های قانونی و رسمی ایران جمع آموری می‌گردد.
مرامنامه


مشاوره قبل از ازدواج-مهر 97

مشاوره قبل از ازدواج-مهر 97


مشاوره قبل از ازدواج-مهر 97

مشاوره قبل از ازدواج  شماره 210 در
مورد ازدواج با دختری که قبلا با کسی رابطه داشته

سلام . من با دختری آشنا شدم آشنایی ما در حد
معمولی هستش و همسایه هستیم و من از گذشتش خبر دارم که قبلا با یکی رابطه داشته و
قبلا هم ازدواج نا موفق داشته . ولی نمیتونم با این موضوع کنار بیام که با کسی
ازدواج کنم که قبلابا کسی رابطه داشته چون خودم هنوز با کسی رابطه نداشتم . آیا
اقدامی نکنم بهتر . من ۲۷ سال دختر ۲۰ سال با تشکر

 

پاسخ مشاور :

با سلام ، سوالی از شما می پرسم ، اگر دختری
قبلا با کسی رابطه داشته باشد و شما از آن اطلاعی نداشته باشید ، آیا با او ازدواج
می کنید ؟ مبنای شما نباید صرفا گذشته ی یک نفر باشد ، چون خیلی ها ممکن است گذشته
شان را از شما پنهان کنند از طرف دیگر هر کسی در گذشته هر کاری کرده دلیل بر آن
نیست که در آینده هم آنرا تکرار می کند ، اگر چه من به عنوان مشاور توصیه می کنم با
کسی که از روابط قبلی او اطلاع دارید و حساسیت دارید ازدواج نکنید ، اما از طرف
دیگر از شما می خواهم نگرشتان را مورد ارزیابی قرار بدید  ،  چون خیلی ها
می توانند گذشته شان را پنهان کنند ،  در خصوص اینکه ایشان سابقه ازدواج نیز
داشتند و شما نداشتید و مهم تر از ان شرایط سنی که هستند و چون نمی توانید با گذشته
ایشان کنار بیایید بهتر است اقدامی نکنید

 

مشاوره قبل از ازدواج 
شماره 209

من حدودا 5سال ک با اقایی ک متاهل بودند دوست
بودم وباهاش رابطه جنسی هم داشتم.حدودا یک سال میشه ک این آقا طلاق گرفته و دوبار
از مادر منو خواستگاری کرده این آقا خیلی اخلاقش بد ونسبت ب همه چی بد بین حتی ب
طوری ک تنهایی نمیزاره بیرون برم حتی خرید ودانشگاه من حدودا 10ماه ک با یه اقایی ک
از خودم کوچکتر دوست شدم وخیلی هم دوستش دارم ودلم میخواهد باهاش ازدواج کنم با این
آقا هم من رابطه دارم ولی نمیدونه ک من قبلا با یکی رابطه داشتم با یکی دیگ هم هستم


من چکار کنم ک نفر اول از زندگیم حذف کنم وفقط با این آقا باشم وچطور بهش بگم ک این
مدت ده ماه برای شناخت کافی بیا خواستگاریم لطفا بهم کمک کنید

 

پاسخ مشاور :

سلام نخست از شما می خواهم تا حضورا جهت مشاوره
اقدام نمایید تا بررسی شود دلیل این روابط شاخه ای چیست ، چون کسانی که در گیر
روابط شاخه ای هستند ( یعنی از یک رابطه خارج نشده وارد رابطه دیگر قرار میگیرند )
و رابطه جنسی هم دارند  میتواند مهم و تاثیر گذار در ازدواج آنها باشد ،به
عبارتی به آن ارامشی که انتظار دارند نرسند و نیاز به ریشه یابی دارد ،  من در
مقام قضاوت نیستم که بگویم شما چرا با یک مرد متاهل رابطه داشتید ، اما می توانم به
شما بگویم وجود شما در زندگی ایشان بی تاثیر در جدایی ایشان از همسرشان نبوده ،
شاید بگویید نه ، آنها بدون من هم مشکل داشتند ، بله ممکن است اینطور باشد اما خیلی
از زوجین با هم مشکل دارند ولی  شاید وجود شما باعث شده باشد این آقا به امید
ازدواج با شما از همسرشان جدا شده باشند

در خصوص بدبین بودن ایشان ، دو دسته از افراد
هستند که بدبین و شکاک می شوند ، دسته ای که مورد خیانت قرار گرفتند و دسته ای که
خیانتکار بودند ، طبیعتا افرادی که خودشان سابقه خیانت دارند تصور می کنند طرف
مقابل هم همانند آنها است پس شک و بی اعتمادی ایشان یا بد بینی بیشتر به رفتارهای
خودشان باز میگردد ، در خصوص فرد دیگری که با وی آشنا شدید  وقتی شما با یکی
رابطه عاطفی و جنسی دارید و همزمان با فرد دیگری وارد رابطه جدیدی می شوید ، طبیعتا
انتظارات شما از طرف اول برآورده نشده که سمت طرف دیگر رفتید  اما  به
طور کلی من توصیه به شما می کنم قبل از هر گونه تصمیم گیری برای ازدواج حتما جهت
مشاوره حضوری حتما اقدام نمایید

 

مشاوره قبل از ازدواج 
شماره 214

 

من ۲۳ساله ام نامزد شدم مدت ۶ ماه هست و دختری ک
دوسش داشتم نامزدم شد.

میخواستم بگم من با نامزدم خیلی راحت ام در همه مساعل خیلی راحت .

ولی گاهی وقت ها جور دیکه میشه حرف گوش نمیده اذیت میکنه و….میخواستم بگم من
باهاش راحت هستم مفید هس یا ن یا باید سیاست کنم تا خوب بشه البته زمان دوستی
اینجوری نبود

با تشکر

 

پاسخ مشاور :

نخست اینکه شما اگر در دوره نامزدی قبل از عقد
هستید ، باید بدانید این دوره برای شناسایی همین نوع رفتارها می باشد ، دوم اینکه
به هیچ وجه روابط دوستی را با روابط نامزدی یا بعد از ازدواج مقایسه نکنید چون سطح
دوستی با سطح نامزدی یا بعد از ازدواج متفاوت است  اما مشخصا در مورد بخشی از
سوالتا که گفتید  گاهی وقتها جوریکه که حرف گوش نمیده ،

مگر قرار است هر چی شما گفتید ایشان بگویند چشم
؟ یا قبول کنند ؟  ان طرز فکر اشتباه است حتی دو قلوهای همسان هم طرز فکر
یکسان ندارند و گاها ممکن است درم واردی دچار اختلاف شوند ، بهر حال تفاوتهایی بین
شماو ایشان هست و باید این تفاوتها را بپذیرید ، ایشان همانند شما اختیار دارند و
می توانند  تصمیمی بگیرند که شاید درم غیارت با تصمیم شما باشد ، نظری داشته
باشند که متفاوت از نظر شما باشد  مهم است که بررسی کنید  چند درصد تشابه
دارید و چند درصد اختلاف  ، وگرنه اینکه انظتار داشته باشید همه چی مطابق نظر
و میل شما باشد در بستر ازدواج ممکن نخواهد بود ، در خصوص اینکه سیاست به خرج دهید
یا راحت باشید ، شما باید خودتان باشید برخی افراد کلا با سیاست رفتار می کنند در
هر شرایطی و برخی دیگر راحت هستند شما همانگونه که هستید باید رفتار کنید قرار نیست
نقش بازی کنید ، اگر شما ایشان را همانطور که هستند پذیرفتید و ایشان هم شما ار
همانگونه که هستید بپذیرند  این می شود یک انتخاب درست اما اگر بنا بر این
باشد شما ایشان را مطابق خواسته های خودتان تغییر دهید این انتخاب درستی نخواهد بود

 

مشاوره قبل از ازدواج 
شماره 215

چند وقته با دختری آشنا شدم بعضی وقتا میگم این
عالیه بعضی وقتا میگم عالیه ولی زیباییش عمق نداره هر دوتامون مذهبی هستیم من عربم
ایشون هم بوشهری هستن،احتیاج دارم چون میخواستم تجربه کنم یکم بازیگوش بودم اول
بخاطر ترحم قبول کردم چون منو میخواد و همچنین چون روانشناسی خوانده بودم گفتم
خودم، دختر رو از خودم کم کم دور میکنم که یهو دیدم من بهش احتیاج دارم نه اشتیاق

یعنی لذت میبرم از باهم بودن ولی اینکه من با علاقه خیلی زیاد بهش نگاه نمیکنم، بعد
من ظاهرش رو حالا دقیق ندیدم و چند بار عکس فرستاد و دارم عکساشو،

