آدامس جگوار

آدامس جگوار

خبر خوان اتوماتیک

تمامی مطالب این سایت به صورت خودکار از دیگر سایت های قانونی و رسمی ایران جمع آموری می‌گردد.
مرامنامه


نکات مهم بهداشتی در زمان وقوع سیل


به گزارش روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، در اطلاعیه معاونت بهداشتی آمده است:

۱. مهمترین نکته در زمان وقوع سیل حفظ آرامش و دنبال کردن اخبار و اطلاعیه ها از طریق رسانه های جمعی اعم از رادیو و وب سایت های معتبر و توجه نکردن به شایعات یا مطالب فضای مجازی است که ممکن است انسان را به اشتباه انداخته و باعث به خطر افتادن جان ما و خانواده شوند.
۲. با توجه به اینکه ممکن است سیلاب به سامانه های آبرسانی آسیب وارد کند، در صورت وقوع سیل اگر در مناطقی هستید که سامانه آبرسانی شما در مسیر سیلاب است یا مراجع ذیربط اطلاعیه ای در خصوص آسیب سیلاب به سامانه آبرسانی صادر کرده اند یا شما ملاحظه می کنید آب لوله کشی کدورت پیدا کرده، تا زمان اطمینان از سالم بودن آب یا اعلام سالم شدن آب توسط دستگاه های مسوول، از آب سالم بطری شده استفاده کنید یا در مواقع خیلی اضطراری حداقل آب را برای ۱۰ دقیقه بجوشانید و بعد از سرد شدن از آن استفاده کنید. همچنین می توانید با استفاده از کلر مادر نسبت به سالم سازی آب اقدام کنید.
۳. برخورد ما با سیلاب باید مانند فاضلاب باشد بنابراین:
اگر مواد غذایی با سیلاب تماس پیدا کردند، از مصرف آن ها خودداری کنیم.
از تماس بدن با آب سیلاب باید پرهیز کنیم و بدون چکمه در سیلاب راه نرویم.
اگر سیلاب وارد منزل شد بعد از خارج کردن سیلاب وسایل منزل باید شستشو و ضدعفونی شوند.
۴. مراقب باشید ممکن است سیم های برق با آب سطحی تماس پیدا کرده باشد و خطر برق گرفتگی را ایجاد کرده باشد. بنابراین مراقب خطر برق گرفتگی باشید و از تماس با آب های سطحی خودداری کنید. همچنین از لمس سیم های برق به هر شکل خودداری کنید.
۵. در مناطقی که دام و طیور نگهداری می کنند امکان اتلاف حیوانات وجود دارد. زمانی که با حیوانات تلف شده مواجه شدید سریعا آنها را دفن کنید.
۶. در مواقع سیل امکان عفونت های روده ای بیشتر می شود. بنابراین ضمن رعایت بهداشت فردی به ویژه شست و شوی دست ها، اطمینان از سلامت آب آشامیدنی و مواد غذایی مصرفی، اگر هرگونه علایم بیماری خصوصا بیماری های گوارشی داشتید حتما به نزدیکترین مرکز بهداشتی یا پزشک خانواده خود خبر دهید.
۷. به این دلیل که سیلاب وارد لانه حیوانات و خزندگان هم می شود، خطر مارگزیدگی و حیوان گزیدگی حتی درون منازل افزایش می یابد و باید مراقبت بیشتری در این موارد انجام دهید و حتی الامکان از چکمه استفاده کنید.
۸. با توجه به امکان آسیب وسایل گرمازا یا دودکش آنها یا استفاده از وسایل گرمازای بدون دودکش خطر مسمومیت با گاز مونواکسید کربن در مواقع سیل وجود دارد. بنابراین لازم است وسایل گرمازا و سالم بودن آنها و دودکش ها را مجددا کنترل کنید و از وسایل گرمازای بدون دودکش مثل منقل، شومینه، پیک نیکی و … استفاده نشود.
۹. رعایت نکات ایمنی برای پیشگیری از سوانح و حوادث را جدی بگیرید و از رفتن کنار رودخانه ها و مسیل های سیلاب، لبه پرتگاه ها و محل هایی که امکان رانش زمین وجود دارد خودداری کنید و از تلاش برای رانندگی در مسیر سیلاب حتی اگر ایمن به نظر می رسد، پرهیز کنید.


ارسال کننده :

{{if CreateBy==-1 }}

Gravatar

{{/if}}
{{if CreateBy!=-1 }}

{{/if}}

{{if LikeIsActive==’True’ || DisLikeIsActive==’True’ }}

{{/if}}

{{if HasLikeByMemberSystem==’True’ && IsParent==true }}

{{if ILiked==true }}
unlike
{{/if}}
{{if ILiked==false }}
like
{{/if}}

${LikersCount} likes


{{/if}}

{{if MultiLevelCommentIsActive==’True’ && ShowReplay==’True’ }}

{{/if}}

{{tmpl(Childs) ‘#MainCommentTemplate’}}


دانلود + ادامه مطلب

ادلر و نظریه شخصیت – آدامس جگوار

زندگی نامه ی آدلر چه بوده هست؟ آدلر چه مفاهیمی را بیان کرده است؟

آلفرد ادلر نخستین کسی بود که به شکل قاعدمند اعلام کرد که چگونه احساس حقارت موجب تلاش برای دستیابی به برتری می‌شود. علاقه ی ادلر به مردم باعث شده بودتا او نظریه هایش راساده و روان بیان کند، وهمین یکی از دلایلی بود که باعث نفوذ ادلر درمیان مردم شده بود تا جایی که   ۳۹مرکزمجزا با رویکرد ادلر تاسیس شده بود. ادلر درباب نظریه شخصیت، نظریه اسیب شناسی روانی، نظریه فرایندهای درمانی، نظریه روابط شی ای صاحب نظراست. (دراین تحقیق به طورعمده درباب نظریه شخصیت صحبت شده است وسعی شده در پایان در باب هرنظریه، توضیح کوتاهی داده شود)

زندگی نامه

الفردادلر در سال ۱۸۷۰ چشم به جهان گشود و پس از  ۶۷سال از دنیا رفت. ادلر بخاطر بیماری نرمی استخوانش کوشش کرد تاپزشک برجسته ای شود. ادلر پسر دوم از شش فرزند خانواده اش بود وخودش صاحب سه فرزند شد. رقابت با برادر بزرگترش ورابطه ی نسبتا ناخشنود کننده ی او بامادرش او را به دست یابی به شهرت برانگیخت. ادلردر ابتدا دانش آموز ضعیفی بود. به اندازه ای که معلمی به پدرش گفته بود که این پسر برای هیچ شغلی جز شاگرد کفاشی مناسب نیست. حامی عاطفی و مالی ادلر پدرش بود و با تشویق های پدرش برای تحصیل در رشته ی پزشکی دردانشگاه وین انگیزه پیداکرد.

ادلرکارخودش راباچشم پزشکی پزشکی شروع کرد. سپس پزشک عمومی و در آخر با عنوان روانپزشک شهرت یافت. در وین درمقام روان پزشک نمی‌توانست کاری جزمطالعه ی نظریه های فروید انجام دهد،که درهمان مدت انتقادهایی بیان کرد که سروصدای زیادی را به پاکرد. ادلر متوجه اهمیت اندیشه های فروید بود، اما شهامت دفاع از نظام او را داشت و فروید هم متقابلا از او دعوت کرد تا به محفل بحث عصرهای چهارشنبه اشخاص برگزیده بپیوندد. ادلر در واقع همکار متفکری برای فروید بودکه درمورد برخی مسائل با فروید هم عقیده ودر موارد دیگر مخالف او بود. فرویدکتاب ادلر راباعنوان “بررسی حقارت اندامی”بسیارتحسین نمود و از سوی دیگر زمانی که ادلر مفهوم غریزه پرخاشگری رامطرح می‌کند، فروید آن را تایید نمی‌نماید و بعد از مدتی خود ادلر نظریه اش را مردود اعلام می‌کند.

ادلر به سرعت جایگاه خود را درمقام رهبر رویکردی مهم و نوظهور در روان درمانی تثبیت کرد. اوبه منظورتاکید براهمیت بررسی فردکامل در درمان نظام خودرا “روان شناسی فردنگر” نامید. ادلر به کودکان علاقه داشت واین علاقه را با تاسیس نخستین درمانگاه راهنمایی کودک از۳۰  درمانگاه درنظام آموزشی وین نشان داد. ادلرعلائق اجتماعی خود را با تاکید بر اصلاحات آموزشی و بهبود شیوه های تربیت کودکان و رد کردن پیش داوری های قدیم که همواره به تعارض میان فردی می‌انجامد، بیان می‌کند.

امروزه علاقه به اندیشه های ادلر درآمریکا احیا شده است. تاثیر ادلر بر مردم هم شخصی و هم فکری بود. ادلر با کسانی که گرفتار آسیب های اجتماعی بودند، همدردی صادقانه داشت. ادلر غذای خوب موسیقی ومصاحبت با دیگران را دوست داشت واز لحاظ حرفه ای وهم شخصی متعهد به بیان وجوه مشترک خود باهمنوعانش بود.

ادلر استاد دانشگاه پزشکی درلانگ ایرلند شد و در سن۶۷ سالگی با نادیده گرفتن درخواست دوستانش برای کم کردن فعالیت هایش درحال سخنرانی در اسکاتلند براثر حمله قلبی در گذشت.

نظریه شخصیت

ادلر برتری را اینگونه تعریف می‌کند که:

تلاش برای برتری انگیزه اصلی شخصیت انسان است. برتری یعنی فراتر رفتن از آنچه هم اکنون هستیم. این تلاش اصل پویشی والای زندگی است: تلاش برای کمال وپیشرفت سایر سائق های انسان را در برمی‌گیرد و به آن‌ها نیرو می‌دهد.

ادلر در ادامه می‌گوید:کمال به عنوان آرمان درذهن انسان ها شکل می‌گیرد و باعث می‌شود انسان ها به گونه ای زندگی کنند که گویی می‌توانند آرمان هایشان را تحقق بخشند. ادلر به اختیارانسان ها اعتقاد داشته است وآینده انسان را صرفا متاثر رویدادهای تاریخی نمی‌دانستند. ادلر به خود آرمانی اعتقاد داشته است. به این معنا که خودآرمانی نمایانگر نوعی انسان کامل است واحتمالا برای رسیدن به آن تلاش می‌کنید.

انسان ها برای زندگی خود هدف های خیالی می‌آفرینند وبه گونه ای عمل می‌کنند که گویی هدف های شخصی آنان  غایت زندگی است.”این غایت نگری خیالی”بازتاب این واقعیت است که رویدادهای روانی را بیشتر انتظارات کنونی درباره به انجام رساندن زندگی درآینده تعیین می‌کند تا شرایط تاریخی.

و اما منبع تلاش برای دست یابی به آرمان های برترچیست؟ تلاش برای برتری واکنش طبیعی به احساس اجتناب ناپذیرحقارت، تجربه گریزناپذیر و دراصل فطری همه انسان هاست. درک ذهنی حقارت ممکن است متکی بر واقعیت های عینی مثل”حقارت های اندامی”باشد.

۱-احساس حقارت: روش روانشناسی بامسئله حقارت شروع و پایان می‌یابد. احساس خودکم بینی یا حقارت درافراد ناشی ازنقص و ضعف جسمانی است. به نظر ادلر وجود ناتوانی و ضعف در همه افراد عقده حقارت ایجاد می‌کند وکوشش های بعدی آنان نیز در زندگی مصروف جبران یا پوشاندن می‌شود. پس حقارت اساس تلاش و موفقیت انسان است. از طرف دیگر احساس حقارت پایه واساس تمام مشکلات ناشی از ناسازگاری روانی آدمی است. عقده حقارت منجربه تمایل فرد برای فرار می‌شود و این تمایل در عقده برتری بیان می‌گردد. احساس حقارت و درنتیجه تلاش برای برتری درمورد جنسیت هم صادق است ودر درجه اول حاکی ازاعتراض زن به نقش زنانه خود است. دراین باره فروید بیان کرده بود که زن درآرزوی ساختار بدنی مردانه است اما ادلر اینگونه بیان می‌کندکه زن مایل است“آزادی”مرد را داشته باشد و در آرزوی جایگاه برتر او درجامعه است.

۲-احساس برتری: ادلر عقیده داشت همه افراد آدمی دارای احساس حقارت هستند، و همین احساس حقارت باعث می‌شود که مردم درجهت از بین بردن آن و یا درجهت برتر و بهترشدن تلاش زیادی را از خود، نشان دهند. این تقلا و تلاش رقابت آمیزشخص درجهت بهترشدن ازدیگران نیست بلکه تمایل مثبتی است برای غلبه کردن برنقص ها وکمبودهای خود تا باکمک گرفتن از این منابع به تکامل فردی دست یابد.

