آدامس جگوار

آدامس جگوار

خبر خوان اتوماتیک

تمامی مطالب این سایت به صورت خودکار از دیگر سایت های قانونی و رسمی ایران جمع آموری می‌گردد.
مرامنامه


در رابطه با همسر چه حرفهایی نگویم و چه کارهایی نکنیم

در رابطه با همسر چه حرفهایی نگویم و چه کارهایی نکنیم


در رابطه با همسر چه حرفهایی نگویم و چه کارهایی نکنیم

برخی از بایدها و نبایدهایی که سبب پایداری بیشتر عشق و رابطه عاطفی می‌شوند
را برایتان نوشته‌ایم تا با رعایت آنها، زندگی شادتر و آرام‌تری برای خود و
عشقتان رقم بزنید.

حرف‌هایی که موقع دعوا مطرح می‌شوند را از ذهن خود پاک کنید

همه انسان‌ها خطا می‌کنند. همه ممکن است موقع عصبانیت حرف‌هایی به زبان
بیاورند که شاید واقعا هیچ‌اعتقادی به آنها نداشته باشند. توصیه ما این است که
جملات یا واژه هایی که هنگام دعوا از دهان شریک عاطفی خود می شنوید را نادیده
بگیرید. به آنها اهمیت ندهید و بگذارید همان جا وسط دعوا خاک شوند. بار سنگین
آنها را به دوش نکشید.

استفاده از جملات نا امید کننده و سرشار از حس‌های منفی در یک دعوا بسیار
عادی است. درست است که باید سعی کنیم روی رفتار و زبان خود کنترل بیشتری داشته
باشیم. اما اگر بنا به هر دلیلی، این‌طور نشد، سعی نکنید با یادآوری جملات
ناراحت‌کننده طرف مقابل که وسط مشاجره مطرح شده‌اند، عشق و علاقه خود را
خدشه‌دار کنید. هر زمان حرف های ناراحت کننده او به ذهنتان رسید، یک نفس عمیق
بکشید، کمی راه بروید و آب بخورید.

بحث را دوباره باز نکنید

بله، اکثر مردم دوست دارند همه حرص و ناراحتی خود را وسط مشاجره به زبان
بیاورند. اگر می‌توانید زبانتان را کنترل کنید تا بدون تخریب شخصیت طرف مقابل،
خواسته‌هایتان را مطرح کنید، این کار را انجام دهید. اما اگر قرار است حرف‌ها
با کنایه و طعنه و بی‌احترامی همراه باشد، نفس عمیق بکشید. سرتان را به کار
دیگری گرم کنید و سعی کنید صحبت نکنید.

سعی نکنید پس از تمام شدن دعوا، به طور غیرمستقیم و با نیش و کنایه موضوع
دعوا را با یاد او بیاورید. از همه مهم تر این است که چند روز بعد از مشاجره،
دوباره پرونده آن را باز نکنید. این کار نتیجه‌ای جز تکرار احساسات منفی و
ناراحتی نخواهد داشت و شک نکنید که دردی از شما دعوا نخواهد شد. اگر مقصر شما
هستید، اینقدر بزرگ‌منش باشید که بتوانید از طرف مقابل عذرخواهی کنید و قول
بدهید که دیگر هرگز چنین رفتاری نخواهید داشت.

سعی نکنید با یادآوری جملات ناراحت‌کننده طرف مقابل که وسط مشاجره مطرح
شده‌اند، عشق و علاقه خود را خدشه‌دار کنید.


 

حرف‌هایی که موقع دعوا مطرح می‌شوند را از ذهن خود پاک کنید

با هم سرد رفتار نکنید

پس از بحث و دعوا اصولا دو طرف حوصله حرف زدن با هم را ندارند. اما اگر پس
از گذشت زمان، هنگامی که هر دو آرام تر بودید و همسرتان نزد شما آمد و به هر
بهانه ای می‌خواست با شما حرف بزند، از پاسخ دادن به او امتناع نکنید. بدترین
کار ممکن در این شرایط این است که سکوت اختیار کنید و به اصطلاح قیافه بگیرید.

در عوض می‌توانید به همسر خود بگویید: «من هنوز ناراحت هستم و نتواسته ام
همانند تو به این زودی همه چیز را فراموش کنم. به من چند ساعتی فرصت بده تا
بتوانم آرام شوم. سپس در مورد آن با هم حرف خواهیم زد.»