ولی از نظر زیبایی تو دلم نرفت. این تو دل نرفته شاید بعد تبدیل به عقده یا فراموش
نشه و همیشه بگم که کاش یه خورده قشنگ تر بود تازه پدر نداشته یعنی وقتی کوچک بوده
پدرشو از دست داده من الان چیزهایی میخواد که مثل یه پدر واسش باشم نه یه همسر
البته من اینو احساس نکردم تا الان او هم تو چتهاش از من سوال میکنه شوخی مثل کتک
کاری اینا انجام میده تو مجازی غیرت داره و از حرفام زود ناراحت میشه البته اولش
ولی الان کمتر ناراحت میشه،فکر میکنم دختر برون گراست من میانگرا هستم دختر عاقله و
میفهمه اینش برام مهمه ، حالا بهش گفتم که من با پدر مادرم صحبت میکنم ، ببینم
چیمیگن چون شرایطم خوب نیست من محصلم و سربازی نرفتم ولی شغل پاره وقت دارم،چند
باری هم گفتم بهشون که من ایشون رو دوست دارم و تمام سعیمو واسه رسیدن بهش میکنم
الانم ما باهم در ارتباط نیستیم چون گفتم هنوز وضعیتمون مشخص نیست بهتره که در
ارتباط نباشیم. این هست من ۲۰ سالمه و ایشون ۱۶ سالشون هست،الان که قبل ازدواجه
دارم میگم که کاش یه خورده قشنگتر بود همه چیش خوبه ،، ، توی همه چی هم کنار میام

 

پاسخ مشاور

ازدواج  بزرگترین ریسک زندگی هر فردیست ،
اما عواملی است که ریسک این ازدواج را کم یا زیاد می کند ، شما در شرح سوالتان به
چند مورد ، از مواردی که ریسک این ازدواج را زیاد می کند اشاره کردید که من آنها را
عنوان میکنم

نخست : ظاهر ایشان که در موردش اطمینان ندارید و
به دلتان نشسته

دوم: قبول کردن بخاطر ترحم

سوم: اشاره کردید شرایطتتان فعلا خوب نیست

چهارم : سن شما و سن ایشان ، نه شما و نه ایشان
هیچ کدام معیارها و ملاکهایتان برای ازدواج به ثبات نرسیده ، یعنی خواسته ها و
انتظارتتان ثابت نیست و اگر الان در این سن انتخابی بکنید احتمال پشیمان شدن هست 
برای هر دو طرف

با توجه به موارد مذکور من به شما توصیه می کنم
تا بهبود شرایط از نظر شغلی – سربازی- تحصیلی  اقدامی در جهت ازدواج نکنید

 

واحد مشاوره تنظیم
خانواده

 


دانلود + ادامه مطلب

اطلاعات جنسی در مورد زنان

 

چندین قرن است که مردان از خود می پرسند زنان در
رابطه جنسی چه می خواهند؟ شاید فکر کنیم تا به حال که سال 2018 است باید جواب
درستی برای این سوال پیدا کرده باشم ولی در واقع این طور نیست.

حجم زیاد جستجویهای گوگل برای

ارگاسم زنان
یا محل کلیتوریس به وضوح این مشکل را نشان می دهد.

ونزدی مارتین Wednesday Martin نویسنده کتاب ، نادرست
Untrue ، معتقد است که این مشکل تقصیر مردان نیست. مشکل اینجاست که هر چیزی
مردان درباره جنس مذکر و مونث آموخته اند از همان ابتدا اشتباه بوده است.

او در کتاب خود بیان می کند تقریبا تمام باورهای ما
درباه زنان، شهوت و خیانت میدانیم اشتباه است. علم جدید چگونه می تواند ما را
از این مشکل برهاند؟

مارتین می گوید که این اشتباه یک مشکل فرهنگی است از
همان ابتدا به ما آموخته اند که مردان به طور طبیعی شهوت بیشتری داشته و
تمایلشان به رابطه جنسی بیشتر است. به ما گفته اند تک همسری برای مردان سخت تر
است و مردان بیش تر از زنان به تازگی و تنوع جنسی اهمیت می دهند ولی زمانی که
شروع به تحقیق و سوال از کارشناسان کردم باورهای من کلا زیر و رو شدند.

خیانت زنان رو به افزایش است

از لحاظ تاریخی محققان معتقدند که مردان بیشتر از زنان
خیانت می کنند. ولی مطالعه ای که در ژانویه 2018 منتشر شد نشان داد که اغلب
زنان آمریکایی بین 18 تا 29 سال گفته اند که به شریک جنسیشان خیانت کرد اند.
داده های مرکز تحقیقات عمومی اجتماعی مرکز تحقیقات ملی در سال 2013 ننشان دادها
ست زنان متاهل 40 درصد بیشتر از سال 1990 مرتکب خیانت شده اند و از این لحاظ
فاصله چندانی بین زنان و مردان تا دهه 50 سالگی عمرشان وجود ندارد.

روابط بلند مدت برای زنان بسیار سخت تر از
مردان است

به نظر مارتین میل جنسی در یک رابطه طولانی مدت کاهش
پیدا می کند. برخلاف عقیده عموم که تصور می کنند مردان به سادگی از یک رابطه
خسته می شوند ولی در واقع مردان اگر به طور منظم با همسرشان رابطه جنسی داشته
باشند کاملا از داشتن یک رابطه طولانی مدت احساس رضایت می کنند و برعکس زنانی
که در یک رابطه طولانی مدت هستند احساس نارضایتی بیشتری از رابطه طولانی مدت و
رابطه جنسی شان دارند.

در حالی که بسیاری بر این باورند که دلیل آن تمایل
ذاتی کمتر زنان نسبت به مردان است ولی باید بگویم حقیقت این است که زنان زودتر
از رابطه جنسی با یک شریک طولانی مدت خسته می شوند بنابراین تک همسری برای زنان
سخت تر از مردان است.

زنان با بدن خود تحریک می شوند

مارتا مانا Marta Meana محققی است که در این زمینه به
مارتین کمک کرده است و یک سوال مشترک از زنان و مردان پرسیده است. آیا با
خودتان رابطه جنسی داشته اید؟

پاسخ مردان به این سوال این بود که : نمیدانم در چه
موردی صحبت می کنید. ولی زنان پاسخ مثبت داده بودند. شاید برای مردان جالب باشد
که بدانند: زنان در طول رابطه جنسی با بدن خود تحریک می شوند و رضایت جنسی زنان
بستگی به رضایت از جسم خودشان دارد حتی بیشتر از مردان. باید بدانید زنان در
رابطه جنسی فقط به دنبال ارتباط عاطفی یا صمیمیت نیستند. زنان با مشاهده اندام
جنسی یا حساس خود که در حال رابط جنسی هستند، تحریک می شوند.

برای این منظور در صورت تمایل شریک جنسیتان می توانید
از آینه استفاده کنید. لباس زیر های جذاب زنانه هم باعث می شود تصویری که زن از
خودش می بیند برایش جذاب تر بوده و این حس را به او بدهد که توانایی تحریک
شوهرش را دارد ضمن این که مشاهده خود در یک لباس زیر زیبا روبروی آینه باعث
تحریک خودش هم می شود.

زنان هم نعوظ دارند

اکثر مردم فکر می کنند که کلیتوریس تنها یک دکمه کوچک
است که میتوانند با چشمان خود ببینند ولی با تصویر برداری مشخص شده است که
کلیتوریس می تواند تا 100 برابر بزرگ شود. اینبافت نعوظ پیدا کرده اطراف مجرای
ادرار شماست و بافت اسفنجی ای که بین واژن ومقعد وجود دارد و به نام پرینه
شناخته می شود. تمام این ناحیه نعوظ پیدا کرده باعث لذت بیشتر شما خواهد شد.
بسیار ی از افراد به خصوص مردان چنین اطلاعاتی ندارند.

زنان هم نعوظ صبحگاهی دارند

زنان هم هر روز صبح با کلیتوریس سفت شده از خواب بیدار
می شوند که اغلب افراد اطلاعی از آن ندارند و توجهی به آن نمی کنند.