۳-روش زندگی: بسته به منبع وسرچشمه احساس حقارت فرد تلاش جبران کننده را برای بهترشدن ازخود نشان می‌دهد. این تلاش شکل فردی و انحصاری خواهد داشت و در واقع نشان دهنده روش زندگی فرد است. به عقیده ادلر جبران احساس حقارت عادی است و ما غالبا ضعف دریک توانایی را با برتری درتوانایی دیگرجبران می‌کنیم. ادلر معتقد است؛ سبک زندگی همان الگوهای رفتاری وجود شخص نیست و همه ی رفتارهای شخصی  او از سبک زندگی منحصر به فرد او ناشی می‌شود.

۴-خوداگاهی: ادلر با فروید درمورد ضمیر ناخوداگاه مخالف است و همه اهمیت را به خوداگاه می دهد و عقیده دارد انسان؛ از اعمال خوداگاهی دارد و می‌تواند با خودنگری بفهمدکه چرا رفتار وی آن گونه است که هست.

۵-علاقه اجتماعی: ادلر معتقد است که آدمی اجتماعی به دنیا می‌آید و به اجتماعی بودن خود علاقمند است. این علاقه اجتماعی درنوع آدمی فطری و ذاتی است. تلاش برای برتری درفرد سالم به صورت حس اجتماعی وهمکاری و همچنین جرات و رقابت بیان می‌شود. ادلر می‌گوید: علاقه اجتماعی جبران واقعی وگریزناپذیر همه ی ضعف های طبیعی انسان هاست. علاقه اجتماعی نوعی توان ذاتی است که هرکسی را پایبند می‌کند، اما خود به خود ظاهر نمی‌شود. علاقه اجتماعی باید در محیط خانوادگی سالم که همکاری و اعتماد و احترام وحمایت و تفاهم را تشویق می‌کند پرورش یابد.

۶-غایت وهدف زندگی: ادلر نظریه خود را برمبنای “علت غایی”بناکرده است. یعنی برخلاف فروید شکل دهی رفتار را ناشی از هدف های انسان می‌داند. البته او نیز مانند فروید از اهمیت گذشته آدمی غافل نیست. اما معتقد است که گذشته محدوده صحنه عمل را نشان می‌دهد، و این آینده است که چگونگی عمل بازیگران را در صحنه معین می‌کند.

۷-خود خلاق: واقیعیت های عینی مثل حقارت های اندامی بر سبک زندگی که هر فرد در پیش می‌گیرد، تاثیر می‌گذارد اما در نهایت تعیین نمی‌کند که او چگونه زندگی خواهدکرد؟ ادلر معتقد است محرک اصلی سبک زندگی “خودخلاق”خلاق است. خود خلاق نوعی نیروی ذهنی است که توانایی منحصر به فرد تبدیل کردن واقعیت های عینی به رویدادهای معنی دارشخصی را به انسان ها می‌دهد. ادلرخاطرنشان کرده است که ما قادر هستیم هشیارانه اعمال و اهدافمان را انتخاب کنیم. ادلرچنین توانایی انتخاب را”خودخلاق”نامیده که هشیارانه است و درمرکزشخصیت قراردارد. خودخلاق نوعی فرایند فعال است که به واقیت های تکوینی ومحیط زندگی فرد معنی می‌دهد و آن‌ها را درشخصیت یکپارچه ای هماهنگ می‌کندکه پویا شخصی ومنحصربه فرد است. خودخلاق از همه ی نیروهایی که بر فرد تاثیر می‌گذارند هدفی شخصی برای زندگی ایجاد می‌کندکه انسان رابه سوی آینده ای کامل تر پیش می‌برد.

نظریه آسیب شناسی روانی: شخصیت های بیمارگون کسانی هستند که امید ندارند بتوانند به شیوه اجتماعی سازنده ای به برتری دست پیداکنند. شخصیت های بیمارگون معمولا در محیط های خانوادگی آکنده از رقابت و بی اعتمادی و بی توجهی سلطه گری و بدرفتاری که همه مانع شکل گیری علائق اجتماعی است، شکل می‌گیرد. فرزندان چنین خانواده هایی بیشتراحتمال دارد برای دست یابی به زندگی کامل تر به بهای زیان زدن به دیگران تلاش کنند.کودکانی که علائق اجتماعی آنان بازداری شده برای دست یابی به برتری یکی از چهار هدف خودخواهانه را انتخاب می‌کنند: توجه طلبی، قدرت طلبی، انتقام جویی، اعتراف به کاستی وشکست (درایکورس:۱۹۴۸و۱۹۴۷).

نظریه فرایندهای درمانی: بیشتردرمان جویان باسبک زندگی ای که درکودکی ایجادکرده اند، بیش از حد درگیر پیگیری جزئیات نقشه های شناختی خود می‌شوند تا از الگوی کلی سبک های زندگی وهدف هایی که به سوی آ‌ن‌ها می‌روند کاملا آگاه می‌شوند. بسیاری از درمان جویان حتی نمی‌خواهند درباره این موقعیت فکرکنند که زندگی مختل شده آنان نتیجه سبک هایی است که خودشان ایجادکرده اند. آنان ترجیح می‌دهند خود را قربانیان بدبخت شرائط بیرونی تلقی کنند. درنتیجه درمان باید شامل تحلیل سبک های زندگی شناختی درمان جویان به منظورکمک به آنان برای به دست آوردن آگاهی کامل از چگونگی هدایت زندگی خودشان به سوی هدف های مخرب باشد. نظریه فرایندهای درمانی شامل افزایش آگاهی، کنترل وابستگی، انتخاب محتوای درمانی، تعارض های میان فردی، تعارض های فردی واجتماعی،گذر از تعارض به خرسندی، رابطه درمانی می‌شود

نظریه روابط شی ای

یکی از راه های تکامل درمان روان پویشی تاکید نظریه پردازان جدید برجنبه های گوناگون رشد شخصی در حکم اصول اساسی سازمان های میان فردی, روابط ش ایی به شدت از روابط میان فردی اولیه تاثیر می‌پذیرند وبه نوبه خود بر روابط میان فردی بعدی تاثیر می‌گذارد. روانکاوان خود به خود درحکم اصل اساسی سازمان دهنده تاکیدکرده اند: حل چالش های خود مثل اعتماد بنیادی، خودمختاری وابتکار شیوه ی زندگی فرد را تعیین می‌کند. نظریه پردازان روابط شی ای برروابط بین خود و اشیا درحکم اصل مهم سازمان دهنده زندگی اشخاص تاکید می‌کنند.

درمان های روابط شیئی: ادلردراین باره به شیوه ی “روان درمانی متمرکز بر انتقال”دست پیدا کرد. دراولین بررسی خویش مقایسه ی غیرتصادفی روان درمانی متمرکز برانتقال و درمان معمول درمان جویانی بودکه اختلال شخصیت مرزی درآن‌ها تشخیص داده شده بود. روان درمانی متمرکز بر انتقال درتقریبا همه شاخص های اثربخشی برتر از درمان معمولی بود. در بررسی های بعدی که شامل روان درمانی متمرکز بر انتقال دقیق تر باکنترل تصادفی و درمان حمایتی بود، افراد مورد درمان پس از دوره درمانی بهبود پیدا کردند.


دانلود + ادامه مطلب

چگونه تغییر کنیم؟ – آدامس جگوار

مناسبت هایی چون نوروز و حال و هوای منحصر به فرد آن، مفهومی مستتر را در بر دارد که با کمی دقت می‌توان آن را دریافت؛مفهوم تغییر.

در تکاپوهای خانه تکانی، بازارگردی ها و خرید لباس های نو در حقیقت در پی آنیم که برای سالی جدید تغییری در خود ایجاد کنیم و یا حتی تلاش کنیم آدمی نو باشیم. اما تغییرات رفتاری هیچ وقت مانند تغییر ظاهری آسان نبوده اند. برای به وجود آوردن تغییر در زندگی مان همیشه با سختی مواجه بوده ایم. با اینکه در اکثر مواقع انگیزه و دلایل معقول برای تغییر داریم، چرا تغییر کردن برایمان سخت است؟

دشواری تغییر

مفهوم سکون (inertia) به معنای تمایل به کار نکردن برای بدون تغییر ماندن، مفهومی است که ما را در یافتن علت سختی تغییر کردن یاری می‌دهد؛ این مفهوم بیان می‌کند که چگونه بدن ما گرایش دارد که بر علیه ما باشد، دقیقا هنگامی که تصمیم داریم تغییری در زندگی مان به وجود آوریم.

مفهوم سکون در بدن ما به حالتی از تعادل که به هومئوستازی معروف است، شناخته می‌شود.

هومئوستازی به بدن ما کمک می‌کند که در شرایطی طبیعی از لحاظ عملکرد های مورد نیاز برای بقا قرار بگیرد که مانند یک ترموستات برای بدن ما عمل می‌کند.

وقتی که می‌خواهیم تغییر جدیدی در زندگی مان ایجاد کنیم؛ در حقیقت این حالت تعادل بدن را در معرض خطر قرار می‌دهیم. تغییرات فیزیولوژیکی و روان شناختی هر دو می‌توانند این حالت تعادل در بدن را از بین ببرند. همچنین تغییرات می‌توانند علیه مسیرهای عصبی مغز ما که برای عادات مان طراحی شده اند قرار گیرند و این موضوع نیز تغییر را دشوار می‌سازد.

لزوم تغییر

اما تغییر از دیدگاه بسیاری از بزرگان ضروری تلقی می‌شود؛ جان مکسول بیان می‌کند که زندگی هرگز تغییر نمی‌کند، مگر اینکه کاری را که هر روز انجام می‌دهیم، تغییر دهیم. چرچیل اظهار می‌کند: رو به پیشرفت، یعنی تغییر؛ رو به تکامل، یعنی تغییرهای بسیار.گوته می‌گوید که باید پیوسته تغییر کرد، تجدید حیات کرده و جوان شد که در غیر این صورت متعصب و سخت می‌شویم.

تغییر در روانشناسی وجودی نیز مفهوم با اهمیتی است. تغییرات می‌توانند حس و حال ویژه ای را از لحاظ وجودی ایجاد کنند. تغییراتی همچون گذشتن یک سال که خبر از مسن تر شدن ما می‌دهد. می‌تواند در ما اضطراب مرگ ایجاد کند و یالوم اظهار می‌دارد که ما برای پوشاندن این اضطراب است که مناسبت هایی مانند عید و تغییر سال و یا تولد هایمان را جشن می‌گیریم.

از زاویه ای دیگر، تغییر مفهومی کلیدی در روان درمانی اگزیستانسیال است. به طور کلی مراجعانی که به روان درمانگران مراجعه می‌کنند، انتظار به وجود آمدن تغییر دارند. رویکرد وجودی نیز معتقد به ایجاد تغییر است اما مسئله وقتی به وجود می‌آید که مراجعان به اشتباه انتظار دارند که درمان گران تغییری را برای آن‌ها به وجود آورند. روان درمانگران وجودی گرچه تغییر را ضروری و عاملی مهم برای درمان می‌دانند؛ اما برای درمانی موفق مراجع باید خود تغییری در خود ایجاد کند و به راستی خواهان این تغییر باشد و وظیفه درمان گر راهنمایی و هدایت وی به سمت تغییری مطلوب و درست می باشد. اگر مراجع خود حقیقتا خواهان تغییر نباشد، تغییر مطلوبی ایجاد نخواهد شد.

راهکار تغییر

دریافتیم که تغییر کردن در زندگی ضروری بوده و از طرفی دیگر انجام تغییرات هم ساده نیستند، پس نمی‌توان به سادگی و بدون برنامه ای دست به تغییر زد و انتظار پایداری رفتار ها را نیز داشت. از این رو دو پژوهشگر به نام های جیمز پروچسکا و کارلو دی کلمنت مدلی شش مرحله ای برای تغییر رفتار ارائه داده اند که در طی سال ها به عنوان مدلی موفق ارزیابی شده است. در این مدل، تغییر به تدریج رخ می‌دهد و عود به عنوان بخشی اجتناب ناپذیر از روند تغییر در طول عمر است. مردم اغلب در مراحل اولیه تمایل به تغییر ندارند یا مقاوم در برابر تغییر هستند. اما در نهایت یک رویکرد پیشگیرانه و متعهد برای تغییر رفتار ایجاد می‌شود.

این مدل نشان می دهد که تغییر آسان نبوده و اغلب به پیشرفت تدریجی با گام های کوچک به سمت یک هدف بزرگ نیاز دارد.