این را به یاد داشته باشید که با پاسخ ندادن به طرف مقابل، این حس را به او
می دهید که در حال تنبیه کردن او هستید و این باعث می شود تا او نتواند حرف
هایش را راحت با شما در میان بگذارد. تکرار این مسایل، فاصله بزرگی میان زن و
شوهر ایجاد می‌کند که شاید خسارت های جبران ناپذیری نیز در پی داشته باشد.

دنبال دلیل دعوا نباشید

بهتر است انرژی خود را برای یافتن راهکار صرف کنید. نه برای فکر کردن به
اینکه چه چیزی باعث شروع بحث شد. تفاوت میان یک مشاجره خوب و دعوای بد این است
که بتوانید برای مشکل خود راهکار مناسب بیابید. تفاوت میان یک مشاجره خوب و
دعوای بد این است که بتوانید برای مشکل خود راهکار مناسب بیابید.

اشتباهات خود را تکرار نکنید

گفتن خشک و خالی «ببخشید» دردی را دوا نمی کند. باید سعی کنید پس از اینکه
اوضاع بهتر شد، نزد او بروید و عذرخواهی کنید و سوتفاهم پیش آمده را برایش
توضیح دهید. یا دلیل رفتار خود را توضیح دهید.

عذرخواهی کردن بدون پشیمانی واقعی و بدون توضیح چندان قابل قبول نیست. باید
سعی کنید اشتباه خود را تکرار نکنید و این اطمینان را نیز به طرف مقابل بدهید.

اگر شما ناراحت، عصبانی یا دلخور هستید یا خبرهای ناراحت کننده شنیده اید،
باید این مساله را با همسرتان در میان بگذارید. این مساله به آرام ماندن جو،
کمک شایانی می کند. همچنین باید بدانید کم خوابی موجب حساسیت بیشتر اعصاب می
شود. بنابراین، زوج هایی که کم می خوابند و استراحت کامل ندارند، بیشتر در معرض
مشاجره های دایمی قرار دارند.

به شریک عاطفی خود نگویید: «فکر می‌کنم خوشحال نیستی!»

بعضی افراد عادت دارند در برابر فراز و فرودهای احساسی طرف مقابل خود سریعا
واکنش نشان دهند. بعضا تصور می‌کنند اگر بگویند: «من می‌دانم که تو خیلی خوشحال
نیستی!»، اهمیت و توجه خود را به طرف مقابل نشان داده‌اند.

اگر شما این‌طور هستید، همین الان از این عادت دست بردارید. چنین جملاتی بار
منفی بسیار با خود همراه دارند. وقتی می‌دانید همسر یا عشق شما در شرایط بحرانی
(کار یا زندگی) قرار دارد، با گفتن چنین جملاتی نه تنها او را خوشحال نخواهید
کرد بلکه این حس را به او می‌دهید که ناراحتی او شما را اذیت می‌کند.

طرف مقابل ممکن است تصور کند شما با بیان این جمله مثلا می‌خواهید بگویید که
بسیار خوشحال و راحت هستید و این اوست که از سختی زندگی در عذاب است و گویا با
تحمل این شرایط دارید از خودگذشتگی می‌کنید! در صورتیکه به هیچ وجه این طور
نیست.

هنگامی که احساس می کنید رابطه‌تان همچون ماه های اول نیست به جای اینکه از
جملات منفی استفاده کنید. با یکدیگر در این رابطه حرف بزنید و برای بهبود اوضاع
و برگرداندن اشتیاقات اولیه، با هم راهکار پیدا کنید.

به شریک عاطفی خود نگویید: «رابطه ما مثل قبل نیست»

چنین جملاتی مثل سم هستند. وقتی عبارت‌هایی مشابه اینکه ما مثل قبل شاد
نیستیم، مثل قبل بیرون نمی رویم، مثل قبل کنار هم نیستیم را به زبان می‌آورید،
طرف مقابل با خود فکر می‌کند: آیا مشکلی در رابطه ما وجود دارد؟ احتمالا او
کمبودی احساس کرده است که چنین سوالی را می پرسد یا ….

هنگامی که احساس می کنید رابطه‌تان همچون ماه های اول نیست به جای اینکه از
جملات منفی استفاده کنید. با یکدیگر در این رابطه حرف بزنید و برای بهبود اوضاع
و برگرداندن اشتیاقات اولیه، با هم راهکار پیدا کنید. برای کارها و مسایل شخصی
خود اولویت بگذارید و برنامه ریزی کنید.