دانلود + ادامه مطلب

مسائل جنسی در دوران نامزدی

مسائل جنسی در دوران نامزدی

مسائل جنسی در دوران نامزدی


 در دوره نامزدی چه سوالاتی در مورد مسائل جنسی بپرسیم؟

اگر منظور شما از نامزدی دوره قبل
از عقد می باشد ، مطرح کردن سوالاتی نخست در زمینه سلامت جسمی و جنسی فرد 
اولویت دارد  در حقیقت مطرح شدن خواسته های جنسی خود حاکی از اینست که آیا فرد
از نظر جنسی سالم است یا خیر

سوالاتی که از روی آنها متوجه
سلامت جنسی یا

انحراف جنسی
نامزدتان می شوید

از چه نوع رابطه جنسی لذت می برید
؟

چه رفتارهایی در رابطه جنسی بیشتر
شما را تحریک می کند ؟

آیا زود تحریک می شوید یا دیر ؟

از چه رفتارهایی در رابطه جنسی
بدتان می آید ؟

روی کدام بخش از بدن خود بیشتر
حساس هستید ؟

فانتزی جنسی شما شامل چه مواردیست
؟

آیا خود را از نظر جنسی و تمایلات
سالم و طبیعی می دانید ؟

تا چه حد با مشکلات جنسی زنان و
مردان آشنا هستید ؟

تا چه حد با تفاوتهای مسائل جنسی
زن با مرد آشنایی دارید ؟

علاقه به داشتن فرزند دارید ؟ 
چه مدت بعد از ازدواج ؟

به نظر شما هر چند وقت یکبار زن و
مرد باید رابطه جنسی داشته باشند ؟

اگر همسرتان شرایط رابطه جنسی را
نداشته باشد در ان لحظه چه برخوردی دارید ؟

رابطه جنسی در دوران عقد را مجاز
می دانید ؟ تا چه حد ؟

در بیان سوالات قصد تحریک کردن
نداشته باشید و اجازه دهید در همان حدی که نامدزتان تمایل دارد و تشخیص می دهد پاسخ
های خود را ارائه کند و او را مجبور به  پاسخ نکنید

سوالات
جنسی ممنوعه از نامزد

آیا خودارضایی داشتید یا دارید ؟

آیا فیلم پورن تماشا کردید ؟

آیا با کسی قبلا رابطه داشتید ؟

آیا با کسی قبلا در این موارد
صحبت کردید ؟

خانم ها با حیا هستند

ممکن است نامزد شما اینطور فکر
کند که اگر راحت درباره مسائل جنسی صحبت کند ، شما به گذشته ایشان شک کنید که نکند
قبلا با کسی رابطه داشته است ، به همین دلیل بعضا شاید خود ار بی اطلاع از این
مسائل نشان دهند ،صحبت در زمینه مسائل جنسی در دوران نامزدی
برای زنان به آسانی مردان نیست و نیاز به مقدمات دارد ، ممکن است ایشان از پاسخ به
برخی سوالات تفره بروند ، لزوما این تفره رفتنها به معنای این نیست که از نظر جنسی
سرد هستند یا میل کمی دارند بلکه زنان از روی حیا  صحبت در اینباره برایشان
دشوار است و نیاز به زمان دارند ، هر زمان شما در مورد سایر زمینهها به توافق و
تفاهم رسیدید آن وقت باید  تاکید میشود باید در زمینه مسائل جنسی نیز صحبت
کنید
 


دانلود + ادامه مطلب

اگر به همسرمان مشکوک شدیم چکار کنیم


کانال آدامس جگوار



فروش کاندوم

اگر به همسرمان مشکوک شدیم چکار کنیم


اگر به همسرمان مشکوک شدیم چکار کنیم

به همسرم شک دارم ؟ به همسرم مشکوکم ؟ این سوالات ذهنتان
ار درگیر کرده

گاهی ممکن است همسر شما به هر دلیلی رفتاری را از خود
بروز داده باشد که به اعتماد شما خدشه‌ای وارد شود، مثلاً ماده مشکوکی در
جیب کت او پیدا کنید یا هربار که گوشی او زنگ می‌خورد آن را از شما پنهان
می‌کند یا با کسی مخفیانه در ارتباط است و زمانی که شما چیزی می‌پرسید،
انکار می‌کند.


مسلماً در چنین موقعیتی نیاز به برخوردی داریم که هم طرف مقابل را وارد
گارد دفاعی نکنیم و هم اینکه بتوانیم راه را برای مذاکره باز نگه داریم تا
بتوانیم رابطه پویا و بالنده‌ای داشته باشیم. برخی سؤالات شما ممکن است
همسرتان را وارد گارد دفاعی کند و منجر به ترک موقعیت و پرخاشگری از سمت او
شود؛ مثلاً تصور کنید در زمان بروز فضای شک و تردید در رابطه‌تان شما از
همسرتان بپرسید که: «چه توضیحی واسه این قضیه داری؟ چیزی که توی جیب کتت
پیدا کردم چیه؟ چرا نمیگی این شماره چه کسی بود که افتاد روی گوشیت؟»


یک لحظه خودتان را به جای همسرتان تصور کنید! آیا در روبه‌رو شدن با چنین
سؤالاتی، جواب‌های بی‌ربط یا پرخاشگری و ترک موقعیت از شما سر نمی‌زند؟!

حال به سؤالات زیر توجه کنید:


«یه مدتی هست که می‌خوام در مورد رابطه مون باهات صحبت کنم، نگران فاصله
افتادن بینمون هستم.»

«حس‌های بدی رو دارم تجربه می‌کنم. احساس می‌کنم برات یه غریبه ام، تو برای
این حس بد من چه پیشنهادی داری؟»

«نگران سلامتیت هستم آخه توی جیب کتت یه چیزی دیدم فکر می‌کنم‌ داری به
خودت آسیب میزنی، از دست من کاری برمیاد؟!»

همان‌طور که می‌بینید این سؤالات خالی از قضاوت، پیشگویی و ذهن خوانی هستند
و فردی که آنها را می‌شنود به جای اینکه گارد دفاعی بگیرد یا در مورد مسأله
پیش آمده با شما به گفت‌و‌گو می‌نشیند یا اینکه صحبت‌های شما چند درصدِ هر
چند ناچیز، او را به فکر فرو می‌برد و مطمئناً همین درصد‌های ناچیز، به
مرور زمان، درصد زیادی از رابطه شما را به سمت بالندگی و رشد می‌کشاند.

همیشه این نکته را به خاطر داشته باشید که صحبت کردن، اگر فقط یک درصد
تأثیر داشته باشد، از صحبت نکردن در مورد مسأله پیش آمده در رابطه‌تان، به
مراتب بهتر است؛ کما اینکه همین مقدار کم، بخش زیادی از موفقیت رابطه را در
گذر زمان تضمین می‌کنند.

منبع : ایران بانو

 





رابطه جنسی



مشاوره ازدواج،مشاوره جنسی



آموزش زناشوئی



آموزشهای جنسی



مشاوره جنسی،مشاوره آنلاین



فیلم رابطه جنسی



رابطه جنسی



رابطه جنسی



کانال آدامس جگوار

مشاهده دسته بندی :

بازدید :
565


دانلود + ادامه مطلب

قبلا با دختری بودم که نمی توانم فراموشش کنم


کانال آدامس جگوار



فروش کاندوم

قبلا با دختری بودم که نمی توانم فراموشش کنم


قبلا با دختری بودم که نمی توانم فراموشش کنم

من سه ساله از یه دختری جدا شدم و
از اون به بعد دیگه به کسی میل دوستی ندارم

توی دانشگاه باهاش آشنا شدم و سال دوم دوست شدیم،از اول هم قضیه جدی و قصد ازدواج
بود، خانواده ها در جریان و حتی رفت و آمد داشتیم، منتها گفتیم بعد لیسانس بریم
خاستگاری

اما وقتی لیسانس تموم شد بابای دختره گفت رابطه رو قطع کنید،

هر شرطی گذاشتن از قبیل کار و خونه و ماشین رو برآورده کردیم، اما سربازی سد بزرگی
بود، همین هم شد و رابطه قطع شد

بعد اون شکست 180 عوض شدم،

قبل این اتفاق خیلی آدم شوخ و سرحالی بودم، حتی به تَرَک دیوار هم میخندیدم

اما الان سه ساله بدون هیچ حس و علاقه و احساسی، حتی دیگه هوس هم ندارم

خالیه خالی هستم، خنثی،

الان خداروشکر کار دارم، خونه و ماشین دارم

مادرم اصرار به ازدواج من داره، گیر در گیر

منم میگم نمیتونم کسی رو خوشبخت کنم، چون اصلا هیچ چی ندارم که بتونم بهش بدم،
درونم خالیه خالیه، سرد سرد، بی روح، هنوز نتونستم خودمو پیدا کنم..