مختصری از مدل تغییر:

عناصر تغییر

برای موفقیت، شما باید سه عامل مهم در تغییر رفتار را درک کنید:

آمادگی برای تغییر: آیا شما منابع و دانش را برای ایجاد یک تغییر پایدار با موفقیت دارید؟

موانع تغییر: آیا چیزی مانع از تغییر شما می‌شود؟

انتظار عود: چه چیزی ممکن است به بازگشت رفتار سابق منجر شود؟

 

مراحل مدل تغییر

مرحله اول: پیش تامل

این مرحله، مرحله انکار و یا نپذیرفتن مشکل است.

راهکار پیشنهادی برای این مرحله تشویق افراد به تفکر مجدد در مورد رفتار، تشویق به تحلیل کردن خود و درون نگری و توضیح ریسک های رفتار فعلی می باشد.

مرحله دوم: تامل

این مرحله مرحله ی دو دلی و احساسات متناقض راجع به تغییر می‌باشد.

راهکار پیشنهادی برای این مرحله ارزیابی فواید و مضرات، تشویق کردن به اطمینان داشتن از توانایی ها و شناسایی موانع تغییر است.

مرحله سوم: آماده سازی

مرحله ی تجربه تغییرات کوچک و جمع آوری اطلاعاتی در مورد تغییر می‌باشد.

راهکار پیشنهادی این مرحله یادداشت کردن اهداف، آماده سازی برنامه ای برای انجام اهداف و تهیه لیستی از جملات انگیزشی است.

مرحله چهارم: عمل کردن

این مرحله مرحله ی عمل کردن مستقیم برای رسیدن به اهداف است.

راهکار پیشنهادی این مرحله پاداش دادن به موفقیت ها، یافتن پشتیبان های اجتماعی و جملات انگیزشی است.

مرحله پنجم: نگهداری

مرحله ی نگهداری و مراقبت کردن از رفتار جدید و دوری از وسوسه ها می‌باشد.

راهکار پیشنهادی این مرحله افزایش توان در مهارت های مقابله ای برای کنار آمدن با وسوسه ها و به یاد داشتن پاداش دهی برای موفقیت ها است.

مرحله ی ششم: عود کردن

این مرحله مرحله ی احساس شکست و یاس و نا امیدی است.

راهکار پیشنهادی این مرحله شناسایی مواردی که منجر به عود می‌شوند، شناسایی موانع موفقیت و اقدام برای گذر از این موانع و تایید دوباره اهداف و تعهد به انجام تغییر می‌باشد.

مطمئنا آسان نیست که تغییر بزرگی انجام دهید و آن را دائمی کنید. با استفاده از این مراحل، ممکن است در حفظ تصمیم های تان موفق تر باشید. بسیاری از برنامه های بالینی برای تغییر رفتار از جمله توقف سیگار تا بازیابی اعتیاد از از این مراحل استفاده می‌کنند.

اگر می‌خواهید که برای ساختن تغییرات برنامه ای ساختارمند داشته باشید، ممکن است این مراحل را مفید بیابید.

“آدمها فکر می‌کنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، جور دیگری زندگی می‌کنند.”

شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود.

فکر می‌کنند می‌توانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص!

اما حقیقت ندارد، اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم، اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم،

اگر آدمِ ساختن بودیم، از همین جای زندگیمان به بعد را مى ساختيم…”

“آنتوان دوسنت اگزوپری”

 

منابع:

_ Kendra, Cherry (2018). The 6 Stages of Behavior Change: Very Well Mind site.

_ Ralph, Ryback (2017). Why We Resist Change: Psychology Today site.


دانلود + ادامه مطلب

هر آنچه در رابطه با قرص دوفاستون باید بدانید


یکی از قرص های شایع در نسخه های متخصصین زنان، قرص دوفاستون یا دیدپروژسترون است . این قرص مخصوصا در مواردی که نمیشه استروژن تجویز شود مثل فیبروم تجویز میشود. باعث افزایش سطح پروژسترون در فاز ترشحی میشود و باعث کاهش لکه بینی و تنظیم پریود خواهد شد. حالا نحوه مصرف، عوارض جانبی دوفاستون، نحوه نگهداری و … در این مقاله مفصل توضیح داده شده است. در این مقاله می خوانیم:

قرص دوفاستون برای چه چیزی استفاده می شود؟

قرص دوفاستون  ده میلیگرمی برای درمان بیماری های مختلفی که ناشی از فقدان پروژسترون هستند مصرف می شود؛ از جمله اختلالات قاعدگی، آمنوره ثانویه (دوره های قاعدگی قطع شده  یا نامنظم)، قاعدگی دردناک، سندرم پیش از قاعدگی و خونریزی غیر طبیعی رحم که در طول چرخه قاعدگی رخ می دهد. قرص دوفاستون  ده میلیگرمی برای درمان اندومتریوز (بیماری اندومتریوز چیست؟)، ناباروری و سقط خود به خود (سقط جنین) استفاده می شود؛ همچنین برای مقابله با اثر تحریک هورمون استروژن بر آندومتر، و احتمال ابتلا به سرطان آندومتر نیز استفاده می شود. این قرص برای کمک به تحریک رشد پستان و کاهش تولید تستوسترون نیز استفاده می شود.

قرص دوفاستون چگونه عمل می کند؟

قرص دوفاستون ده میلیگرمی حاوی دیدروژسترون، ترکیبی مشتق شده از هورمون پروژسترون، می باشد. پروژسترون توسط تخمدان در طول مرحله دوم چرخه قاعدگی تولید می شود. این ماده در آندومتر (پوشش داخلی رحم) فاز تکثیر را به تشریح تبدیل می کند. این مسئله باعث می شود آندومتر که در پاسخ به استروژن در نیمه اول پریودی ضخیم شده است رشدش متوقف شود و هورمون ها و پروتئین های دیگر مورد نیاز برای حفظ بارداری ترشح شود (در صورت وقوع بارداری). در صورتی که بارداری رخ نداده باشد، سطح استروژن و پروژسترون کاهش یافته و اندومتر از هم می پاشد(قاعدگی). دیدروژسترون در قرص دوفاستون  باعث نظم در قاعدگی می شود.

قرص دوفاستون حاوی چیست؟

قرص دوفاستون  ده میلیگرمی حاوی دیدروژسترون، ترکیبی مشتق شده از پروژسترون هورمون است که برای درمان بسیاری از بیماری های ناشی از فقدان درونی (به طور طبیعی تولید) پروژسترون استفاده می شود.

تفاوت بین پروژسترون مصنوعی (مانند دیدروژسترون) و پروژسترون طبیعی چیست؟

قرص دوفاستون  ده میلیگرمی حاوی دیدروژسترون، ترکیبی مشتق شده از پروژسترون هورمون است که برای درمان بسیاری از بیماری های ناشی از فقدان درونی (به طور طبیعی تولید) پروژسترون استفاده می شود. بر خلاف پروژسترون طبیعی، این قرص به راحتی جذب می شود و می تواند به شکل قرص در غلظت نسبتا کم به شکل جدیدی از پروژسترون طبیعی مصرف شود، در حالی که پروژسترون طبیعی به خوبی توسط دستگاه گوارش جذب نمی شود. قرص دوفاستون در صورت عدم وجود پروژسترون در بدن به دلیل اختلالات قاعدگی و اندومتریوز مصرف می شود. همچنین به عنوان بخشی از درمان جایگزینی هورمون استفاده می شود.

با این حال، بر خلاف پروژسترون مصنوعی، دیدروژسترون با اثرات مفید استروژن (از جمله جلوگیری از پوکی استخوان، تنظیم کلسترول) تداخلی ندارد. همچننی از نظر شیمیایی به تستوسترون مرتبط نیست، و بنابراین هیچ عوارضی مانند، هیرسوتیسم (5 علت و 3 درمان اصلی پرمویی در زنان (هیرسوتیسم))یا آکنه ندارد.

درمان با دوفاستون

درمان با دوفاستون

1- درمان اندومتریوز با قرص دوفاستون

قرص دوفاستون حاوی دیدروژسترون، ترکیبی مشتق شده از هورمون پروژسترون، می باشد. اضافه کردن پروژسترون با استروژن به روند زنانگی کمک می کند. در طول چرخه قاعدگی طبیعی، پروژسترون (تولید شده توسط تخمدان ها) در آندومتر باعث توقف رشد می شود و باعث شروع ترشح هورمون ها و پروتئین های دیگر مورد نیاز برای حفظ بارداری می شود (اگر بارداری رخ داده باشد). اگر بارداری رخ نداده باشد، سطح استروژن و پروژسترون کاهش یافته و اندومتر از بین می رود. اندومتریوز رشد بافت آندومتر در خارج از رحم می باشد. توقف رشد آندومتریوز باعث کاهش علائم اندومتریوز از جمله درد و خونریزی می شود.

2- درمان مشکلات قاعدگی با قرص دوفاستون

قرص دوفاستون حاوی دیدروژسترون، ترکیبی مشتق شده از هورمون پروژسترون، می باشد. اضافه کردن پروژسترون با استروژن به روند زنانگی کمک می کند. چرخه قاعدگی طبیعی وابسته به تعامل چند هورمون می باشد؛ از جمله استروژن و پروژسترون که توسط تخمدان و سایر هورمون ها که توسط غده هیپوفیز ترشح می شود. اگر هر یک از این هورمون در مقادیر صحیح تولید نشود چرخه مختل شده و باعث مشکلاتی مانند آمنوره و خونریزی غیر طبیعی رحمی در طی چرخه قاعدگی می شود. قرص دوفاستون باعث چرخه قاعدگی منظم می شود زیرا باعث بازگرداندن هورمون ها به مقدار طبیعی می شود.

3- قرص دوفاستون برای درمان جایگزینی هورمون

مصرف استروژن برای درمان جایگزینی هورمون باعث کاهش دوران یائسگی زنان ناشی از کمبود استروژن، از جمله، گرگرفتگی، تعریق شبانه، بی خوابی، خشکی واژن ( درمان خشکی واژن)، سردرد، نوسانات خلقی، عدم تمرکز و از دست دادن انرژی می شود. استروژن همچنین تاثیرات مثبت دیگری در سوخت وساز دارد از جمله متابولیسم استخوان و چربی (چربی). همچنین باعث افزایش ضخامت آندومتر (پوشش داخلی رحم) در صورت عدم وجود پروژسترون می شود و می تواند منجر به سرطان رحم ( علائم سرطان رحم) در برخی از زنان یائسه شود.

4- قرص دوفاستون برای درمان تغییر جنسیت

قرص دوفاستون حاوی دیدروژسترون، ترکیبی مشتق شده از هورمون پروژسترون، می باشد. اضافه کردن پروژسترون با استروژن به روند زنانگی کمک می کند. این قرص برای کمک به تحریک رشد صفات جنسی زنان، از قبیل رشد پستان، و کاهش تولید تستوسترون استفاده می شود.

5- قرص دوفاستون برای هورمون درمانی مونث

قرص دوفاستون به عنوان یک جزء پروژسترون هورمون درمانی تغییر جنسیت همراه با هورمون استروژن مونث استفاده می شود. این قرص برای کمک به تحریک رشد صفات جنسی زنان، از قبیل رشد پستان، و کاهش تولید تستوسترون (تستوسترون چیست؟ )استفاده میشود.

عوارض قرص دوفاستون

عوارض رایج قرص عبارتند از: حالت تهوع، استفراغ، درد سینه، خونریزی نامنظم، سرگیجه، وزن کم و خارش و جوش.

چه زمانی نباید قرص دوفاستون را مصرف کنم؟

در صورتی که مشکلات زیر را داشته باشید نباید قرص دوفاستون را مصرف کنید:

  • حساسیت به دیدروژسترون یا سایر قرص های دوفاستون
  • بارداری یا تلاش برای بارداری
  • سابقه سرطان پستان، سرطان آندومتر و یا بیماری کبد در خانواده
  • سابقه ترومبوز (لخته خون) و یا سکته مغزی
  • خونریزی غیرطبیعی از واژن به دلایل نامعلوم

روش مصرف قرص دوفاستون

قرص دوفاستون را با یک لیوان آب با یا بدون غذا یک یا دو بار در روز بخورید. مقدار دوز قرص و فاصله زمانی آن به روش درمانی شما بستگی دارد. شما باید تا زمانی که پزشک تجویز می کند قرص را مصرف کنید. ممکن است پزشک 5 روز یا یک ماه مصرف این قرص را تمدید کند.

قرص دوفاستون را چند وقت باید مصرف کنم؟

قرص دوفاستون را تا زمانی که پزشک تجویز می کند باید مصرف کنید که معمولا 5 روز یا یک ماه یا ده شب از شب 16 یا 14 سیکل پریودی است. گاهی نیز هر ماه در طول قاعدگی باید از این قرص مصرف کنید.