به شریک عاطفی خود نگویید: «تو مرا درک نمی‌کنی»

این جمله بسیار ناراحت کننده است و موجب سردی رابطه می شود. با این جمله طرف
مقابل تصور می کند همه تلاش هایی که در طول سال ها انجام داده، بیهوده بوده
است. لطفا در بیان چنین جمله هایی خساست به خرج دهید و نگذارید به راحتی از
دهانتان خارج شوند. برخی از حرف ها برای شما ساده هستند، اما زخم بزرگی در دل
طرف مقابل ایجاد می کنند.

منبع : rooziato.com


دانلود + ادامه مطلب

علت واقعی مشکلات روانشناختی: دلبستگی، طرحواره، فوبیای احساسات، مکانیزم‌های دفاعی و نوروساینس

زندگی یک دوگانه‌ است؛ دوگانه‌ای که خوب و بد را شامل می‌شود. چه بخواهیم خوش‌بین باشیم و به نیمه‌ی پر لیوان زل بزنیم چه قسمت خالی لیوان را فقط ببینیم زندگی همان دوگانه‌ای که همیشه بوده است باقی می‌مانند: خوب و بد.

 

وقتی به تجربیات بالینی‌ام نگاه می‌کنم و مطالعات را مرور می‌کنم و روی افکار و رفتار اطرافانیم ذره‌بین می‌اندازم متوجه می‌شوم که ما انسان‌ها همیشه از زندگی چیز بیشتری از آنچه داریم می‌خواهیم. ممکن است چیزهای خوبی در زندگی داشته باشیم و اتفاقات خوبی برایمان رخ داده باشد مانند داشتن یک رابطه‌ی پایدار، یک شغل خوب، سرگرمی‌های جالب، دوستان و خانواده‌ای که با آنها ارتباط خوبی داریم با این وجود اما احساس می‌کنیم که زندگی رضایت‌بخش نیست. احساس می‌کنیم چیزی در زندگی کم است و واقعاً احساس خوشحالی نمی‌کنیم و رضایتی در زندگی نداریم. صبح که بیدار می‌شویم ملولیم و دیگر برای آدمهای کمی طلوع آفتاب زیبایی و طراوت آنچه برای اجدادمان داشته است دارد. اغلب اوقات به جای اینکه از زندگی راضی و خشنود باشیم نگران و مضطربیم. با وجود این نمی‌توانیم انگشت خود را بر نقطه کور زندگی بگذاریم. نمی‌توانیم موتور تولیدکننده‌ی بداقبالی‌ها و مشکلات زندگی‌مان را یپدا و خاموشش کنیم.

همه تلاش می‌کنیم تغییر کنیم با این امید که زندگی بهتر شود. در این راستا ممکن است یک رابطه‌ را تمام کنیم زیرا رضایت‌بخش نیست، از شغلمان استفعا دهیم چون استرس‌زاست، و تمرکز بیشتری روی سرگرمی‌ها و تفریح‌ها می‌کنیم و امیدواریم که “این مرتبه” احساس شادکامی و خوشحالی کنیم. با این تغییرات ممکن است زندگی بهتر شود اما برای مدت زمان کوتاهی، زیرا به زودی کشکمش‌های درونی و عدم رضایت بازخواهند گشت.

بسیاری از ما به این شیوه زندگی می‌کنیم. در زندگی‌مان رضایت و خوشحالی وجود ندارد. خسته‌ایم، مضطربیم و اشتیاق کمی داریم حتی اگر در وضعیت مالی خوبی باشیم و دور و ورمان پر از آدم باشد. بنابراین باید این سؤال را از خودمان بپرسیم که چه اتفاقی در حال رخ دادن است که من خوشحال نیستم؟

پاسخ به این سؤال مبحث عمده‌ی بسیاری از دانشمندان و پژوهشگران حوزه‌های مختلف علمی و مذهبی بوده است اما هیچ‌کدامشان پاسخ قانع‌کننده و دقیقی برای این سؤال ندارند. برای پاسخ به این سئوال می‌خواهم مفاهیم و پژوهش‌هایی را که در مورد دلبستگی، طرحواره‌های ناسازگار اولیه، فوبیای احساسات، مکانیزم‌های دفاعی و نوروساینس خوانده‌ام کنار هم بگذارم و هدفم این است که به یک تبیین یکپارچه از علت واقعی مشکلات روانشناختی برسم.