دکترجان راه حلی هست که یکم ریکاوری بشم؟

پاسخ مشاور سایت  تنظیم
خانواده

عشق اول عشق فراموش نشدنی

اینکه آدم چه سنی برای اولین بار
احساس کنه عاشقه  خیلی اهمیت داره ، ما در دوران زندگی سبکهای مختلفی با حس و
احوال مختلفی از عشق به جنس مخالف را تجربه می کنیم ، از همان دوران کودکی 
ممکن است به  همبازی جنس مخالفمان علاقه و حس متفاوتی پیدا کنیم ، هر کاری می
کنیم تا خودمان را به او ثابت کنیم و نظر او را جلب کنیم ، بالغ می شویم و متوجه
نیاز های جنسی می شویم و نیاز های عاطفی را جدی تر در نظر میگیریم و حسیم تفاوت
نسبت به دوران کودکی ارت جربه می کنیم ، وارد دانشگاه می شویم و دوباره حس جدید و
البته عمیق تر

اولین جنس مخالف دوران کودکی که
حس دوست داشتن بهش داشتیم،اولین جنس مخالف دوران بلوغ که حس دوست داشتن بهش
داشتیم،اولین جنس مخالف بعد از 20 سالگی یا در دانشگاه که حس دوست داشتن بهش داشتیم
این اولین ها تا آخر عمر در ذهنمان می مانند چون در هر مرحله حس جدیدی رو برای
اولین بار تجربه کردیم

اصل پذیرش

وقتی در کودکی خواسته ای داشته
باشید با هر ابزاری که شده ( گریه-قهر کردن- پرخاشگری و… ) که عملا همگی غیر
منطقی هستند  در تلاشید تا به آن خواسته برسید ، وقتی بالغ می شوید خواسته
هایتان بزرگتر میشود  اما برای رسیدن به آنها در می ایبید که با قهر کردن و
گریه کردن و … نمی شود به آنها رسید ،  این اولین گام برای پذیرش است ، یک
انسان بالغ باید اصل پذیرش را در خود تقویت کند  شما برای رسیدن به  آن
دختر تلاش کردی ، آن چیزی که دست خودت بود را انجام دادی  و چقدر خوب که باعث
شد الان جایگاه بهتری نسبت به قبل داشته باشی در حقیقت به نوعی باید از پدر آن دختر
خانم تشکر هم بکنید که با سختگیری باعث شدند شما برای علاقه ای که به دخترشان
داشتید تلاش کنید و موقعیت بهتری بدست بیاورید ، اما اصل پذیرش رو در نظر نگرفتی ،
باید بپذیرید که در زندگی گاهی تلاش می کنید و به نتیجه ای که دوست دارید نمی رسید 
اما این بدان معنا نیست که دیگر دنیا به آخر رسیده

 

نحوه برخورد با وقایع مهم در
زندگی

شما با ناکامی هایتان نباید
احساسی رفتار کنید ، شاید شما حس متفاوتی را با آن دختر خانم تجربه کردید اما وقتی
از احساس صحبت می کنید یعنی امکان تجربه سطح بالاتر آن ممکن است ، شما دختری را می
خواستید تلاش کردید و به نتیجه نرسیدید ، آیا دنیا به آخر رسیده ؟ بپذیرید و واقع
بین باشید مرور آنچه در گذشته اتفاق افتاده کمکی به شما نمی کند ، شما گذشته را که
نمیتوانید تغییر دهید  پس به آینده فکر کنید ، شما می توانید حس جدیدی را
تجربه کنید و نباید خودتان را از این فرصت محروم کنید ، منتظر نمانید تا اوضاع خود
به خود تغییر کند ، خودت باید اوضاع رو تغییر بدی ، با واقع بینی اگر مسائل را
احساسی دنبال کنید بارها و بارها ضربه می خورید  ، آن دختر خوب یا بد ، تلخ یا
شیرین روزگاری در زندگی شما نقشی داشت ، شما هب هسم خودتان تلاشتان را کردید 
به هر دلیلی نشد   شاید به هدف اصلیتان که همان دختر بود نرسیدید اما در
عوض موقعیت و جایگاه بهتری پیدا کردید تا پله ای باشد برای رسیدن به  فردی
دیگر  پس با افسوس خوردن و فکر به گذشته نمیتوانید آینده را بسازید ، اکثر
کسانی که در اطرافیت می بینی از این نوع شکستها داشته اند ، اما اطمینان به شما می
دهم  روزی در کنار کسی خواهی بود که می گویی  چقدر خوب شد که آن رابطه
بهم خورد ، چقدر خوب شد که پدر آن دختر سختگیری کرد 

واحد مشاوره آدامس جگوار





رابطه جنسی



مشاوره ازدواج،مشاوره جنسی



آموزش زناشوئی



آموزشهای جنسی



مشاوره جنسی،مشاوره آنلاین



فیلم رابطه جنسی



رابطه جنسی



رابطه جنسی



کانال آدامس جگوار

مشاهده دسته بندی :

بازدید :
669


دانلود + ادامه مطلب

علت حرف گوش ندادن همسر

علت حرف گوش ندادن همسر


علت حرف گوش ندادن همسر

همسرم حرف گوش نمیده ؟ به حرفهایا
همیت نمیده ؟ آیا شما هم در گیر این مسئله هستید ؟ چرا همسرتان به شما گوش
نمی‌دهد؟

مشکل ِ به حرف همسر گوش ندادن،
می‌تواند با مشکلاتی که همسرتان دارد، روش ارتباطی و انتقال مفاهیم و یا ترکیبی از
هر دو مرتبط باشد.


اگر همسرتان به حرفتان گوش نمیده موارد ذیل را بررسی کنید

. شاید برای اینکه حرف‌تان را
بزنید خیلی حاشیه می‌روید. مونولوگهای طول و دراز، خسته کننده‌اند؛ منظورتان را
سرراست بگویید!

. در گفتگوها به همسرتان مجال حرف
زدن نمی‌دهید. به او هم فرصتی بدهید تا حرفش را بزند.

. اگر سابقه‌ی گفتن ِ حرفهای
آزاردهنده، تحقیرآمیز، توهین آمیز، تهدید کننده و بی‌ادبانه به همسرتان را داشته
باشید و بارها احساسات او را جریحه دار کرده باشید، همسرتان با گوش ندادن به شما
موضع دفاعی خواهد گرفت. این حرفها را نزنید!

. اگر حرفهای‌تان تابع الگویی از
تقلب و دغل کاری باشند، همسرتان توجهی به شما نخواهد کرد. رُک و راست باشید!

. اگر مدل حرف زدن‌تان نصیحت
آمیز، انتقاد آمیز و خطابه مانند و یا ابهام آمیز باشد همسرتان ترجیح خواهد داد
گفته‌های شما را نشنود. نگاه‌تان از بالا به پایین نباشد و هنگام حرف زدن با
همسرتان در جایگاه استادی قرار نگیرید!

. ممکن است در جملات خود خیلی
زیاد کلی گویی می‌کنید. نظراتی که در آنها از کلمه‌هایی مانند «همیشه»، «هرگز» و
«مدام» استفاده می‌شود می‌توانند همسر را نسبت به گوش دادن به تمام حرفهایتان
بی‌علاقه و بی‌تفاوت کنند. این واژه‌ها را از دایره‌ی لغات‌تان حذف کنید!

. شاید زمان مناسبی را برای حرف
زدن با همسرتان انتخاب نمی‌کنید. همسر شما وقتی که خسته است، ذهنش درگیر است، مشغول
کار مهمی است، تلویزیون تماشا می‌کند یا نگران مسئله‌ای است به شما گوش نخواهد داد.
به او بگویید که می‌خواهید با او حرف بزنید و از او درخواست کنید وقت مناسبی برای
شما درنظر بگیرد. اگر مخالفت کرد، عصبانی نشوید و باز هم به او فرصت بدهید.

. هر موضوع و مسئله‌ای که قبلا در
موردش طولانی بحث کرده‌اید می‌تواند باعث شود همسرتان به شما گوش ندهد. لطفا پای
موضوعات تکراری و مشکلات کهنه را دوباره وسط نکشید!

. ممکن است همسر شما از گفتگوهای
ادامه دار و بیفایده‌ی شما خسته و دلزده شده باشد. گله کردنها، آه و ناله کردنها و
یا منفی بافیهای شما همسرتان را کسل کرده، کمی مثبت‌تر حرف بزنید!

. شاید هم خود شما به همسرتان گوش
نمی‌دهید! این بار که همسرتان در مورد موضوع مهمی با شما حرف می‌‌زند، خودتان را
بسنجید و ببینید شما چقدر به حرفهای همسرتان گوش می‌دهید./p>

شاید همسرتان به حرفهایتان گوش
نمی‌دهد تا از بگومگو پرهیز کند‎


شاید همسرتان به حرفهایتان گوش نمی‌دهد تا از بگومگو پرهیز کند‎

. ممکن است همسرتان به موضوعی که
درموردش حرف می‌زنید علاقه‌ای نداشته باشد. از او بپرسید موضوعی وجود دارد که دوست
داشته باشد درباره‌اش گفتگو کنید.