فراموش کردن قرص دوفاستون

اگر قرص دوفاستون را فراموش کردید بلافاصله پس از به یاد آوردن مصرف کنید مگر این که زمان قرص بعدی رسیده باشد. در این حالت مصرف قرص قبلی لازم نیست. هیچ گاه دو قرص را باهم مصرف نکنید.

روش نگهداری قرص دوفاستون

قرص را باید در محیطی خشک و سرد با دمای زیر 30 درجه سانتی گراد نگهداری کنید.

نقش قرص دوفاستون در حاملگی چیست؟

دوفاستون نام تجاری این شرکت است. نام دارو یک هورمون به نام دیدروگرسترون (پروژسترون) است. هورمون پروژسترون تنها در دوران بارداری به علت تکنیک های کمک باروری مانند IVF و غیره و در موارد سقط معمول (سقط مکرر) مشخص می شود. سوء مصرف پروژسترون می تواند منجر به عوارض جانبی از جمله مرگ جنین و سقط (بیشتر در سه ماهه اول بارداری)، عضله سازی جنین دختر (از جمله موهای ناخواسته صورت)، نقص های زایمان در نوزادان مانند شکاف شکم و نقص قلب شود. بنابراین در ایالات متحده استفاده از پروژسترون در دوران بارداری ممنوع است. در دوران بارداری باید حداقل داروهای ضروری مانند 5 میلی گرم اسید فولیک به صورت روزانه (مانند فولات) مصرف شود. اگر کم خونی دارید، باید آهن همراه با اسید فولیک (مانند Probofex) مصرف کنید.

تهیه و تنظیم: گروه سلامت اوما

منبع: www.inhousepharmacy.vu و doctor.ndtv.com


دانلود + ادامه مطلب

درآمدی کوتاه به ذهن ۲

یکتانگری(مونیسم)

در واکنش به سوالات بی پایان و حل نشده‌ی دوگانه نگری و دو جوهر انگاری، ماده گرایی حذفی پابه عرصه گذاشت. زمانی تصور می‌شد این خورشید است که به دور زمین می‌چرخد و زمین ثابت است، یا اینکه افلاک بلورینی وجود دارند که سیارات به آن‌ها چسبیده اند و حرکاتشان ناشی از این افلاک است. اما با ظهور بزرگانی چون کپلر، گالیله، کوپرنیک، تیکو براهه و دیگران دیگر کسی وجود این نظرات را جدی نمی‌گیرد. چرچلند (زاده ی ۱۹۴۲) نیز معتقد است که در آینده ای نزدیک به دلیل پیشرفت چشم گیر عصب شناسی و علوم شناختی دیگر نیازی و به وجود حالات ذهنی نمی‌افتد و می‌توانیم بگوییم هر آنچه هست مغز است. در حذف گرایی (eliminativism) تمام حالات ذهنی از قبیل اراده، درد و … از مدار توضیحی مسئله ی ذهن و بدن حذف می‌شوند و آنچه جای آن را می‌گیرد احوالات مغزی است .

در کنار حذف گرایی رویکرد ماده باوری دیگری سربرآورد و آن تقلیل گرایی (reductionism) بود. بنابراین رویکرد که تا حدودی نزدیک به حذف گرایی است، هر چه هست را باید به اجزایش فروکاست؛ حتی مغز را . یعنی این رویکرد به نوعی حذف گرایی را در دل خود دارد. بدین معنا که ابتدا عدم وجود حالات ذهنی را پیش فرض می‌گیرد و سپس برای فهم کاربرد مغز آن را به اجزایش (نورون ها) فرو می‌کاهد. حذف گرایی و کاهش گرایی دو نمونه ی بسیار ابتدایی از رویکرد های اساسی ماده باوری ای هستند که در ادامه توضیح داده خواهد شد.

یکی از چشم گیرترین اشکال تقلیل گرایی رفتارگرایی (روش شناختی) در سده ی بیستم بود. کسانی چون واتسون (۱۸۷۸-۱۹۵۸) و اسکینر (۱۹۰۴-۱۹۹۰) در پی آن بودند که روانشناسی را در کنار دیگر علوم و در جایگاهی علمی قرار دهند. لذا همه ی آنچه نادیدنی و احساس ناشدنی بود را از روانشناسی دور کردند؛ از جمله ذهن. آنچه جای ذهن را گرفت رفتار قابل مشاهده بود و هدف روانشناسی را مطالعه ی عینی رفتار مشاهده پذیر می‌دانند. بر این مبنا تنها پدیده های مشاهده پذیر، رفتار آدمی است. پس روش درست در روانشناسی، می‌بایست مطالعه ی رفتار آدمی باشد و نه هویاتی اسرار آمیز، رازآلود، روحانی و ذهنی .

رفتار گرایی با انتقادات بسیار مواجه شد و علاوه ی بر آن ظهور نظریه ی این همانی راه را برای ورود مقبول‌ترین نظریه یعنی کارکردگرایی بسیار هموار کرد. اتفاق مهمی که در هنگام مطرح شدن کارکردگرایی به وقوع پیوست هم‌زمانی آن با ظهور کامپیوتر و هوش مصنوعی بود .

برای فهم کارکردگرایی با یک مثال آغاز می‌کنیم. فرض کنید می‌خواهیم ویژگی های “ساعت بودن” را در نظر آوریم. فیلسوف این همانی ساعت خود را به آزمایشگاه می‌برد و با بررسی اجزای درونی آن خواهد گفت که ساعت عبارت است از مشتی چرخ دنده و پیچ و مهره و … . در نتیجه او ساعت را با اجزای سازنده اش این همان می‌داند. اما روانشناس رفتار گرا برای توضیح ویژگی ها بی توجه به اجزای درونی آن است (به دلیل نادیدنی بودن آن). او ساعت را با مجموعه رفتار های بیرونی آن مانند تیک تاک کردن و چرخش ۳۶۰درجه معرفی می‌کند. اما فیلسوف کارکردگرا نخستین کاری که می‌کند آن است که می‌پرسد، تکلیف ساعت شنی چه می‌شود؟ آیا ساعت شنی ساعت نیست؟ ساعت دیجیتال چه طور؟ تعریف او آن است که به جای پرداختن به جنس ساعت کارکرد آن را در نظر می‌گیرد و مثلا می‌گوید: ساعت نشان دهنده ی زمان است. چنین تعریفی تمام مصادیق ساعت را در بر می‌گیرد .

با توجه به مثال فوق روانشناس کارکردگرا، کاری به اجزای سازنده ی مغز ندارد و آنچه برای او اهمیت دارد کارکردی است که ذهن ایفا می‌کند. لذا حتی برای هوش مصنوعی هم ذهن در نظر می‌گیرد. آنچه سبب می‌شود حالات مغزی را حالات ذهنی بنامد نوع معینی از کارکرد در رفتار کلی ارگانیسم است. همانطور که با در نظر گرفتن کارکرد ساعت برای تعریف آن، دیگر فرقی نمی‌کند جنس ساعت طلا باشد یا نقره. با در نظر گرفتن کارکرد ذهن هم برای تعریف آن دیگر فرقی نمی‌کند روانشناس دوگانه انگار باشد یا یگانه انگار. بلکه آنچه حایز اهمیت است کارکرد ذهن است. حال ذهن حاصل فعالیت های نورونی مغزی باشد یا جوهری متمایز از مغز. اما آنچه بیشتر از همه رواج دارد نوعی یگانه انگاری و ماده باوری ذیل کاکردگرایی است .

به بیانی دیگر در کارکرد گرایی حالات ذهنی حالاتی تعریف می‌شوند که اقسامی از کارکردهای معین را دارا هستند و مفهوم کارکرد بر حسب روابط علی میان محرک های خارجی، حالات ذهنی و رفتار بیرونی توضیح داده می‌شوند. بدین صورت که مثلا: ادراک باریدن باران (محرکی بیرونی) توسط جونز باعث ایجاد این باور (حالتی ذهنی) در او می‌شود که باران می‌بارد. این باور به علاوه ی تمایل او به خیس نشدن، باعث رفتاری خاص مانند برداشتن چتر (رفتاری بیرونی) می‌شود. پس باور چیست؟ هر چیزی که در این نوع روابط علی نقش ایفا می‌کند. در نتیجه حالات ذهنی با ویژگی های ذاتی شان تعریف نمی‌شوند، بلکه با روابط علی شان تعریف می‌شوند و این روابط علی آن چیزی است که کارکرد آن ها را شکل می‌دهد. در مثال فوق باور معلول ادراکات است و به همراه تمایل ها اعمال را سبب می‌شوند . باور داشتن یعنی یک چنین روابط علی. باور صرفا هویتی است که در روابط علی خاصی با محرک های ورودی (ادراکات) و دیگر حالات ذهنی قرار می‌گیرد تا رفتار بیرونی را سبب شود .

طبعا فیلسوفان کارکرد گرا مایل بودند بدانند ماهیت این حالات ذهنی (یا مغزی) چیست که می توانند رفتار را موجب شوند؟ یک پاسخ آن بود که اساسا این پرسش مربوط به فیلسوفان نیست و روانشناسان و عصب شناسان باید پاسخ دهند .

کارکردگرایی رایانه ای

این نوع از کاکردگرایی با رشد علوم رایانه مدعی بود پاسخ پرسشی را یافته است که هزاران سال ذهن بشر را درگیر کرده بود . آن ها با استفاده از رایانه به این نتیجه رسیدند که مغز یک رایانه ی دیجیتال است و آنچه ذهن می نامیم یک برنامه ی رایانه ایست . حالات ذهنی در واقع حالات محاسباتی مغز هستند . نسبت ذهن به مغز همان نسبت نرم افزار به سخت افزار است .

نتیجه ای که از آن می‌توان گرفت این است که رایانه ها هم واجد چیزی به نام ذهن هستند و همانطور که آن‌ها نرم افزار و سخت افزار دارند انسان هم دارای ذهن و مغز است .

دیدگاه جان سرل

چنانکه گفته شد سرل اساسا به هردو رویکرد یکتا انگاری(یگانه انگاری، ماده باوری، ایده آلیسم ، مونیسم) و جواهر دوگانه (دوگانه انگاری) دست رد می‌زند و رویکردی نوین و فارغ از دسته بندی های سنتی را بیان می‌کند.

دغدغه ی اصلی سرل حل کردن منشا آگاهی است. در نگاه او آگاهی در مغز اتفاق می‌افتد. بدین ترتیب که آگاهی ویژگی ای مغزی است هر چند در سطحی بالا تر از ویژگی نورون ها و سیناپس ها است. اما مهم آن است که همه ی اشکال آگاهی معلول رفتار های نورون هاست و در سیستمی تحقق می یابد که خود متشکل از نورون هاست. ما نمی‌توانیم آگاهی را تقلیل حذفی دهیم و از اساس آن را منکر شویم و همچنین نمی‌توانیم بنیاد زیست شناختی اش را نادیده انگاریم؛ پس حالات آگاهانه با هستی شناسی های اول شخص و سوبژکتیوشان معلول فرایند های عصب زیست شناسانه ی مغزی هستند. به بیانی دیگر همانطور که هضم غذا و گوارش ویژگی دستگاه گوارش است، آگاهی نیز ویژگی زیست شناختی مغز است. آگاهی بخشی از جهان عادی فیزیکی است.

اما نکته آن است که حالات آگاهانه را اگر چه نمی‌توان به فرایند های عصب زیست شناسانه تقلیل هستی شناختی داد، اما آن‌ها به لحاظ علی تقلیل پذیرند. بدین معنا که آگاهی کاملا به لحاظ علی توسط رفتار های مغزی تبیین می‌شوند و هیچ گونه توان علی جدا از توان مغزی ندارد. لذا حالات آگاهی توان علی دارد و می‌تواند موجب رفتاری شود اما جدای از حالات مغزی خیر.

هم چنین تز دیگر سرل آن است که اگر چه نورون ها و سیناپس ها منشا حالات ذهنی هستند ولی نورون های منفر صرفا آگاه نیستند، بلکه بخش هایی از سیستم مغزی که مرکب از نورون هاست آگاه اند .

در مجموع سرل اشتراکاتی با یگانه گرایی و اشتراکاتی با دوگانه انگاری دارد. و از طرفی مخالفت هایی نیز با هر دو.

به عقیده ی سرل مادی باوری به درستی بر این عقیده است که جهان به تمامی از ذرات فیزیکی ساخته شده است. اما به خطا می‌گوید که پدیده های ذهنی که به لحاظ هستی شناختی تقلیل ناپذیر باشند وجود ندارند .