زاویه اول: مشکل این است که اضطراب، احساسات ما را می‌پوشاند.

فروید زمانی گفته بود که اضطراب علامت خطری است که اعلام می‌کند امیال ناهشیار در حال ورود به هشیاری هستند. فروید آن زمان حتی به فکرش شاید خطور هم نمی‌کرد که روزی این گفته‌اش پشتوانه‌ی علمی پیدا کند اما چندی پیش در یک مقاله، مطلبی را خواندم که ته دلم برای فروید فاتحه خواندم (چشمک). در مقاله آمده بود که یک مکانیسم خودکار در مغز ما وجود دارد که اجازه نمی‌دهد ما احساساتمان را تجربه کنیم. در عوض آنچه احساس می‌کنیم اضطراب است که به شکل‌های مختلفی مانند تنش، بی‌ًقراری، استرس، حالت تهوع، درد، سرگیجه و سایر نشانه‌ها بروز پیدا می‌کند. بسیاری از مردم از این مکانیسم ناهشیار اضطراب آگاهی ندارند: زیرا این مکانیسم، احساسات را در ۱۲ میلی‌ثانیه به اضطراب تبدیل می‌کند، فقط ۱۲ میلی‌ثانیه! به طور واقعی این فرآیند بیشتر از چند میلی‌ثانیه طول نمی‌کشد و بنابراین به صورت هشیار ادراک نمی‌شود (لدوکس، ۱۹۹۸). اجازه بدهید یکبار دیگر تکرار کنم: یک مکانیسم در مغز ما وجود دارد که بدون اجازه‌ی ما احساسات‌مان را می‌دزدد و در کمتر از نیم‌ثانیه آنها را به اضطراب و تنش عضلانی تبدیل می‌کند. در نتیجه بی‌آنکه بدانیم این فرآیند بسیاری از جنبه‌های زندگی‌مان را در بر گرفته است.

بسیاری از ما حتی این مکانسیم ناهشیار اضطراب را به صورت مستقیم تجربه نمی‌کنیم زیرا در زیر لایه‌ای از مکانسیم‌های دفاعی و نشانه‌های مشکلات روانشناختی پنهان می‌شوند. مغز ما به محض اینکه اضطراب را ردیابی می‌کند حقه‌ها و استراتژی‌هایی استفاده می‌کند تا ما اضطراب را احساس نکنیم. بعضی از حقه‌ها و استراتژی‌ها برای تمام عمر طول می‌کشند حتی زمانی که اضطرابی وجود ندارد. بنابراین بسیاری از ما به طور کلی از حقیقت ناآگاه باقی می‌مانیم زیرا با احساسات‌مان در تماس نیستیم و حتی به این خاطر که در اکثر مواقع حتی اضطراب‌مان را نیز احساس نمی‌کنیم. در عوض مشکلات روانشناختی و نشانه‌های زیادی را تجربه می‌کنیم:

افسردگی

نگرانی

درد جسمانی

حمله‌های وحشتزدگی

اضطراب اجتماعی

اهمال‌کاری

تنهایی

پوچی

خستگی

بی‌خوابی

نشخوار

سندرم پاهای بی‌ًقرار

عزت نفس پایین

اعتماد به نفس به پایین

مشکلات توجه

بی‌قراری

خستگی مزمن

کمبود انرژی

مشکلات ارتباطی

از بین رفتن انگیزه

مشکلات جنسی

برون‌ریزی

ناکامی

الگوهای رفتاری خودتخریب‌کننده

انتقاد از خود

احساس گناه مزمن

سردرد

تنش عضلانی

کمر درد

مشکلات مفصلی

اعتیاد

نارضایی مبهم از زندگی

راه حل غلبه بر این نشانه‌ها و مشکلات روانشناختی این است که به مکانیسم ناهشیار اضطراب آگاهی پیدا کنیم تا بتوانیم تحمل تجربه­‌ی مجدد احساساتمان را بدست بیاوریم.