. ممکن است همسر شما با چیزی که
می‌گویید مخالف باشد و تمایلی نداشته باشد به حرفهایتان در این مورد ادامه دهید.

. ممکن است در این روز همسر شما
به اندازه کافی شنونده بوده و زیاد حرف شنیده و خسته شده. در چنین شرایطی توقع
نداشته باشید باز هم بنشیند و گوش بدهد!

. اگر اطلاعات ارائه می‌دهید یا
توصیه‌ای می‌کنید ممکن است همسرتان در حال حاضر آن اطلاعات را داشته باشد یا
توصیه‌تان تکراری و ناکارآمد باشد.

. شاید همسرتان عادت دارد هنگامی
که حرف می‌‌زنید به این فکر کند که جوابتان را چگونه بدهد.

. ممکن است همسرتان اینطور قضاوت
کند که چیزی که شما می‌گویید مهم نیست.

. شاید همسرتان بر این باور باشد
که اهمیت ندادن به چیزی که شما می‌گویید باعث می‌شود شما موقعیت را تغییر دهید و
دیگر به حرفتان ادامه ندهید.

. ممکن است همسرتان از یک نیمه از
مغزش برای گوش دادن استفاده می‌کند! محققان آمریکایی دریافته‌اند مردها فقط با نیمی
از مغز خود گوش می‌دهند، در حالیکه زنها از هر دو طرف مغز برای گوش دادن استفاده
می‌کنند. پژوهشگران می‌گویند، با این وجود نتیجه این نیست که زنها حتما شنونده‌های
بهتری نسبت به مردها هستند. بلکه نیاز دارند برای گوش دادن به یک مکالمه، از
قسمتهای بیشتری از مغز خود استفاده کنند. یک نتیجه‌ی دیگر هم اینکه زنها می‌توانند
به طور همزمان به دو گفتگو گوش دهند!

. شاید همسرتان می‌ترسد و راحت
نمی‌تواند نظر مخالفش را اعلام کند، برای همین گزینه‌ی راحت‌تری را انتخاب می‌کند و
اصلا گوش نمی‌دهد. اجازه بدهید همسرتان آزادانه با شما مخالفت کند!

. ممکن است همسرتان آستانه‌ی
تمرکز پایینی داشته باشد. آستانه تمرکز یک بزرگسال معمولی فقط 7 ثانیه است. شما
باید میان حرفهایتان مکث کنید. اگر لازم بود اجازه دهید همسرتان سوالهایی بپرسد تا
موضوع مورد بحث‌تان برایش شفاف‌تر شود.

. شاید وقتی که با همسرتان در حال
حرف زدن هستید، چیزهای زیادی وجود دارد که حواس همسرتان را پرت می‌کند. اگر واقعا
برایتان مهم است همسرتان با حواس کاملا جمع به شما گوش بدهد، تمام حواس پرت کن‌ها
را حذف کنید، مثلا موبایل و تلویزیون خاموش!

. شاید همسرتان به حرفهایتان گوش
نمی‌دهد تا از بگومگو پرهیز کند!

. شاید همسرتان می‌داند درخواستی
که از او دارید قابل قبول نیست و ترجیح می‌دهد خود را به نشنیدن بزند تا اینکه «نه»
بگوید!


منبع: bartarinha.ir

 


دانلود + ادامه مطلب

رابطه با پسری که قبلا عاشق یکی دیگه بوده


کانال آدامس جگوار



فروش کاندوم

رابطه با پسری که قبلا عاشق یکی دیگه بوده


رابطه با پسری که قبلا عاشق یکی دیگه بوده

سلام خسته نباشین دختری ۲۱ ساله
هستم ۷ سال به یه اقای دوستم یه مدت چند ماهه با هم قهر بودیم ایشون رفتن با یکی
دیگه دوست شدن و بعد چند وقت باز برگشتن و میگفتن اون دخترو دوست دارن و عاشقش بودن
الان از اون موقع ۳ سال میگذره اما من هنوز نسبت به ایشون بی اعتمادم بااین که دیگه
هیچ چیزی ازشون ندیدم تو تمام این مدت هم سعی کردن اعتماد منو جلب کنن اما

وقتای که اهنگ غمگین گوش میده یا وقتی میره تو فکر من فکر میکنم به اون دختر فکر
میکنه

پاسخ مشاورقبل از ازدواج

شما  عنوان کردید 21 سال سن
دارید و 7 سال با آقایی رابطه دوستی دارید یعنی آغاز این دوستی از سن 14 سالگی بوده
، احتمالا ایشان هم هم رده های سنی خودتان بودند در این صورت شما زمانی با هم وارد
رابطه عاطفی شدید که هر دو در شرایط سنی خاصی بودید ، شرایطی که فقط و فقط به
احساسات اهمیت داده می شود و غرایز ،  نتیجه چنین رابطه ای چه می شود ؟ 
وابستگی

چطور بعد از یک رابطه چند ساله
طرف مقابل عاشق فرد دیگری می شود ؟

شما چند ماه قهر بودید که در این
مدت ایشان با فرد دیگری در رابطه عاطفی قرار گرفتندد و عاشقش شدند  این چه 
چیزی در رابطه شما نشان می دهد ؟  اینکه ایشان به شما وابسته بودند ایشان آن
حس زیبای  ابتدای رابطه را دیگر در تداوم این رابطه با شما احساس نمی کردند در
نتیجه با فرد دیگری وارد رابطه شدند ، این به معنای این نیست که ایشان فردی نا
مناسب هستند ، این یک اتفاق طبیعی است ، وقتی دو نفر صرفا یک رابطه احساسی دارند 
که هیچ پیشرفتی نمی کند و هیچ هیجانی ندارد یا از روی وابستگی با هم هستند و یا از
روی عادت ، شاید بگویید من خودم تو مدتی که ایشان  با من نبودند با کس دیگری
در رابطه نبودم و به کسی فکر نکردم ، اگر اینگونه باشد  مسیر احساسی و عاطفی
رابطه شما با ایشان  متفاوت بوده 

بی اعتمادی شما بی دلیل نیست

اگر رابطه شما باز هم در مسیر
قبلی قرار گرفته و همواره بدون هیچ پیشرفتی در تداوم است  بی اعتمادی شما
تشدید و ماندگار می شود ، زمانی اعتماد شما جلب میشود و بازسازی می شود که وضعیت
رابطه شما با قبل تفاوت کرده و پیشرونده باشد و گرنه باز ته دلتان احساس سستی نسبت
به این رابطه خواهید داشت و نتیجه این میشود که شما فکر میکنید ایشان هنوز به آن
فرد فکر می کنند در حقیقت همین افکار باعث می شود تا شما اعتماد به نفستان را از
دست بدهید و احساس ضعف کنید

وقتی با کسی در رابطه هستید که
تکلیفش با خودش مشخص نیست

قرار است این رابطه تا کی به همین
وضعیت ادامه داشته باشد ؟ رابطه شما نسبت به هفت سال پیش چه پیشرفتی کرده ؟ آیا از
روی عادت با هم هستید ، وابستگی ؟ یا دلبسته هم شدید ؟ آیا اهداف مشترکی دارید ؟ 
آیا هر دوی شما سهم یک اندازه از این رابطه دارید ؟ یا اینکه طرف مقابل شما تعیین
کننده هدف و زمان این رابطه است

شاید خودتان هم نمی دانید چه باید
بکنید ؟  مسئله ای که این سردرگمی را تشدید می کند عدم ثبات

معیارها
و ملاکها می باشد ، وقتی معیارها و ملاکهای فرد ثابت نشده باشد از
انتخاب خود مطمئن نیست ، زمان بیشتری صرف می کند تا به این اطمینان برسد ، پس زمانی
یک رابطه می تواند مستحکم باشد که  اولا معیارهای دو طرف ثابت شده باشد ، دوما
هدف از رابطه مشخص باشد ، سوم رابطه مرحلاه به مرحله پیشرفت کند تا به هدف تعیین
شده آن برسد  ، نه اینکه چند سال بگذرد و اتفاق خاصی نیفتد البته اگر قصد شما
و ایشان از این رابطه ازدواج بوده و هست