دوگانه انگاری نیز به درستی تاکید می‌کند که پدیده های ذهنی تقلیل ناپذیر وجود دارند؛ اما به آنجا می‌انجامد که به خطا عنوان می‌کند چیزی جدا از دنیای فیزیکی عادی اند و چیزی افزون بر بنیان فیزیکی شان .

در این نوشتار و نوشتار پیشین (درآمدی کوتاه به فلسفه ی ذهن ۱ و۲ ) سعی شد برخی از معروف ترین دسته های موجود و تاریخی در حوزه ی فلسفه ذهن مطرح شود و در انتها دیدگاه جان سرل مبتنی بر اثر او در این حوزه مورد کاوش قرار گرفت .

منابع:

  • سرل ، جان (۱۳۹۶) . درآمدی کوتاه به ذهن .(چاپ سوم) ترجمه محمد یوسفی. تهران: نشر نی
  • چرچلند ، پاول (۱۳۹۷). ماده و آگاهی .(چاپ پنجم) ترجمه میر غلامی . تهران : نشر مرکز
  • کرباسی زاده ، احسان ؛ شیخ ، حسین. (۱۳۹۵) .آشنایی با فلسفه ذهن .(چاپ سوم) تهران: نشر هرمس

نویسنده: محمد صحاف

 

 


دانلود + ادامه مطلب

درآمدی کوتاه به ذهن۱ – آدامس جگوار

امروزه یکی از مسائل مهم در علوم شناختی، فلسفه ی ذهن و پدیده های ذهنی است. تا آن‌جا که برخی حتی علوم شناختی را به ابعاد ذهنی – فلسفی آن فرو می‌کاهند و اساس علم شناختی را نه در گزاره های علمیِ عصب شناسی که در یافته های فلسفی ذهن گرایی دنبال می‌کنند. بنابراین برای شناخت علوم اعصاب شناختی هیچ گریز و گزیری از فلسفه ی ذهن نیست و تلاش ما برآن است تا مقدمه ای کوتاه از فلسفه ذهن مبتنی بر آرای جان سرل در این حوزه ارائه کنیم .

جان سرل از فیلسوفان مطرحی است که در تلاش است شرحی مادی از ذهن ارائه دهد، که به منزله ی بخشی از جهان هستی عمل کند. ما در این یادداشت ابتدا مقدمه ای کوتاه از فلسفه ی ذهن معرفی می‌کنیم و سپس به سر وقت نظرگاه جان سرل می‌رسیم .

تا کنون به این فکر کرده اید، اینکه می‌گویید مطلبی به ذهنم رسید یعنی چه ؟ ذهن کجای بدن انسان است که مطلبی وارد آن شود؟ آیا کامپیوتر هم ذهن دارد؟ چه ارتباطی میان ذهن و مغز است و چگونه با یک دیگر رابطه برقرار می‌کنند؟

اینکه به این پرسش ها چه پاسخی بدهیم بستگی به این دارد که چه دیدگاهی در فلسفه ی ذهن اتخاذ کنیم. مثلا اگر نگاهی دوآلیستی داشته باشیم هرگز نمی‌توانیم رابطه ی ذهن و بدن را توجیه کنیم یا اگر قائل به ماده گرایی حذفی باشیم؛کلا تمامی ابعاد ذهنی را باید منکر شویم و فقط مغز را در نظر آوریم. در نتیجه اینکه ما چه جوابی به سوالات در مورد ذهن دهیم.

کاملا منوط به این است که چه نظرگاهی را اتخاذ می‌کنیم و از چه منظری به مسئله ی ذهن_بدن نگاه می‌کنیم. به همین سبب در ابتدا باید انواع مشهور چشم انداز های موجود به فلسفه ی ذهن را بررسی کنیم و سپس بهترین آن ها را اتخاذ کنیم و به سوالات فوق پاسخ دهیم .

جواهر دوگانه

اولین و کهن ترین دیدگاه مدرن درباره ی ذهن و بدن دوآلیسم دکارتی است. دکارت (۱۵۹۶-۱۶۵۰) نگاهی الهیاتی به این مسئله داشت و ذهن و بدن را دو جوهر مجزا و منفک از هم می‌دید که با یکدیگر روابطی علی برقرار می‌کنند. اگر در منظومه ی افلاطونی مُثُل و اشیاء دوگانه را می‌ساختند و در جهان ارسطویی صورت و ماده، در جهان دکارتی ارکان دوآلیسم شامل جوهر ذهن و جوهر بدن بود. رابطه ی این دو بدان شکل بود که هر دو بر یکدیگر تاثیر می‌گذاشتند؛ یعنی هم رویداد های فیزیکی علت رویداد های ذهنی است و هم ذهن می‌تواند علت تغیرات بدنی باشد. در نظر او اصالت با ذهن است و حقیقت انسان را نه جسم او بلکه ذهن است که می‌سازد. دکارت مسئله ی ذهن و بدن را پس از جست و جوی بسیار ناشیانه حل می‌کند و آن این است که به عقیده ی او، غده ای به نام غده ی صنوبری در مغز، جایی است که ذهن و بدن با یکدیگر تعامل می‌کنند! دیدگاه دکارت صرفا از جنبه تاریخی اهمیت دارد و هرگز ارزش علمی ای برای او قائل نیستیم. در واقع دکارت بیشتر ما را با مسائل وا گذاشته است تا با راه حل ها. این شکل از دوآلیسم دکارت را، دوگانه انگاری جوهری (substance dualism) می‌نامند.

چرخش به سوی یکتا نگری

نوعی دیگر از دوگانه انگاری را دوگانه انگاری خاصه ای می‌نامند. در این دیدگاه بیان می‌شود که مغز دارای ویژگی هایی منحصر به فرد است که هیچ شی دیگری واجد آن‌ها نیست. این ویژگی ها اساسا غیر فیزیکی اند بدین معنا که نمی‌توان آن‌ها را به مفاهیم آشنای علوم فیزیکی فرو کاست، یا به واسطه ی آ‌ن‌ها تبیین کرد. فهم آن‌ها نیازمند علمی جدای از علوم رایج است و دقیقا این همان چیزی است که دوگانه انگاری خاصه ای را از رویکردهای مادی انگار متمایز می‌کند. یک نوع از دوگانه انگاری خاصه ای شبه پدیدار گرایی یا پی پدیدار گرایی (epi phenomenalism) است. دکارت به غلط تصور می‌کرد که اذهان به صورت علی با جهان در ارتباط اند و همان گونه که اجسام بر اذهان موثر می‌افتند، ذهن بر ماده هم موثر است. اما اینکه علت یک رویداد فیزیکی، رویدادی غیر فیزیکی و  ذهنی  باشد با این اصل که “تمام رویداد های فیزیکی باید علت فیزیکی داشته باشند” ناسازگار بود. این جا همان جایی بود که شبه پدیدار گرایی وارد شد و بیان کرد که ما دوگانه انگاری دکارت را می‌پذیریم، اما با این تفاوت که پدیدار های ذهنی نمی‌توانند علت پدیده های فیزیکی واقع شوند و آن‌ها اگر هستند همیشه معلول اند و هرگز علت واقع نمی‌شوند. بنابراین میان تصمیم ها و کنش ها همبستگی وجود دارد اما اینکه اولی علت دومی باشد توهمی بیش نیست.

از آن جایی که شبه پدیدارگرایی نیز خودش نوعی از دوگانه انگاری بود مشکلات این دیدگاه را به همراه داشت. اما مشخصا آنکه در شبه پدیدار گرایی ماهیت رابطه ی علّی ذهن و جسم به نیکی مشخص نیست. مثلا آنکه همه ی ما خودمان را موجودی مختار و صاحب اراده می‌دانیم که اراده علت بسیاری از اعمال ماست. اما بنا بر شبه پدیدارگرایی از آنجایی که اراده مفهومی ذهنی است و هویت های ذهنی نمی‌توانند مدخلیتی در ایجاد رویداد های فیزیکی داشته باشند، از اراده هیچ کاری بر نمی‌آید و تنها معلول است! هم چنین بسیاری از فیلسوفان نمی‌توانستند بپذیرند که دو رویدادی که بینشان رابطه ی علیت برقرار می‌شود از دو جنس متفاوت باشند .

در اپیزود بعدی لایب نیتس (۱۶۴۶-۱۷۱۶) به صحنه آمد و اساس تاثیر علت و معلولی میان اجسام و اذهان را نادیده انگاشت تا با موازات گرایی خود راه را برای ماده گرایی هموارتر کند. تلاش لایب نیتس از این قرار بود که هر چند ظاهراً ذهن با جهان مادی در تعامل علی است اما آنچه عملا رخ می‌دهد همزمانی علت و معلول است و نه تاثیر علل ذهنی بر طبیعی یا برعکس. بنابراین موازی گرایی همچون دوآلیسم دکارتی می‌پذیرد که دو گونه جوهر داریم، اما رابطه ی موازاتی را جانشین رابطه ی علیت بین آن‌ها می‌کند. در تفکرات لایب نیتس همچون دکارت همچنان بعد ذهنی برتر و بالاتر از ابعاد فیزیکی و طبیعی قرار دارد.

همانطور که ملاحظه می‌کنید با گذشت زمان و پیشرفت بیشتر فیزیک، نگاه ها از سمت دوگانه انگاری دکارتی به سمت نوعی ماده گرایی در حال چرخش است. مسئله ی ذهن – بدن بزرگترین میراث حل نشده ی دکارت بود که برای اندیشمندان باقی ماند و هرگز حل نگشت بلکه منحل شد. شبه پدیدار گرایی و موازات گرایی و علی الخصوص دوگانه انگاری خاصه ای تلاش هایی بودند در جهت گذر از دوآلیسم دکارتی و کسب منظری نوین از مسئله ی ارتباط اذهان و اجسام. جواهر دوگانه یا دوگانه گرایی هرگز نتوانست دلالیل قانع کننده ای برای دانشمندان به ارمغان آورد و نتیجه آن شد که امروزه کمتر کسی است که به چنین رویکردی باور داشته باشد . هرچند بعد ها کسانی چون پوپر (۱۹۰۲-۱۹۹۴) جهان های سه گانه ای را مطرح کردند و علاوه بر جهانِ اشیا و حالات فیزیکی و جهانِ آگاهی، جهانِ سومی افزودند و آن جهان فرهنگ ها بود؛ اما آنچه در روانشناسی امروزی و علوم اعصاب شناختی مطرح است، نه دوآلیسم که مونیسم است .

ادامه دارد …

منابع

  • سرل ، جان (۱۳۹۶) . درآمدی کوتاه به ذهن .(چاپ سوم) ترجمه محمد یوسفی. تهران: نشر نی
  • چرچلند ، پاول (۱۳۹۷). ماده و آگاهی .(چاپ پنجم) ترجمه میر غلامی . تهران : نشر مرکز
  • کرباسی زاده ، احسان ؛ شیخ ، حسین. (۱۳۹۵) .آشنایی با فلسفه ذهن .(چاپ سوم) تهران: نشر هرمس

نویسنده:محمدصحاف

 


دانلود + ادامه مطلب

چگونه در زندگی هم به نیاز خود، هم به نیاز همسرمان توجه کنیم؟

یک آزمون برای شناخت بهتر همسرتان معرفی کرده ایم،که قعطا در زندگی مشترک به کمک شما خواهد آمد. در آن آزمون به شما کمک می‌شود تا بتوانید نیازهای ذاتی و فطری همسرتان را هرچه بهتر شناسایی و درک کنید.

در این سری مطالب طرحی سه مرحله‌ای که زنان خوشبخت به آن پی برده اند را معرفی خواهیم کرد.

طرح سه مرحله‌ای در زندگی مشترک

با بررسی ریشه ی ویژگی ها و خصایل بنیادی و ذاتی همسرتان، احتمالا متوجه می‌شوید که خیلی از این ویژگی ها همان هایی هستند که در بدو امر، شما را جذب این آدم کرده اند: به عنوان مثال” رفتارها و منش مردانه اش، توانایی اش در کنترل موقعیت های دشوار، خونسری یا آرامش همسرتان و یا حتی دست ودلبازی او در برخورد باشما”. اما بعد از مدتی، همین ویژگی می‌توانند علت رنجش و آزردگی خاطر شما باشند. اما در واقع همین ویژگی ها هستند که شخصیت او را ساخته اند.

سه راهکار ساده وجود دارد تا علاوه بر درک و توجه به نیاز های همسرتان، نیاز ها و خواسته های خودتان را نیز برآورده سازید. این سه،  همان راهکارهایی هستند که زنان خوشبخت به آن پی برده اند:

۱-شناخت نیازهای همسرتان

۲-برآورده کردن نیازهایش

۳-گفت‌وگو درباره این نیاز ها

راهکاراول: شناخت نیازهای همسرتان

کار سختی است اما می‌خواهم از شما خواهش کنم، دنیا را از دریچه چشم طرف مقابلمان نگاه کنیم.