ممکن است با خودتان بگویید ما که زیاد درباره‌ی احساساتمان گفتگو می‌کنیم اما حرف زدن درباره‌ی چیزی با درک واقعی آنچه واقعاً هست دو چیز متفاوت است. حتی بسیاری از مردمی که گمان می‌کنند با احساساتشان در تماس هستند در واقعیت گمراه‌اند. در حقیقت تخیمن زده می‌شود که ۸۰ تا ۸۵ درصد جمعیت با احساسات خود بیگانه هستند زیرا مکانیسم ناهشیار اضطراب بر برانگیختگی هیجانی آنها غلبه دارد بنابراین آنها نمی‌دانند مبتلا به چیزی هستند که رونالد جان فریدریسکون آن را فوبیای احساسات نامیده است.

اکثریت افراد در تمام عمرشان از فوبیای احساسات بی‌خبر می‌مانند و البته که آنها بی‌خبر و بی‌توجه به یک واقعیت باقی می‌مانند؛‌ به این واقعیت که فوبیای احساسات علت نشانه‌ها و مشکلات روانشناختی آنهاست.

زوایه دوم: طرحواره‌های ناسازگار اولیه علت فوبیای احساسات هستند.

چرا ما دچار فوبیای احساسات می‌شویم؟ پاسخ اولیه این است: وجود مکانیسم ناهشیار اضطراب. اما این مکانیسم چطور تشخیص می‌دهد که احساسات را به اضطراب تبدیل کند. مگر احساسات، چیز بدی هستند؟ و چرا در بدن ما سیستم‌های فیزیولوژیک بسیاری برای درک و واکنش‌های احساسی وجود دارد؟ در واقع اگر قرار است احساسات به اضطراب تبدیل شوند و ما آنها را تجربه نکنیم چرا باید وجود داشته باشند؟ به طور کلی احساسات خوب و مفید‌اند. هر احساسی پیامی برای ما دارد مثلاً استرس به این معنی است که چیزی خطرناک در محیط وجود دارد که باید برای آن کاری انجام دهیم. با این وجود تکلیف فوبیای احساسات و مکانیسم ناهشیار چه می‌شود؟ فلسفه‌ی وجودی آنها چیست؟

برای پاسخ باید برگردیم به دوران کودکی‌مان، زمانی که اولین بار احساسات را تجربه می‌کنیم. فرض کنید که یک کودک، درباره‌ی موضوعی عصبانی شده است و چون نمی‌داند بعد از ابراز خشم چه پیامدی را تجربه خواهد کرد خشمش را ابراز می‌کند. والدین اما ممکن است به شکل مناسبی به ابراز خشم کودک پاسخ ندهند. مثلاً ممکن است به او بگویند که “اگه بخواهی اینطوری رفتار کنی دیگه دوسِت ندارم”. در نتیجه کودک ممکن است به این نتیجه برسد که ابراز خشم مساوی از دست دادن محبت والدین است و طرد خواهد شد. در این لحظات، طرحواره‌های ناسازگار اولیه در حال شکل‌گیری‌اند. در مثال فوق احتمال شکل‌گیری طرحواره‌ی رهاشدگی وجود دارد. این کودک اگر دوباره خشمگین شود طرحواره‌ی رهاشدگی‌اش فعال می‌شود و در نتیجه باید جلوی خشمش را بگیرد. اینجاست که فوبیای احساسات و مکانیسم ناهشیار اضطراب کار خود را انجام می‌دهند. یعنی به خاطر ترس از رهاشدگی، مکانیسم ناهشیار اضطراب بلافاصله خشم کودک را به اضطراب تبدیل می‌کند و کودک به جای تجربه و ابراز خشم که خطر رهاشدگی را در پی دارد اضطراب را تجربه می‌کند.

کدام دسته از والدین کودک را به خاطر داشتن احساساتی مثل خشم تنبیه می‌کنند؟ همان والدینی که با رفتار نامناسب‌شان دلبستگی کودک را مختل می‌کنند. دلبستگی مختل نیز زمینه‌ی شکل‌گیری طرحواره‌های ناسازگار را فراهم می‌کنند.

زاویه سوم: نشانه‌های بیماری مشکلات واقعی ما نیستند

هنگامی که یک بیمار وارد رواندرمانی می‌شود از نشانه‌هایی که در بالا ذکر شد شکایت می‌کند و اغلب بی‌خبرند از اینه چرا این نشانه‌ها را تجربه می‌کنند. با وجود این، نشانه‌ها به خودی خود هیچ سرنخ درستی از این که علت زیربنایی‌شان چیست در اختیار درمانگر قرار نمی‌دهند. در حقیقت (فعالیت افراطی مکانیسم ناهشیار اضطراب/فوبیای احساسات) چیزی است که اغلب مردم حتی به آن توجهی نکرده‌‌اند.