اگر قصد شما ازدواج نبوده و فقط
دوستی است

اگر شما قصد ازدواج ندارید 
خب این رابطه یک روز آغاز و یک روز هم تمام می شود ، پس انتظارات شما باید در همین
حد و اندازه باشد نه بیشتر اما اگر قصد شما ازدواج است باید از قصد طرف مقابل هم
اطمینان حاصل کنید نه در حرف بلکه در عمل  با طرف مقابل خود در باره احساستان
صحبت کنید ، در مورد رابطه تعیین تکلیف کنید





رابطه جنسی



مشاوره ازدواج،مشاوره جنسی



آموزش زناشوئی



آموزشهای جنسی



مشاوره جنسی،مشاوره آنلاین



فیلم رابطه جنسی



رابطه جنسی



رابطه جنسی



کانال آدامس جگوار

مشاهده دسته بندی :

بازدید :
757


دانلود + ادامه مطلب

چرا برخی دخترها می خواهند مجرد بمانند

چرا برخی دختران ازدواج نمی کنند .
زندگی مجردی را انتخاب می کنند ؟

به نظر شما چه دلایلی موجب می‌شود که یک دختر تجرد را
انتخاب کند؟

توانمندی‌های مالی و اقتصادی دختران نقش به‌سزایی در این
مسأله دارد. در صورتی که یکی از دلایل ازدواج نیازمندی مالی است وقتی این
نیاز برطرف می‌شود، شاید دیگر ازدواج برای برخی جذابیتی نداشته باشد. باید
توجه داشته باشیم در هر مسأله اجتماعی ده‌ها دلیل مؤثر است، اما دلایلی که
من نام بردم شاید عمده‌ترین دلایل
تجرد قطعی در خانواده ایرانی باشد. یکی
دیگر از عوامل تجرد قطعی، مشکلات اقتصادی بعد از ازدواج است؛ یعنی همزمان
توانمندی مالی و محرومیت مالی می‌تواند تأثیرگذار باشد. دختران این روزها
وحشت از ازدواج دارند این‌که دیگر نتوانند کارهایی که دلشان می‌خواهد را
انجام دهند. در شرایطی که زنان و دختران با توجه به نیاز خود و جامعه،
نقش‌های مختلفی را در جامعه به عهده گرفته و مشغول به تحصیل یا کار هستند،
این نقش‌ها حدی از استقلال شخصیتی یا اقتصادی را برای آنها فراهم می‌آورد و
ازدواج را از اولویت اصلی خارج می‌کند. زنان و دختران امروز دیگر ناتوان
نیستند تا به هر ازدواجی تن دهند. شما اگر به خانواده‌ها نگاه کنید متوجه
می‌شوید که دیگر آنها بین پسر و دخترشان فرق نمی‌گذارند برای هر کدام زحمت
می‌کشند تا بزرگ شوند بنابراین برای ازدواجشان هم حساسیت دارند. این موضوع
در دهه‌های گذشته این چنین نبود بسیاری از خانواده‌ها به دخترانشان اجازه
مدرسه رفتن نمی‌دادند.اما شما دقت کنید هم‌اکنون دخترها بیشترین داوطلبان
کنکور را تشکیل می‌دهند و تحصیلات موجب شده تا آنها کار پیدا کنند و مستقل
شوند و با هر ازدواجی رضایت نداشته باشند. با این حال به نظرم بزرگترین
دلیلش این است که زن ها توانمند شده‌اند.

خیلی اما به این موضوع ایراد می‌گیرند؟

به نظرم اصلاً موضوع منفی نیست. خیلی هم به نفع جامعه
است. ببینید در گذشته اصلاً برای خانواده فرقی نمی‌کرد که دخترشان همسر
چندم مردی می‌شود اما این روزها خانواده روی ازدواج و تحصیلات دخترانشان
بسیار حساس شده‌اند.

به نظر شما بیشتر چه طبقه‌ای از دختران ازدواج نمی‌کنند؟

نمی‌‌توان آن را به طبقه خاصی از جامعه نسبت داد. در واقع
بحث تجرد قطعی در میان تمام طبقات جامعه با تغییرات نگرشی صورت گرفته است.
باید دید نگرش این افراد به زندگی دقیقاً چگونه است؟ شواهد نشان می‌دهد؛
تجرد قطعی دختران و حتی پسران در خانواده‌های سنتی، سرمایه گذار، مدرن و
پست مدرن وجود دارد،وقتی موضوع تجرد قطعی مطرح می‌شود خیلی‌ها می‌گویند
برای زنان این موضوع منفی است و به نوعی به زنان برچسب می‌زنند؟اصلاً این
چنین نیست و تجرد یک موضوع جمعیت شناسی ما است و جامعه شناسان برای
شاخص‌های جمعیت شناسی از این فاکتور استفاده می‌کنند. همان طور که در
شاخص‌های جمعیت شناختی بر میانگین عمر، متوسط سن ازدواج و یا دوران باروری
هم تأکید می‌شود.به هر حال این را باید بگویم که از یک سنی به بعد امید به
ازدواج برای زن ها کمتر می‌شود این موضوع برای مردان هم پیش می‌آید.شاید
این موضوع به این دلیل باشد که آنقدر درباره تجرد دختران حرف می‌زنند
درباره تجرد مردان حرفی نمی‌شود؟مردان هم تجرد قطعی دارند. اما نگاه کنید
می‌خواهم درباره فرهنگ سنتی جامعه صحبت کنم این‌که زنها هیچ گاه پیشنهاد
ازدواج را به مردان نمی‌دهند. اگر زنان هم می‌توانستند پیشنهاد دهنده
ازدواج باشند شاید الآن کمتر با پدیده‌ای به نام تجرد قطعی دختران مواجه
بودیم و یا طبق آمارها تعداد مردان مجرد بالای 40 سال یک‌سوم تعداد زنان
مجرد است. مسأله این است که این مردان بالای 40 سال که عده زیادی هم ندارند
اگر تصمیم به ازدواج بگیرند با دختران 40 سال یا بالاتر ازدواج نمی‌کنند.
در نتیجه، احتمال رسیدن این گروه از زنان بالای40سال به تجرد قطعی زیاد
است.

مهمترین پیامدی که تجرد قطعی برای زن یا مرد دارد چیست؟

مهمترین پیامد می‌تواند احساس تنهایی باشد. انسان‌ها
نیازمند داشتن خانواده‌ هستند که کانونی پرمهر و محبت داشته باشند، انسان
نیازمند تعامل و ارتباط است و اگر آن را نداشته باشد، دچار افسردگی
می‌شود.آیا این تجرد آسیب محسوب می‌شود؟به هیچ عنوان آسیب نیست. اما اصولاً
تجرد برای زن و مرد دلچسب نیست. زنان تنها در کشور مشکلات بسیاری دارند
مثلاً آنها نمی‌توانند به راحتی خانه اجاره کنند و یا مسافرت بروند. جامعه
خودش نگاه منفی به زن تنها دارد.همچنین ممکن است دختران تا سن ۳۵ سالگی به
علت وجود خانواده احساس تنهایی نکنند اما در یک سنی افراد بشدت احساس
تنهایی خواهند کرد و این آسیب‌پذیری برای زنان بیشتر از مردان خواهد بود.
با این حال مخالف این هستم که خانواده را زن می‌سازد. بلکه مرد هم از اجزای
شکل‌گیری خانواده است و باید به این موضوع توجه کنیم. اتفاقاً فکر می‌کنم
که بالا رفتن سن ازدواج کمک کرده تا طلاق هم کمتر شود. این موضوع به کاهش
طلاق بسیار کمک کرده است.

آیا می‌توان به‌طور قطع گفت که زنان یا مردان تا آخر عمر
مجرد می‌مانند؟

من معتقدم که پدیده‌های جامعه شناسی مطلق نیست و بر این
باورم معیار جمعیت شناختی قاعدتاً با تغییر معیارهای اجتماعی و ارزش‌های
اجتماعی تغییر کند. برای این موضوع می‌توانیم به امید به زندگی در سال های
گذشته اشاره کنیم که اگر امید به زندگی افراد 50 سال بود خیلی‌ها می‌گفتند
که عمر افراد بالاست. اما حالا امید به زندگی به 70 سال رسیده است. یا
ازدواج سالمندان در گذشته باب نبود اما حالا به فرهنگ درآمده است می‌خواهم
بگویم در این سال ها ما تغییر فرهنگ بسیار داشته‌ایم و حالا از تجرد قطعی
حرف می‌زنند. باید بگویم پدیده نسبی فرهنگی است که حالا مطرح می‌شود. تجرد
قطعی به معنای عدم ازدواج فرد است. در مفاهیم جامعه‌شناسی تجرد قطعی،
افرادی را در برمی‌گیرد که هرگز ازدواج نکرده و امیدی هم به ازدواج نداشته
باشند. اما نکته قابل توجه این است که سن تجرد قطعی بین ۴۰ تا ۵۰ سالگی است
یا در واقع سنی که باروری از دست می‌رود. اما باید ببینیم واقعاً این اتفاق
می‌افتد.یعنی شما می‌گویید ما تجرد قطعی نداریم؟تقریباً می‌شود گفت که
مسائل اجتماعی تغییر می‌کند و هم معیارها تغییر کرده است مثلاً در گذشته
می‌گفتند دختر به 20 رسید باید به حالش گریست. در آن سال ها واقعاً دخترها
احساس می‌کردند که اگر ازدواج نکنند برای همیشه مجرد می‌مانند. اما
هم‌اکنون فرهنگ جامعه بالا رفته است دیگر از اصطلاح پیر دختر یا ترشیده
استفاده نمی‌کنند در سال های قبل رسماً به دختری که ازدواج نمی‌کرد ترشیده
می‌گفتند هم‌اکنون می‌بینیم که نگرش‌ها در این باره تغییر کرده است. دیگر
دختر نان خور اضافی خانواده نیست که تا خواستگاری برایش بیاید خانواده او
را شوهر دهد که مخارجش بر عهده فرد دیگری باشد. ما در ایران شاهد تغییر
نگرش بسیاری بودیم و این برای زنان یک دستاورد است.