به جای اینکه صرفا تفاوت های زیستی خود و همسرتان را ببینید، به ویژگی های خاص و بی نظیر خود و همسرتان توجه کنید: اینکه چه چیزهایی به هرکدام از شما انگیزه می‌دهد؟ چه چیزی شما را سر ذوق می‌‌آورد؟ یا چه چیزی انرژی‌تان را تخلیه می‌کند؟

بسیار موثر و سخاوتمندانه است که وارد دنیای طرف مقابلتان شده و از دریچه چشم او نگاه کنید. به جای قضاوت در مورد برخی رفتارها، مشتاقانه در پی درک آن ها باشید و با پرسیدن سوال، به تفکر و احساس دیگری پی ببرید.

بگذارید یک مثال بزنم:

ممکن است همسر شما از خرید ماکروویو و لپتاپ برای شما خود داری کند. شما این کار او را به حساب خسیس بودن وی بگذارید. اما زمانی که بیشتر فکر می‌کنید می‌بینید که در خرید خیلی از چیزها مثل مبل برای خانه یا گردنبند گران قیمت و زیبا برای شما نه تنها خودداری نکرده است؛ بلکه دست و دلبازی خود را نشان شما داده است. پس چرا همسرتان از خرید این وسایل خودداری کرده است؟ آیا ممکن است چون کار کردن با آن‌ها را بلد نیست و هیچ تسلطی به آن‌ها ندارد، از رویارویی با آن‌ها به خاطر غرور مردانه اش خودداری کرده باشد؟

می‌توانید جریان را از چشم طرف مقابلتان ببینید.

انجام یکسری کارها و رفتار های عجیب و غیر عادی همسرتان که شما را به شدت عصبانی می‌کند. می‌تواند به ماهیت و سرشت مردانه ی وی برگردد و آگاهی و درک این موضوع، انگیزه ی مهمی برای خوشبختی و سعادت در زندگی زناشویی هر دوی شما محسوب می‌شود.

راهکار دوم: برآورده کردن نیاز ها

یک ضرب المثل است که می‌گوید: “هرآنچه بدهید، به خودتان باز می‌گردد”

این ضرب المثل احتمالا اولین بار توسط زوج خوشبختی بیان شده است که طی سال ها زندگی مشترک آموختند با برآورده کردن نیازها و خواسته های طرف مقابل و ارزانی داشتن شادی حقیقی و خالصانه به او، می‌توانند در قبال آن مهربانی و محبت دریافت کنند. وقتی همسرتان متوجه می‌شود زندگی مشترکتان بر اساس رضایت خاطر و رغبت برای درک و احترام متقابل بنا شده است، زیاد طولی نمی‌کشد که میل ذاتی اش برای انجام همان کارها برای شما شکوفا شود و آن وقت است که زندگی بسیار آسان تر و خوشایندتر خواهد شد.

وقتی زن و شوهر دیدگاه های متضادی نسبت به زندگی دارند،  فقط بالا بردن روحیه ی درک متقابل و ارتقای حس همدلی می‌تواند از سوء تعبیر و برداشت های غلط جلوگیری کند.

یک مثال: همسر شما روزهای تعطیل ظرف ها را می‌شورد و غذا درست می‌کند.

بچه ها را به پارک می‌برد تا شما وقتی برای خودتان داشته باشید. در پایان روز می‌گوید خسته شده است و بعد از آن بدخلقی می‌کند. خب معلوم است که همسر شما فطرتا نیاز دارد در قبال زحماتی که می‌کشد، از او قدردانی و تشکر شود. در واقع او بهترین ها را انجام می‌دهد تا بتواند تحسین و تمجید دیگران برانگیزد.

برای این دسته از مردها تشکر و قدردانی از کارهای آن‌ها، انگیزه و محرکی برای‌شان به شمار می‌رود.  بسیار مهم است و این همان چیزی است که برای انجام کارهای فوق العاده به آن نیاز  دارند (و سبب می‌شود که زندگی برای همسرشان راحت تر شود)

پس چرا این نیاز را از آن‌ها دریغ کنیم؟

(زبان عشق همسرمان را یاد بگیریم)

می‌توانید با راهکارهای بسیار ساده همسرتان را خوشحال کنید و با تشکر و قدردانی از زحماتش، رضایت خاطر خودتان را نیز فراهم آورید.

زوج های خوشبخت می‌دانند که خوشبختی یک حس درونی نیست که هر کس خودش به تنهایی آن را خلق کند، بلکه هدیه ای است که دو نفر به هم ارزانی می‌دارند.

راهکار سوم: گفت‌وگو درباره نیازها

بعضی مواقع پیش می‌آید که نیاز ها و خواسته های همسرتان با خواسته های شما در تضاد است و انجام کارها به شیوه و سلیقه ی او برای شما قابل قبول نیست. اما بعید است موضوعات زیادی وجد داشته باشد که نتوانید در آن نقطه نظرات مشترک را بیابید.

شما می‌توانید با مهارت های کلامی فوق العاده تان ابتدا از نیاز همسرتان قدردانی کنید و سپس احساسات و خواسته های خود را رک و صریح بیان کنید. می‌توانید با اشاره و تمجید از نقاط قوت همسرتان با یک پیشنهاد معمولی، راه حل دستیابی به گفت‌وگو های موفقیت آمیز و یک زندگی سعادتمند را پیدا کرد.

اگر چه شناختن و توجه به نیازهای ذاتی وفطری همسرتان بهترین راه دستیابی به خواسته ها وانتطارات خود شما به شمار می‌رود، اما تضمینی هم وجود ندارد که هیچ بحث وسوء ادراکی پیش نیاید. حتی زوج های خوشبخت هم گاهی باهم جروبحث می‌کنند.

در آخر به عنوان یک راهکار اساسی،  توجه بیشتر و کار کمتر را پیشنهاد می‌کنم.

توجه بیشتر، کار کمتر

به جا اینکه بیرون گود بایستید و یک موقعیت را تماشا کنید، به نیازهای وافعی همسرتان توجه کنید.

به عنوان مثال: وقتی همسرتان به شما می‌گوید: ناهار چی داریم؟ به پاسخی که قرار است بدهید کاملا فکر کنید.

یک پاسخ می‌تواند این باشد که بگویید: “انقدر تنبل نباش، خودت ناهارت را آماده کن” , در واقع این جواب تند و تیز خوشایند  نیست. با دانستن این مطلب که همسرتان به جای به جای حرف با عمل ارتباط برقرار می‌کند. پس خواهید دید که الزاما منظورش این نیست که “می‌خواهم دست به سینه در خدمت من باشی” در واقعاو فقط میخواهد به نوعی با شما ارتباط برقرار کند. او محبت شما را در زندگی اش جستجو می‌کند و می‌خواهد نیاز هایش را از طریق ارتباط دوباره با شما به دست آورد.

بعد از اینکه به این موضوع پی بردید و به تنهایی یا با همسرتان برای رفع نیازهایش اقدام کردید (احتمالا او فقط منتظر اشاره ای از جانب شما است که ساندویچی آماده کند تا باهم بخورید.) در این صورت همسرتان بسیار راحت تر ترغیب می‌شود تا یک سری کارها را برای شما انجام دهد. در این شرایط است که شما زحمت کمتری می‌کشید، کمتر تحت فشار قرار می‌گیرید، کمتر بحث می‌کنید و نهایتا زندگی راحت تر و خوشایندتری را تجربه می‌کنید.

پس در زندگی مشترک علاوه بر توجه به نیازهای خود، به نیاز های همسرتان نیز توجه کنید. سعی کنید دنیا را از دریچه چشم طرف مقابلتان هم ببینید.

منبع: زن خوشبخت, اسکات هالتزمن, انتشارات نقش و نگار


دانلود + ادامه مطلب

بازی چگونه توجه و تمرکز کودکان را افزایش می‌دهد؟

اختلال نقص توجه شایع ترین اختلال روانپزشکی دوران کودکی است که حدود ۱۵درصد مراجعان به مراکز روانپزشکی  اطفال را تشکیل می‌دهد ( ویلسن و همکاران، ۲۰۰۳ ). شیوع این اختلال در کودکان ایرانی ۶ تا ۱۲ساله در دامنه ای بین ۳تا ۶ درصد گزارش شده است ( خوشابی و همکاران،  ۱۳۸۱) و ۳۳ درصد از مراجعان به مراکز درمانی را به خود اختصاص داده است ( بهینا و نخعی، ۱۳۸۴ ).  گرچه به نظر می‌رسد با بالا رفتن سطح انتظارات و پیچیده تر شدن تکالیف محوله به این کودکان در شهرهای بزرگ و مناطق پرجمعیت درصد این اختلال تا ۹۸ درصد نیز گزارش شود ( میچل و مندل ،۲۰۰۵ ).

کودکان دچار این اختلال به صورت مکرر با همسالان مورد مقایسه قرار می‌گیرند که همین امر موجبات کاهش اعتماد به نفس، نقصان فعالیت تحصیلی، کاهش استقلال فکری و به دنبال آن افزایش سطح استرس واضطراب را به همراه دارد. این عوامل در اطفالی که سطح سازگاری و قدرت تطابق کمتری دارند، می‌تواند منجر به ضایعات بیمارگونه وسیعی شود. تمام کودکانی که از درجاتی از اختلالات توجهی رنج می‌برند، نیازمند استفاده از درمان های دارویی و غیر دارویی هستند و از آنجایی که درمان های دارویی علاوه بر نتایج مثبت دارای عوارض منفی نیز هستند و همچنین پر هزینه و زمان بر بودن درمان های توانبخشی، پر واضح است که خانواده این کودکان نیز با کشمکش‌های فراوانی مواجه می‌شوند.

عملکردهای توجهی جهت یادگیری کودک به ویژه در ارتباط با تحصیلات وی پیش نیازی مهم تلقی می‌گردند ( کیس اسمیت، ۲۰۰۵ ). کاهش توجه با مشکلات تحصیلی، دشواری های متعدد در روابط اجتماعی و خانوادگی و همچنین شکست‌ها و افت تحصیلی ارتباط دارد ( شافر و همکاران، ۲۰۰۱، به نقل از نجفی و همکاران  ۱۳۸۴). علاوه بر این مشکلاتِ تحصیلی کودکان دچار اختلال نقص توجه-بیش فعالی فشار روانی مضاعفی به اعضای خانواده تحمیل می‌شود. مطالعات صورت گرفته حاکی از آن‌ است که کودکان دچار اختلال نقص توجه-بیش فعالی در مقایسه با کودکان هنجار با هوش بهر برابر، در آموزش‌های آکادمیک از جمله مهارت‌های خواندن، ریاضیات و دیکته با مشکلات بیشتری مواجه اند (بارکلی و همکاران، ۱۹۹۹). معلمین و والدین این کودکان به دفعات، یادگیری ضعیف تر آن‌ها را نسبت به همکلاسی های هنجارشان گزارش می‌کنند (بارکلی، ۱۹۹۸).

توجه چیست؟

توجه، به سلسله‌ای از عملیات پیچیده ذهنی اطلاق می‌شود که شامل تمرکز کردن یا درگیر شدن در هدف، نگه داشتن یا تحمل کردن و گوش به زنگ بودن در زمان طولانی، رمزگردانی ویژگی‌های محرک و تغییر تمرکز از هدفی به هدف دیگر است.

یکی از مهم‌ترین مدل‌های بالینی توجه، مدل سلسله مراتبی است که انواع توجه را به ترتیب زیر ارائه می‌دهد:

  1. توجه متمرکز۱ ( توانایی پاسخ‌دهی به محرکات بینایی، شنیداری، لمسی به‌طور مجزا )
  2. توجه انتخابی۲ ( توانایی حفظ یک مجموعه رفتاری یا شناختی در مواجه با مواجهه با محرک‌‌های مزاحم یا رقیب )
  3. توجه پایدار۳ ( توانایی حفظ پاسخ رفتاری پایدار در حین فعالیتی تکراری یا مداوم )
  4. انتقال توجه۴ ( توانایی انتقال توجه بین تکالیف دارای نیازهای شناختی متفاوت ) و
  5. توجه تقسیم شده ۵( توانایی پاسخ‌دهی همزمان به چندین تکلیف ).

در ادامه به چند بازی که در ارتقای توجه کودکان موثرند اشاره می‌کنیم به این نکته توجه کنید که این بازی ها را می‌توان برای افزایش توانایی‌های بچه‌های عادی هم به کار برد.