راه حل مشکلات روانشناختی

بسیاری از مردم مبتلا به اضطراب، افسردگی، دردهای جسمانی غیرقابل تبیین، یا مشکلات روانشناختی دیگر در واقع از فوبیای احساسات رنج می‌برند بدون اینکه از آن آگاه باشند.

هر نشانه‌ی روانشناختی مانند آنچه در بالا ذکر شد، زمانی ایجاد می‌شوند که نیاز به ابراز احساسات و نیاز به دفاع در برابر احساسات همزمان وجود دارند. نشانه‌های بیماری‌ای که تجربه می‌کنیم و در حال تبدیل به مشکلات زندگی ما شده‌اند به ما کمک می‌کنند که احساسات دردناک را خارج از آگاهی خود قرار بدهیم. این مسئله به این خاطر است که مکانیسم ناهشیار اضطراب بیشتر به ما اضطراب، درد و نشانه‌ها را نشان می‌دهد تا اجازه تجربه احساسات دردناک.

برای اینکه مسئله دقیق‌تر شود این توضیح را هم اضافه می‌کنم: مشکل این است که مکانیسم ناهشیار اضطراب ما به طور غریزی به احساسات ما واکنش ترس نشان می‌دهد. بنابراین مکانیسم ناهشیار اضطراب مسئول اضطراب/استرس (بی‌قراری، غمگینی، خشم، احساس گناه و عشق) است. مکانیسم ناهشیار اضطراب را با ۴ مرحله توضیح می‌دهم:

گام اول: احساسات در مغز فعال می‌شوند. ۵ احساس اصلی عبارت‌اند از: خوشحالی، غم، خشم، گناه و عشق.

گام دوم: مکانسیم ناهشیار اضطراب احساس را به اضطراب تبدیل می‌کند در صورتی که مغز آنها را خطرناک تشخیص دهد. این فرآیند ناهشیاری که از تجربه احساس شروع و تا به اضطراب ختم می‌شود حدود ۱۲ میلی‌ثانیه طول می‌کشد.

گام سوم: فرد احساس اضطراب، استرس، تنش، بی‌‌‌‌‌‌قراری، درد می‌کند نه خوشحالی، غم، خشم، گناه یا عشق.

گام چهارم: به خاطر اینکه احساسات همیشه حضور دارند مکانیسم ناهشیار اضطراب جنبه‌های مختلف زندگی را رنگ‌آمیزی می‌کند. بنابراین فرد به منظور کاهش اضطراب و تنش از مکانیسم‌های دفاعی مانند اجتناب، انکار، جسمانی‌سازی، درد، افسردگی، اهمالکاری، عقلانی‌سازی، دلیل‌تراشی، نگرانی و سرزنشگری خود استفاده می‌کنند. مکانیسم‌های دفاعی اغلب باعث ایجاد نشانه‌های بیماری و مشکلات روانشناختی می‌شود که مردم برای غلبه بر آنها به دنبال کمک هستند.

اصطلاح ناهشیار به این معناست که چیزی به صورت خودکار بدون هیچگونه تلاش یا توجهی از سوی ما رخ می‌دهد. اضطراب ناهشیار به این معناست که بدن (به عنوان مثال عضلات شما) چه ما بخواهیم چه نخواهیم دچار تنش می‌شود.

یکی از دلایل وجود مکانیسم ناهشیار اضطراب این است که مغز ما دوست دارد “فکر کند و کاری  انجام دهد” نه اینکه “احساسات را احساس کند”. آنچه مغز هنگام فعال‌سازی مکانیسم ناهشیار اضطراب توسط احساسات انجام می‌دهد تولید مکانیسم‌های دفاعی است. این مکانیسم‌های دفاعی به ما کمک می‌کند از شر اضطراب خلاص شویم ولی آنها در بلندمدت برای شادکامی و بهزیستی ما مضر هستند.