برای کاهش تجرد قطعی چه باید کرد؟

باید توجه داشت که تنها برخی از راهکارها در کوتاه‌مدت
قابل تحقق هستند. برای مثال‌ مشکلاتی مانند بیکاری و تورم و کمبودها مربوط
یبه عموم جامعه است، اما راه‌حل آنها به مدیریت کشور برمی‌گردد. از سوی
دیگر باید توجه داشت که یکی از دلایل تجرد، فرهنگ است و برای مثال می‌توان
با تلاش برای کاهش توقع افراد از ازدواج، تبعات این مسأله را کاهش داد.
براساس آمارها، در برخی از شهرها مانند تهران از هر 3 ازدواج، یکی به طلاق
منجر می‌شود. این امر زنگ خطری برای جوانان است؛ اما باید توجه داشت که از
طرف دیگر ازدواج امر مهمی است و بنابراین باید در مورد آن بسیار حساس بود.
این عوامل موجب می‌شود زنان و مردان از ازدواج وحشت داشته باشند. باید این
وحشت ازدواج را از بین ببریم.

آیا می‌توان اقدامی انجام داد که تجرد قطعی را کنترل
کنیم؟

حل کردن مسائل فرهنگی به زمان نیاز دارد. باید توجه داشت
زمانی‌که افراد نتیجه توقعات نابجا و تبعات آن را که منجر به تجرد قطعی
می‌شود، ببینند بیشتر به فکر می‌افتند. از سوی دیگر نقش خانواده‌‌ها نیز در
کاهش تجرد قطعی حائزاهمیت است. باید در خانواده درباره ازدواج موفق بیشتر
صحبت کرد.

 


دانلود + ادامه مطلب

این رفتارها همسرتان را از شما دور می کند

این رفتارها همسرتان را از شما دور می کند


این رفتارها همسرتان را از شما دور می کند

 

روابط خوبی با همسرتان دارید و
هرگز دوست ندارید باعث ناراحتی او شوید اما واقعیتی که باید بپذیریم این است که
آدمیزاد جایزالخطاست و گاهی اوقات بدون این که بخواهد رفتاری نشان می دهد که باعث
آزار دیگران می شود. در ادامه با 5 رفتاری که ناخودآگاه همسرتان را آزار می دهید
آشنا شوید. 

مسخره کردن همسر جلوی دیگران

شاید در جمع دو نفره شوخی کنید یا
حتی کمی مسخره بازی در بیارید اما مسخره کردن همسر جلوی دیگران باعث دوری همسرتان
می شود

انتقاد از همسر جلوی دیگران

همسرتان هر اشکالی دارد در خلوت
دو نفره از او انتقاد کنید

بعد از تمیز کردن او تمیز
می کنید

وقتی همسرتان ظرف ها را به اندازه
شما تمیز نشسته است شما دوباره آن را می شوئید. با این رفتار او احساس می کند هیچ
ارزشی برای کمک او قائل نیستید. گاهی اوقات لازم است بیخیال باشید. وقتی ظرف ها در
جای خود قرار نگرفته اند هم می توانید بخوابید.

تفریحات دو نفره ندارید

وقت خودتان را صرف کار ، یا صرف
بچه های می کنید ؟ بیشتر با دوستانتان بیرون می روید ؟ تداوم این رفتار باعث دوری
همسرتان می شود بهتر است هفته ای یک شب را دو نفره سپری کنید

دائم از خودتان انتقاد می
کنید

چه روز بدی داشته باشید یا دنبال
تعریف و تمجید باشید برای همسرتان این که هر لحظه مشوق شما باشد آزار دهنده است.
سعی کنید مثل او باشید. هر روز با گفتن چیزی که به آن افتخار می کنید عشق به خودتان
را نشان دهید. به گفته روانشناسان وقتی خودتان را همانطور که هستید بپذیرید روابط
بهتری هم خواهید داشت.

گاهی اوقات بدون این که فرد
بخواهد رفتاری نشان می دهد که باعث آزار دیگران می شود

با موبایل تان مشغول می
شوید

وقتی دائم با موبایل تان مشغول
هستید و در فضاهای مجازی پرسه می زنید به همسرتان حس بی اهمیت بودن و نادیده گرفته
شدن می دهید. کمتر شبکه های اجتماعی را چک کنید یا وقتی هر دو کنار هم هستید موبایل
را خاموش کنید. شاید این کار کمی سخت باشد اما نتیجه خوبی در بر دارد.

هر وقت بخواهید شنونده
خوبی می شوید

او درباره برنامه آخر هفته صحبت
می کند و ناگهان بین حرف های او  به یاد قسمتی از فیلمی که چند لحظه پیش دیده اید
به خنده می افتید. به جای این که به او احساس صحبت کردن با دیوار بدهید سعی کنید
چیزهایی که می گوید را تکرار کنید تا به او نشان دهید که به حرفهایش گوش می دهید. 

در جمع دوستان وسط حرف او
می پرید

وقتی در جمع گروهی از دوستان تان
هستید حرف همسرتان را قطع نکنید. این کار شما به او احساس تحقیر و نا امیدی می دهد.

منبع : bedunim.ir

 


دانلود + ادامه مطلب

مدل ساختاری در نظریه روانکاوی فروید: اید، ایگو و سوپرایگو

مدل ساختاری در نظریه فروید به ساختارهای شخصیت شامل اید، ایگو و سوپرایگو اشاره دارد. بر اساس نظر زیگموند فروید شخصیت انسان پیچیده است و بیش از یک مؤلفه دارد. او در یکی از مشهورترین نظریه‌های خود درباره شخصیت مطرح کرده است که شخصیت هر انسانی از سه عنصر یا مؤلفه تشکیل شده است. این سه عنصر با عنوان اید، ایگو، و سوپرایگو شناخته می‌شوند. در واقع از نظر فروید تعامل بین این سه قسمت شخصیت است که رفتار پیچیده‌ی انسان را شکل می‌دهد. با آدامس جگوار همراه باشید.

هر قسمتی نقش منحصر به فردی در شخصیت انسان ایفا می‌کند و روش‌های تعامل آنها با یکدیگر تأثیر عمده‌ای بر فرد می‌گذارد. هر کدام از این سه قسمت در زمان خاصی از زندگی ظهور پیدا می‌کند.

مدل ساختاری: اید، ایگو، سوپرایگو

بیایید نگاه نزدیکتری به هر کدام از این قسمت داشته باشیم برای اینکه بفهمیم چگونه کار می‌کنند و چگونه با یکدیگر تعامل می‌کنند.

 

اید

اید اولین قسمت مدل ساختاری است. اید تنها قسمتی از شخصیت است که از روز تولد حضور دارد. این قمست شخصیت تماماً ناهشیار است و دربرگیرنده‌ی رفتارهای غریزی و ابتدایی است.

بر اساس نظر فروید اید منبع انرژی روانی است که این موضوع آن را قسمت اساسی شخصیت می‌سازد.

اید بر اساس اصل لذت عمل می‌کند، یعنی تلاش می‌کند که ارضای فوری بدست آورد. به عبارت دیگر اید خواستار برآورده شدن بلافاصله‌ی آروزها، خواسته‌ها و نیازهاست. اگر این نیازها فوری برآورده نشوند نتیجه‌ی حاصله اضطراب یا تنش است. به عنوان مثال افزایش گرسنگی یا تشنگی باعث می‌شود که فرد تلاش کند فوراً به غذا یا نوشیدنی دست پیدا کند.