بازی‌ها

۱-صداهارا نام ببر

اگر می خواهید هنگام راه رفتن بازی بکنید که توجه بچه را به صداهای اطرافش زیاد بکند این بازی توصیه می شود.این بازی ساده را می‌توان تنها و یا در کنار یک یا چند نفر انجام داد. اگر کودک شما برای پیاده روی و یا بازی کردن بیرون از خانه می­رود، می­توانید از او بخواهید که به صداها  گوش بدهد و وقتی به خانه برگشت آن­ها را برای شما بازگو کند ویا هنگامی که تنها به دویدن می­روید به او قول بدهید که خوب به صداهای اطرافتان گوش می­دهید و بعدا به او می‌گویید که چه صداهایی شنیدید.

نوع توجهی که تقویت می­شود 

وسایل مورد نیاز

کاغذ و قلم (اختیاری)

دستورالعمل بازی

پیش از آنکه بخواهید به پیاده­روی بروید – بخصوص راهی که قبلا هم بسیار از آن گدشته اید و می­خواهید توجه افراد را جمع کنید، از فرزندنتان بخواهید تا تعداد صداهای متفاوتی را که می­شنوید را حدس بزند و در طی مسیر بگویید (( من دارم صدای……را می­شنوم )) و تا زمانی که دیگران هم آن صدا را بشنوند صبر کنید. به راه رفتن خود ادامه دهید و اجازه بدهید تا هرکس به نوبت صدایی را تشخیص بدهد. نوشتن صداها به شما این امکان یادآوری تعداد صداهایی که شنیده­اید را می­دهد. آیا تعداد صداها را درست حدس زدید؟

شکل دیگر بازی

به جای گفتن ( من می­شنوم ) از ( من می­بینم ) استفاده کنید و به چیز های جالبی که می­بینید اشاره کنید. همچنین می­توانید به چیزهایی که می بینید توجه  کنید. تنها چیزهای قرمز؟ تنها چیزهایی که قبلا ندیده اید، مانند یک پنجره جدید، یک ماشین جدید، یا گلی که به تازگی شکفته. می توانید حدس بزنید چند تا چیز جدید می‌توانید ببینید؟

چه چیز آموخته می­شود؟

این بازی توجه باز را تقویت می­کند و در عین حال به اسکن کردن مداوم محیط با چشم و گوش نیاز دارد.

۲- مسیر یاب (هدایتگر)

بیشتر بچه ها نگاه کردن به نقشه را دوست دارند ولی نمی‌توانند به سرعت آن را با دنیای واقعی اطرافشان تطبیق دهند. در این فعالیت به فرزندتان این مسئولیت را بدهید که با توجه کردن به نقشه، یک مسیریاب واقعی شود.

نوع توجهی که درگیر می­شود

وسایل مورد نیاز

نقشه محلی محل سکونت شما

دستورالعمل بازی

به مسیریاب بالقوه خود  نشان دهید که چگونه مکان فعلی خودرا روی نقشه پیدا کند. سپس جایی که می‌خواهید بروید را به او نشان دهید و سعی کنید با هم مسیری را که باید طی کنید تا به مقصد برسید را پیدا کنید. اگر این یک فعالیت برای فرزندتان کاملا جدید است، این کار را با قرار دادن یک نقشه روی میز آشپزخانه و کارکردن روی جزئیاتش آغاز کنید. سپس فعالیت خود را همراه با مسیریابتان که جهت حرکت را  به شما می‌گوید انجام دهید تا به مقصدتان برسید.” به راست بروید، داخل خیابان ستاره .” ” اکنون به چپ بپیچید داخل راه ساحلی ” و به همین ترتیب. با راهی آغاز کنید که ساده باشد و تنها نیازمند چند تغییر جهت ساده باشد. همچنان که توانایی فرزندتان بالا می­رود به او اجازه بدهید تا مسیرهای سخت­تر را بیابد.

شکل دیگر بازی

هنگامی که بچه تصویر ذهنی درستی نسبت به کار پیدا کرد، در مسافرت های خانودگی مسئولیت پیدا کردن راه مطلوب را به او بسپاریم.

چه چیزی آموخته می­شود؟

بچه­ها درحال ضمن آشنایی بیشتر با محیط اطراف، در حال درگیر کردن آگاهی  فضایی و توجه باز خود هستند. سپس آن­ها از مهارت­های توجه خود برای پیدا کردن راهی خاص به سمت مقصدتان استفاده می­کنند.

۳-گزارش پلیس

متاسفانه انجام دادن وظایف روزمره و بدون توجه به جزئیات زندگی کار بسیار راحتی است. دفعه بعدی که همراه با فرزندتان در صف بانک یا خواربار فروشی بودی،این بازی را امتحان کنید تا هر دو در لحظه متمرکز باید.

نوع تمرکز درگیر

بازی و متمرکز

وسائل مورد نیاز

چیزی لازم ندارد

دستورالعمل بازی

وانمود کنید که در زمانی که شما آنجا ایستاده بودید، جرمی صورت گرفته و هر دو شما باید به عنوان شاهد برای پلیس و یا گزارشگر روزنامه گزارش دهید. زمانی که در صف منتظر بودید چه اتفاقی اطرافتان رخ داد؟

به طور مثال اگر در صف بانک هستید، وانمود کنید که نزدیک بوده در بانک سرقتی رخ بدهد. از فرزندتان بخواهید که خوب به آدم­های اطرافش در صف نگاه کند و سعی کند جزییات هرکدام را بگوید. آن‌ها چه پوشیده­اند؟ چگونه ایستاده­اند؟ فکر می‌کنی برخوردشان چگونه است؟ ( با آرامش ایستاده­اند، بیقرارند، پریشانند و از این قبیل ویژگی­ها ). اگر آن‌ها دو نفر باهم هستند، حدس بزنید چه رابطه­ای با هم دارند و یا چگونه با هم آشنا شده­اند.( آیا آنها باهم دوستانه­اند، عصبانی هستند، عاشق یکدیگرند و یا به هم توجه نمی­کنند؟ ). اگر شما از دور مکالمه آنها را شنیدید، به تون ، محتوا و احساسات احتمالی صدا توجه کنید. به فرزندتان بگویید تا زمانی که کارتان در بانک تمام نشده است چیزی به شما نگوید.هنگامی که بیرون از بانک رفتید،هردو آنچه را که دیدید، فکر کردید و یا احساس کردید،  گزارش کنید. این بسیار جذاب است که هر کدام از ما براساس ادراک منحصر بفرد خود، روی جزئیات متاوتی تمرکز می­کنیم. چون که هیچکدام‌مان نمی‌دانیم که تفسیرمان از اینکه دیگران چه احساسی  دارند درست است یا خیر؟ این بازی درست و غلط ندارد و تنها لذت تماشا کردن و حدس زدن در آن وجود دارد.

چه چیزی آموخته می­شود؟

کودکان در حال یادگرفتن جستجو کردن ( اسکن کردن ) محیط با استفاده از توجه باز و سپس تمرکز کرد روی جزئیات ویژه هیجانی و فیزیکی هستند. این فعالیت به رشد مهارت اجتماعی فهمیدن زبان بدن نیز کمک می‌کند. همچنین  به یادآوری جزیات بعد از آن سبب تقویت حافظه می­شود.

۴-حلقه زدن طناب

معمولا می­توانیم بدون نگاه کردن به چیزها، آن‌ها را ببینیم. بچه ها در این بازی تشویق می­شوند که به دقت به یک نقطه نگاه کنند و هرچه در آن است ببینند.

نوع توجهی که درگیر است

متمرکز

وسایل مورد نیاز

طناب، ذره­بین یا پارچ پر از آب ( اختیاری )، انبرک ( اختیاری )، بشقاب ( اختیاری )

دستورالعمل بازی

روی زمین با طناب دایره­ای بسازید. دایره می­تواند هر سایزی باشد ( محیط ۲تا ۳ فوتی به خوبی کار می­کند ). همراه با فرزندتان به دقت به محیط پیرامونی خود  نگاه کنید و ببینید چه چیزی در آنجا روییده است. علف هرزی از خاک بیرون بکشید و ریشه های آن را ببیند. آیا بذر گیاهی دراطرافتان می­بینید؟ چه چیزی درون آن است؟ حفره ای بکنید و ببینید آیا حشره­ای آنجا هست یا خیر. چه حشراتی هستند و چه تفاوتی با هم دارند؟ چه کار می­کنند؟ آیا به سرعت به اطراف می­روند تا از شما پنهان شوند و یا اینکه خودشان را به مردن می­زنند و یا اصلا متوجه شما نشده­اند؟ آیا خاک درون حفره ای که کنده اید با خاک سطحی زمین فرق می­کنند؟ با استفاده از ذره بین یا یک لیوان پر از آب به چیزهای متفاوت اطرافتان دوباره نگاه کنید. حالا چه تفاوتی دارند؟ با استفاده از یک انبرک چیزهای مختلف را درون بشقاب بگذارید تا با دقت بیشتری بتوانید آن‌ها را ببینید. چیزهایی مانند دانه ها، گلبرگ ها، غله، پوست درخت، میکا و یا دانه های شن چیزهای خوبی برای جمع آوری و بررسی هستند.

نوع دیگر بازی

بخش خاصی از باغ را در نظر بگیرید و به نوع گیاهانی که در آن می­روید توجه کنید، به تفاوت ها و شباهت ها و بو و رنگ هایشان توجه کنید.

چه چیزی آموخته می­شود؟

توانایی یکجا ایستادن و بدقت توجه کردن به آنچه که در دست دارند، مهارت توجهی است که در این بازی ارتقا می­یابد. دیدن شگفتی های ریز طبیعت که در حیاط خانه خودمان است بسیار لذت بخش است.

  1. Focused Attention
  2. Selective Attention
  3. Sustained Attention
  4. Alternating Attention (or attention switching)
  5. Divided Attention
  6. Open
  7. Focused

منابع

  1. SHER, BARBARA, Attention Games (101 fun, easy games that help kids learn to focus)

نجاتی،وحید، برزگر،بهاره، پورگلدوز، پگاه (۱۳۹۲)، سیر تحولی توجه پایدار در نمونه‌ای از کودکان ایرانی، فصلنامه طب توانبخشی،۲(۲)،۷-۱.

 


دانلود + ادامه مطلب

معنای زندگی چیست؟ – آدامس جگوار

از جمله خصوصیاتی که برای نوع انسان تعریف شده و کمتر پیش آمده که مورد تردید یا نزاع قرار گرفته باشد، معنا طلبی و معنا خواهی است. انسان در جستجوی معناست و یا حتی برای زیستن محتاج به آن است. تفاوت در معناهای مختلفی که انسان های متفاوت برای زندگی خود قائل اند اصل معناخواه بودن انسان را زیر سوال نمی برد بلکه مهر تاییدی بر این ادعاست که همه نیازمند معنای زندگی هستیم.

بحران معنا

بحران معنا و جستجو برای آن امری است که غالبا مختص دوران مدرن است. انسان اولیه ی در جستجوی غذا و تلاش گر برای حفظ بقا، بیش از آن مشغله داشت که وقتی را به تفکر عمیق در معنای زندگی بگذراند. در طی تاریخ نیز اکثرا دین منبع انسان ها برای پاسخ به پرسش معنا بوده است. اما در دهه های اخیر شاهد پررنگ شدن مسئله معنا در زندگی بشر هستیم؛ که به طرز ظریفی با رفاه و آسودگی نیز پیوند خورده است.

معنا و پوچی

معنا از دیدگاه یالوم اشاره به مفهوم یا انسجام دارد؛ اصطلاحی کلی برای آنچه از بیان چیزی مد نظر است و جستجو برای معنا جستجو برای یافتن انسجام است. در نقطه مقابل معنا، بی معنایی یا پوچی قرار دارد؛ کامو واژه ی پوچ را برای موقعیت اساسی انسان در جهان به کار برد؛ “گرفتاری موجودی متعالی و جویای معنا که باید در جهانی فاقد معنا زند از دیدگاه وی ما موجوداتی اخلاقی هستیم و آرمان و انتظار ما این است که جهان بنیانی برای قضاوت اخلاقی فراهم کند. اما جهان نسبت به این انتظار بی اعتناست و این تنش میان آرمان انسان و بی تفاوتی جهان است که کامو آن را پوچی موقعیت انسانی می خواند.

قبل از اینکه به بررسی اهمیت معنا در زندگی بپردازیم، باید این نکته را در نظر گرفت که عده ای از صاحب نظران درباره ی معنا داشتن زندگی تردید دارند، مثلا روانشناس مشهور جولین جینز چنین اظهار دارد: هیچ پاسخی وجود ندارد؛ زیرا کلمات اند که معنا دارند، نه زندگی یا افراد یا خود جهان.برخی دیگر مانند چهره های سرشناسی چون کامو و سارتر معتقدند که معنایی بیرون از افراد برای کشف کردن وجود ندارد. درواقع معنا مقوله ای کشف کردنی نبوده و ابداع کردنی است و هر انسانی باید خود معنای زندگی خویشتن را بسازد.