حیطه‌ی نوروساینس مدرن قادر است این ارتباط سه گانه بین احساسات، اضطراب و مکانیسم‌های دفاعی را ثابت کند. این مثلث یک اصطلاح روان‌پویشی است که مثلث تعارض نامیده می‌شود. این فرآیندهای درونی آنقدر سریع در درون ذهن ما به وقوع می‌پیوندند که انگار هر سه عنصر آن (احساس، اضطراب و دفاع) در یک زمان رخ می‌دهند. با وجود اینُ نوروساینس می‌تواند نشان دهد که اولین چیزی که در ما فعال می‌شود احساس است، در ادامه اگر این احساس خطرناک در نظر گرفته شود (توسط مکانیسم ناهشیار اضطراب) اضطراب به مدت ۱۲ میلی‌ثانیه فعال می‌شود و در نهایت برای مقابله با احساسات دستوراتی صادر می‌شود. تنها بعد از این اتفاقات است که ذهن شناختی (مانند ایگو) یک میلی‌ثانیه شروع به فکر کردن می‌کند (عقلانی‌سازی، نگرانی، دلیل‌تراشی، و غیره) تا کاری بکند (انکار، حواس‌پرتی، نادیده‌گرفتن) به منظور پرت کردن حواس ما از اضطراب.

زاویه آخر: بنابراین به طور خلاصه فرآیندی که به ایجاد مشکلات روانشناختی ختم می‌شود از این قرار است:

دلبستگی مختل می‌شود، طرحواره‌های ناسازگار اولیه شکل می‌گیرند، فوبیای احساسات به خاطر وجود طرحواره‌های ناسازگار اولیه کار خود را شروع می‌کند، وقتی یک احساس، خطرناک تشخیص می‌دهد مکانیسم ناهشیار اضطراب آن را به اضطراب تبدیل می‌کند. در نهایت مکانیسم‌های دفاعی برای رفع اضطراب به کار می‌‌افتند و نشانه‌های بیماری را تولید می‌کنند.

منابع:

یانگ و همکاران (۲۰۰۳)‌. طرحواره درمانی. انتشارات ارجمند

ارتباط مجدد با هسته‌ی خویشتن

فریدریکسون (۲۰۰۴). هم آفرینی تغییر. انتشارات ارجمند.

 


دانلود + ادامه مطلب

تشخیص ابتلا به هپاتیت و ایدز بعد از رابطه جنسی



کانال آدامس جگوار




فروش کاندوم




ژل حجم دهنده

تشخیص ابتلا به هپاتیت و ایدز بعد از رابطه جنسی

تشخیص ابتلا به هپاتیت و ایدز بعد از رابطه جنسی

با سلام وخسته نباشید من هفته پیش یه رابطه جنسی
داشتم که در همون ابتدای رابطه و بعداز حدود ۳تا۴ بار دخول در واژن خانم متوجه شدم
کاندوم پاره شده و بعدازخارج کردن آلت از واژن هم ارضا شدم.

 مجددا ارتباط جنسی برقرار کردیم و خانم
بعداز سکس دهانی با آلتم مجداد سکس واژنی برقرار کردیم البته در مرتبه اول سکس هم
رابطه دهانی به دهان داشتیم ولی بزاق دهان رد و بدل نشد شاید فقط امکان برخورد زبان
با هم و بعد هم آب خوردن باشه.

 

حالا میخواستم بدونم با
توجه به اعمالی که انجام دادم احتمال ابتلا من به ایدز یا هپاتیت هست؟

 

پاسخ

 

با توجه به شرح سوال بله این احتمال وجود دارد
،
هپاتیت  انواع مختلف دارد که هپاتیت B  و
C معمولا از طریق رابطه جنسی با فرد آلوده منتقل میشود
لازم به ذکر است انتقال هپاتیت سهل تر از انتقال ایدز میباشد

در خصوص HIV  (
ایدز ) نیز به همین صورت است اگر کاندوم پاره شده باشد و فرد مقابل مبتلا باشد این
احتمال وجود دارد

همچنین در رابطه دهانی اگر دهان یکی از طرفیت
دارای زخم باشد یا لثه احتمال انتقال میباشد

 

موارد مذکور همگی بر مبنای احتمال  هستند و
تنها راه تشخیص آزمایش میباشد

 

سوال دوم

 بعد از یک رابطه
پرخطر جنسی بهترین زمان برای آزمایش ایدز و هپاتیت چه زمانی هست؟

 

پاسخ

برای آزمایش ایدز دو نوبت و یکی یکماه بعد از
رابطه   دومی سه ماه بعد  جهت حصول اطمینان

 