در ابتدای تولد وجود اید بسیار حیاتی و ضروری است زیرا باعث می‌شود که نیازهای نوزاد برآورده شوند. اگر نوزاد گرسنه شود یا احساس ناراحتی کند شروع به گریه می‌کند و تا زمانی که خواسته‌اش برآورده نشود دست از گریه کردن بر نمی‌دارد. به خاطر اینکه نوزاد سراسر اید است هیچ استدلالی زمانی که آنها به چیزی نیاز دارند مؤثر واقع نمی‌شود. پس اید به طور کلی خواستار ارضای فوری نیازهاست و چون سایر بخش‌های شخصیت وجود ندارند او به رفتار گریه کردن ادامه می‌دهد تا نیازهایش را برآورده سازد.

با وجود این، ارضای فوری نیازها همیشه امکان‌پذیر نیست. اگر ما همیشه تحت اصل لذت عمل کنیم ممکن است چیزی را که می‌خواهیم از دست دیگران بقاپیم چون به آن نیاز داریم. این رفتارها اما از لحاظ اجتماعی ناپسند است. بر اساس نظر فروید، اید سعی می‌کند تنش ایجاد شده توسط اصل لذت را با فرآیند نخستین تفکر حل کند. فرآیند نخستین یک تصویر ذهنی از شیء خواسته‌شده  ایجاد می‌کند تا از طریق آن نیازها را ارضا کند.

اگرچه افراد اغلب کنترل اید را می‌آموزند، اما این بخش شخصیت به شکل نوزادگونه و ابتدایی در سراسر طول عمر باقی می‌ماند. رشد و ظهور ایگو و سوپرایگو است که به افراد  قدرت کنترل اید را می‌دهد و باعث می‌شود که افراد هم واقع‌گرایانه و جامعه‌پسند رفتار کنند.

 

ایگو

ایگو دومین بخش مدل ساختاری شخصیت است و بخشی از شخصیت است که مسئولیت آن رسیدگی به واقعیت است.

بر اساس نظر فروید ایگو از اید ساخته می‌شود و این اطمینان را می‌دهد که تکانه‌های اید به شکل قابل قبولی در دنیای واقعی می‌توانند ابراز شوند.

بنابراین عملکرد ایگو بر اساس اصل واقعیت است. به عبارت دیگر اید تلاش می‌کند که به شکل واقع‌گرایانه و جامعه‌پسندانه آرزوهای اید را برآورده سازد. اصل واقعیت باعث، مزایا و معایب اعمال را قبل از عمل می‌سنجد و تصمیم می‌گیرد که آن عمل انجام شود یا خیر. در بسیاری از موارد تکانه‌های اید از طریق به تعویق انداختن ارضا برآورده می‌شود، زیرا ایگودر نهایت به رفتارها اجازه می‌دهد که در زمان و مکان مناسب رخ دهند.

فروید اید را به اسب تشبیه کرد و ایگو را به سوارکار. اسب نیرو و حرکت را تولید می‌کند و سوارکار جهت و راهنمایی‌های لازم را. بدون سوارکار، اسب به سادگی به هر سمتی که دلش بخواهد منحرف می‌شود و هر کاری را که به او لذت دهد انجام می‌دهد.

ایگو از طریق فرآیند ثانویه تنش ایجاد شده توسط تکانه‌های برآورده نشده را تخلیه می‌کند. با استفاده از فرآیند ثانویه ایگو سعی می‌کند چیزی را در دنیای واقعی پیدا کند که شباهت بسیار بالایی با تصویر ذهنی ایجاد شده توسط فرآیند نخستین داشته باشد.

سوپرایگو

آخرین قسمت مدل ساختاری شخصیت که شکل می‌گیرد سوپرایگو است.

سوپرایگو آن بخشی از شخصیت است که تمام استاندارهای اخلاقی درونی‌شده‌ از سمت والدین و جامعه را در خود ذخیره کرده است. سوپرایگو، دستورالعمل‌ها و راهنمایی‌های لازم جهت قضاوت کردن را فراهم می‌سازد. بر اساس نظر فروید سوپرایگو در حدود ۵ سالگی ظهور پیدا می‌کند.

سوپرایگو دارای دو بخش است:

ایگوی آرمانی: ایگوی آرمانی شامل قوانینی برای استانداردها و رفتارهای خوب است. رفتارهای خوب شامل رفتارهایی است که توسط والدین و یا مراجع قدرت تأیید شده‌اند. اطاعت کردن از این رفتارها احساس غرور، ارزشمندی و فضیلت‌مندی ایجاد می‌کند.

وجدان: وجدان دربرگیرنده‌ی اطلاعاتی است که توسط والدین و یا جامعه بد در نظر گرفته شده‌اند. این رفتارها اغلب ممنوعه اعلام شده‌اند و منجر به پیامدهای بد، تنبیه، یا احساس گناه و افسوس می‌شوند.

تعامل در مدل ساختاری: تعامل اید، ایگو و سوپرایگو

هنگامی که درباره‌ی اید، ایگو، و سوپرایگو حرف می‌زنیم مهم است که به یاد داشته باشید آنها ساختارهای کاملاً مجزا از یکدیگر به همراه مرزهای مشخصی نیستند. این جنبه‌های شخصیت پیا هستند و در درون شخص با یدیگر تعامل می‌کنند تا شخصیت و رفتار شکل بگیرد.

با وجود نیروهای متعارض در درون شخصیت، به سادگی می‌توانیم بفهمیم که همیشه تعارضی بین اید، ایگو و سوپرایگو وجود دارد. فروید از اصطلاح استحکام ایگو استفاده کرده است. استحکام ایگو به این معناست که ایگو می‌تواند در شرایطی که بین ساختارهای شخصیت تعارض وجود دارد عملکردهای خود را انجام دهد. فردی که از استحکام ایگوی خوبی برخوردار باشد قادر است به صورت مؤثری فشارهای درونی را مدیریت کند، اما کسی که استحکام ایگوی کافی ندارد به سادگی مضطرب می‌شود و همیشه در تعارض به سر می‌برد.

 

اگر بین ساختارهای شخصیت عدم تعادل وجود داشته باشد چه می‌شود؟

بر اساس نظر فروید محور سلامت شخصیت تعادل در مدل ساختاری است. اگر ایگو بتواند به‌اندازه کافی بین خواسته‌ها و واقعیت (یعنی بین اید و سوپرایگو) تعادل ایجاد کند شخصیت در سلامت به سر می‌برد. فروید معتقد بود که عدم تعادل بین این جنبه‌های شخصیت باعث ایجاد شخصیت ناسازگار می‌شود. به عنوان مثال فردی که اید بر او غلبه دارد ممکن است تکانشی، غیرقابل کنترل و یا حتی جنایتکار باشد. این فرد بر اساس نیروهای اید بدون توجه و نگرانی به رفتارهای مناسب، قابل قبول و قانونی عمل می‌کند.

در فردی که سوپرایگو غلبه زیادی داشته باشد فرد تبدیل به یک شخصیت بیش‌اخلاقی و قضاوت‌گر می‌شود. این فرد نمی‌تواند هر فرد یا هر چیزی را که بد یا غیراخلاقی باشد بپذیرد.

غلبه‌ی بیش از اندازه ایگو نیز باعث مشکلاتی می‌شود. در این صورت فرد بیش از اندازه به قوانین، واقعیت و می‌چسبد و خودانگیختگی او از بین می‌رود. دگم و انعطاف‌ناپذیر می‌شود. تغییر را نمی‌پذیرد و احساس درونی درست و غلط را از دست می‌دهد.

نتیجه گیری

نظریه فروید درباره‌ی چگونگی ساختارمندی و عملکرد اید، ایگو و سوپرایگو مفهوم‌پردازی انجام داده است. در نظر فروید شخصیت سالم نتیجه تعادل بین روابط پویای اید،‌ ایگو و سوپرایگو است.

ایگو در عملکرد خود تنها نیست. اضطراب نقش کمک‌کننده‌ی ایگو را به عهده دارد. زمانی که تکانه‌های اید، ارزش‌های اخلاقی و دنیای واقعی فشار ایجاد می‌کنند اضطراب ایجاد می‌شود و ایگو را برانگیخته می‌سازد تا کاری انجام دهد. زمانی که انواع مختلف اضطراب بر فرد ایجاد می‌شود مکانیسم‌های دفاعی توسط ایگو برانگیخته می‌شوند و اضطراب را کاهش می‌دهند.

 

Source: What Are the Id, Ego, and Superego?


دانلود + ادامه مطلب