 

اهمیت معنا

اهمیت معنا به عنوان نیروی محرکه و برانگیزاننده در زندگی امری است که بر کسی پوشیده نیست. اما از دیدگاه وجودی، وجود معنا حتی در ارتباط با مرگ نیز امری مهم است. پژوهش ها و تجربه درمانگران بالینی حکایت از این امر داردکه کسانی که در زندگی معنای ژرف تری داشته اند، هنگام مرگ نیز با ناامیدی کمتری مواجه بوده اند. این نظر احتمالا به اصلی بازمی گردد که بیان می دارد، هرچه عمیق تر زندگی کنی و از زندگی بیشتر بهره ببری، در هنگام مواجه با مرگ حسرت کمتری را تجربه خواهی کرد؛ و معنا، امری است که این ژرفا و عمق را به زندگی می بخشد. در باب اهمیت معنا، یونگ نیز بیان می کند که: معنا بسیاری چیزها و شاید همه چیز را قابل تحمل می کند.

فرانکل و معنا

ویکتور فرانکل از اولین درمانگرانی است که در درمان بالینی، معنا را به عنوان عنصری کلیدی، مورد توجه قرار داد و حتی شیوه خود را معنا درمانی (logotherapy)  نامید. وی در کتاب مشهور انسان در جستجوی معنا از تجربیات سخت و طاقت فرسای خود در اردوگاه آشویتس می گوید و راه نجات را در معنا یابی می داند، بخصوص یافتن معنا در رنج هایی که انسان متحمل می شود؛ و از نظر وی:” معنای زندگی این است که به زندگی معنا ببخشیم. ” ویکتور فرانکل همچنین سه راه برای یافتن معنا در زندگی پیشنهاد می کند:

انجام کاری ارزشمند، تجربه ارزش های والا، تحمل درد و رنج

انجام کاری ارزشمند: انجام فعالیتی مفید برای زندگی خود و یا دیگران

تجربه ارزش های والا: درک و تجربه ی طبیعت، فرهنگ و یا عشق

تحمل درد و رنج: درک این نکته که هدف زندگی گریز از درد و رنج نیست بلکه درد و رنجی را که باعث ایجاد معنا می شود باید تاب آورد و تحمل کرد.

گرچه فعالیت های فرانکل در حوزه ی اهمیت بخشیدن به معنا شایسته ی تقدیر و با اهمیت است، اما نقدی که به وی مطرح می شود در نظر نگرفتن سایر جنبه های وجودی (مرگ، آزادی، تنهایی ) و صرف پرداختن به روان درمانی از طریق بحران معناست.

یالوم و معنا

اروین یالوم، دیگر روانشناس وجودی، راه های دیگری را که افراد در مواجه با معضل معنا در پیش می گیرند را معرفی میکند، دو راه حل فردی (در ارتباط با خود شخص) و سه راه حل جمعی (در ارتباط با دیگران)  در خصوص معنایابی وجود دارد؛ ابتدا دو راه حل فردی و سپس سه راه حل جمعی مطرح می شود:

لذت گرایی: نقل قول معروف ” زندگی یک هدیه است، از آن لذت ببرید” مصداقی خوب برای بیان این اصل است؛ این که در نهایت ما شاید معنا و چرایی زندگی را درک نکنیم. اما می توانیم از فرصت زیستن که فقط یک بار به ما ارزانی شده استفاده کرده و با وجود حیرت و درک نکردن چرایی ها به زندگی عشق بورزیم.

خود شکوفایی: اگر هرم مازلو را بخاطر آوریم، راس هرم وی با این کلمه خودنمایی می کند. در این راه حل، معنای زندگی یافتن استعداد ها و تلاش حداکثری برای شکوفایی آن هاست.

نوع دوستی: این باور که بخشش، سودمند بودن برای دیگران و زیباتر کردن زندگی آنان عملی پسندیده است، خود سرچشمه قدرتمند معناست. معنایی که توانایی سیراب کردن روحی در جستجوی معنا را، چه از نظر دین داران و چه غیر دین داران، داراست.

فداکاری برای یک آرمان: ” به یک کل بپیوندید و با جان و دل به آن بپردازید. معنای زندگی در فرصتی است که به ما می دهد تا چیزی عظیم تر از خود خلق کنیم و یا بر چیزی عظیم تر از خود تاثیر بگذاریم این چیز می تواند هر گروهی باشد به شرطی که همه ی اصالت نهفته فرد را بیدار کند و آرمانی به او ببخشد که با مرگش فرو نریزد و از هم نپاشد. این سخن ویل دورانت به زیبایی بیانگر اهمیت این راه حل است.

خلاقیت: آفرینش چیزی نو، چیزی پژواک تازگی، زیبایی و هماهنگی است. پادزهر نیرومند احساس پوچی و بی معنایی است. آفرینش خود بهانه بودن خویش است و پرسش چرایی را به چالش می کشد و آفریدن عملی است که حس معنا را به زندگی می بخشد.

راه حل بحران معنا

در نهایت، معنا مفهومی اگزیستانسیال است که یالوم راه مواجهه با آن را متفاوت از سه مفهوم دیگر اگزیستانسیال (مرگ، تنهایی و آزادی) می داند. درباره سه مفهوم اخیر پیشنهاد یالوم مواجهه مستقیم و غوطه ور شدن در برخورد با آن هااست. اما مورد معنا موضع وی دور شدن و درگیر نشدن با مفهوم پوچی و غوطه ور شدن در جریان زندگی است. وی بیان می کند که نظام های خداباور و بی خدا هر دو توافق دارند که درست و پسندیده آن است که فرد خود را در جریان زندگی غوطه ور کند.

 

بی معنایی دوست من، جوهر زندگی است.

همیشه و همه جا با ماست.. حتی جایی که کسی نمی خواهد ببیندش، حی و حاضر است…

نفس بکشید! این بی معنایی را که ما را دربرگرفته نفس بکشید که همانا کلید دانایی است،کلید شادی بی ­پایان.

” میلان کوندرا”

 

منابع:

_یالوم، اروین (۱۳۹۱)، روان درمانی اگزیستانسیال؛ مترجم: سپیده حبیب، تهران: نشرنی

_فرانکل، ویکتور (۱۳۸۱)، انسان در جستجوی معنی؛ مترجم: مهین میلانی، نهضت صالحیان، تهران: نشر درسا

 


دانلود + ادامه مطلب

مثلث سازی در خانواده چگونه حل می‌شود؟(۲)

همانطور که در بخش‌های قبل توضیح دادیم مثلث سازی امروزه مشکل بسیاری از خانواده هاست. اگر بدانیم بسیاری از مسائل در خانواده ها با مثلث سازی شدت می‌گیرد. همچنین مثلث‌سازی خود باعث بروز مشکلات و آسیب های جدیدی در خانواده می شود که گریبان خانواده، زن و شوهرها و به خصوص فرزندان را می‌گیرد، حتما برای جلوگیری از بروز تعارضات بیشتر، به مشاور خانواده  مراجعه می‌کنیم و با بالا بردن دانش خود در این زمینه از مشکلات بعدی جلوگیری می‌کنیم.

گفتیم که در روش خانواده درمانی چند نسلی تمرکز درمان گر روی خودمتمایز سازی است و با بالا بردن توان افراد در متمایز کردن خود از دیگران و کم کردن امتزاج درونی سعی در بهبود مشکلات افراد از جمله مثلث سازی دارد. خودمتمایز سازی به معنی تمایز عاطفه و افکار خود از دیگران در عین با هم بودن در خانواده است و توان استفاده از عقل و عاطفه به میزان منطقی در مسائل و عدم رفتار صرفا عاطفی یا صرفا منطقی نشانه ی عدم امتزاج درونی ست.

اما در خانواده درمانی ساختاری که مینوچین پایه گذار آن است، مبنا و اصل چیز دیگری است. مینوچین می‌گوید: خانواده یک منظومه است و یک منظومه چیزی بیشتر از اعضای تشکیل دهنده‌ی خود است. او خانواده را صرفا متشکل از پویای‌ی‌های اجتماعی و روانی فردی نمی‌داند بلکه آن را حاصل تعاملات هر یک از اعضای خانواده با دیگر اعضا می‌داند وجود نظم، ثبات، تکرار پذیری و قابلیت پیش بینی از مشخصات ساختار یک خانواده است.

مفاهیم درمان ساختاری در خانواده درمانی به لحاظ قوت و توسعه ی نقش همانند نقش مفاهیم فرویدی در روان درمانی فردی است. وی همین طور معتقد است یک خانواده علاوه بر این که خود یک منظومه و یک کل محسوب می‌شود و دارای خرده نظام هایی درون خود است. برای پیدا کردن خرده نظام ها توجه به نوع کارکرد افراد، جنسیت، نسل‌ها، علایق مشترک و غیره اهمیت دارد. مثلا سارا می‌تواند فرزند باشد و در عین حال در خرده نظام خواهر و برادر‌ها قرار گیرد و همچنین جزو افراد علاقه مند به سفر باشد.

خانواده درمانگر ساختاری به دنبال تشخیص ساختار خانواده تلاش می‌کند تا رابطه ی افراد در خانواده، جایگاه والدین و فرزندان و… را مد نظر قرار دهد. در این نوع از خانواده درمانی اعتقاد بر آن است که خانواده ساختاری سلسله مراتبی دارد و در راس سلسله مراتب قدرت منظومه ی زن و شوهری قرار دارد.

کارکرد یک خانواده زمانی درست است که این منظومه در راس باشد و به عنوان خرده منظومه ی والدینی به درستی ایفای نقش کند. که اگر چنین نباشد، خانواده در خطر فروپاشی قرار می‌گیرد و مهم تر از آن نقش والدینی دچار تزلزل می‌شود. و مثلث سازی‌ها زمانی صورت خواهد گرفت که ساختار خانواده دچار مشکل شود و خانواده ناکار آمد باشد.

خانواده درمانگر ساختاری هدف خود را تقویت خرده نظام زن و شوهری و توانمند سازی افراد می‌داند تا بتوانند نقش والدینی خود را نیز به خوبی ایفا کنند. چرا که این  راهی برای  بالا بردن کارایی ساختار خانواده است.

در خانواده‌هایی که ساختار آن‌ها دچار  مشکل است و کارایی لازم را ندارد، در واقع سلسله مراتب به صورت وارونه است و احتمالا کودکان و نوجوانان بر کل یعنی منظومه ی خانواده مسلط هستند و در روند درمان به این نوع از خانواده ها کمک می‌شود تا در ساختار خانواده ی خود اصلاحاتی ایجاد کنند.

دو مساله ی مهم باعث می‌شود ساختار خانواده حفظ شود و تداوم پیدا کند. مساله ی اول سلسله مراتب خانواده است که به صورت نسل ها مشخص می‌شوند یعنی نسل پدربزرگ‌ها، نسل والدین و نسل فرزندان. مساله ی دوم پویا بودن ساخت خانواده است به این معنی که رفتار‌ها و قوانین در منظومه‌ی خانواده در شرایط مختلف و متناسب با آن تغییر می‌کند تا کارایی خانواده حفظ شود.

‌در این خانواده درمانی اعتقاد بر این است که تسهیل تغییرات در خانواده ای که کارایی ندارد و سلسله مراتب در آن بهم ریخته است باعث می‌شود تغییرات فردی و کاهش در نشانه های بیماری در اعضای آن صورت گیرد و همین طور که گفته شد تاکید بر تقویت منظومه ی زن و شوهری و به تبع آن منظومه ی والدینی ست.

خانواده درمانگر ساختاری که در جلسات درمان نقش فعال و تعیین کننده ای دارد برای بازیابی کارایی خانواده ای که به دلیل ناکارایی مراجع کرده به اعضا ملحق میشود زیرا اعتقاد دارد این خانواده توان ایجاد تغییر در تغییرات شرایط زندگی را نداشته و نتوانسته نیاز های خود را در زمان فشار از بیرون یا درون خانواده به خوبی شناسایی کند. او با پیوستن به اعضا ضمن بر هم زدن ساختار فعلی خانواده برای ازبین بردن عوامل مشکل ساز خانواده، سعی می کند با ایجاد همکاری بین اعضا برای یافتن راه حل ساختار درست و جدیدی برای آن بوجود آورد.

منابع: خانواده درمانی ،هربرت گلدنبرگ و آیرین گلدنبرگ،ترجمه مهرداد فیروزبخت،نشر رسا.

ملاحظات پارادایمیک در خانواده درمانی،دکتر معصومه اسمعیلی،نشر علم


دانلود + ادامه مطلب