در خصوص هپاتیت 30 تا 60 روز بعد از رابطه جنسی

 

واحد مشاوره تنظیم
خانواده


 



کانال آدامس جگوار

مشاهده دسته بندی :

بازدید :
487







بخش ویژه کاربران عضو سامانه خدمات













مشاوره آنلاین




سفارش مقاله




مشاوره تلفنی




ویدئو های اموزشی و سلامت




مشاوره حضوری




بخش آموزشی ویژه متاهلین




پرسش و پاسخ جنسی




پرسش و پاسخ احکام شرعی




پرسش و پاسخ پزشکی




پرسش و پاسخ پیامکی




آزمون آمادگی ازدواج




دریافت بسته های آموزشی




کلاسها و دوره های آموزشی




دریافت پیامکهای ا»وزشی




مشاوره ازدواج




مشاوره جنسی


دانلود + ادامه مطلب

مشاوره نوجوان دختر | مشاوره تلفنی کودک و نوجوان

دوره ی نوجوانانی مرحله ی مهمی از زندگی هر فردی است به عبارت دیگر نوجوانی را می توان مهم ترین مرحله ی رشد افراد دانست در این مقطع از زندگی است که یک انسان تعیین می کند که در آینده چه خلق و خو و رفتاری خواهد داشت .

والدین بایستی اطلاعات کاملی در این باره داشته باشند و به نوجوان خود کمک کنند تا مهارت هایی را در این دوره از زندگی خویش کسب کنند , مهارت هایی چون داشتن ثبات در شخصیت , استقلال و عدم وابستگی شدید به والدین , تصمیم گیری بر اساس عقل و منطق صحیح و بسیاری مهارت های دیگر که در آینده و زندگی شخصی و کاری نوجوان تاثیر می گذارد .

 

 >> نکته : در هنگام مطالعه این مقاله اگر روی کلمات آبی کلیک کنید میتوانید اطلاعات بیشتری در آن زمینه ببینید <<

 

مشاوره نوجوان دختر تلفنی 

گاهی والدین به دلیل عدم آگاهی و یا سرکشی های نوجوان با او به مشکل بر می خورند در اغلب این موارد پدر و مادر به تنهایی قادر به حل مشکل نخواهند بود و حتما باید با یک مشاور و روانشناس متخصص مشورت کنند .

در این موارد مشاوره تلفنی می تواند بهترین تصمیم باشد , با راهنمایی های یک مشاوردلسوز و متخصص و دکتر روانشناس نوجوان می توانند بهترین رفتار با نوجوان داشته  و در رابطه با این سن و سال آگاهی های بیش تری کسب نمایند .

با تماس با مرکز مشاوره نوجوانان می توانید اطلاعاتی کامل در رابطه با مشکل نوجوان خود کسب کنید و با به کارگیری دستورالعمل های مشاور در مدت زمان کوتاهی اثرات آن را ببینید .

روانشناسی دختر نوجوان می تواند در میزان اعتماد به نفس او موثر باشد , اغلب دختران نوجوان در این سن با کمبود اعتماد به نفس مواجه هستند این نوجوانان کم رو و خجالتی بوده و همین هم در تعاملات اجتماعی آنان مشکل ایجاد می کند .

برای مشاوره در رابطه با نوجوانان دختر می توانید با مرکز مشاوران آدامس جگوار تماس بگیرید و با بهترین مشاوران کودک و نوجوان صحبت کنید .

 

 

 

برای دریافت شماره جهت مشاوره تلفنی رایگان روی لینک زیر کلیک کنید

>> مشاوره نوجوان دختر <<

برای استفاده از خدمات مشاوره نوجوان و کودک و کسب اطلاعات بیشتر ، از سراسر کشور ( تهران  ، اصفهان و … و شهرستانها )

با مشاوران آدامس جگوار

تماس حاصل فرمایید تا از مشاوره روانشناس نوجوان و کودک بهره مند شوید

رسانه تخصصی روانشناسی کودک و نوجوان


دانلود + ادامه مطلب

نشانه های کمبود ویتامین D



کانال آدامس جگوار




فروش کاندوم




ژل حجم دهنده

نشانه های کمبود ویتامین D


نشانه های کمبود ویتامین D دی

ویتامین D برای عملکرد مناسب سیستم ایمنی بدن ضروری است.

 کمبود این ویتامین به مشکلات جدی‌تر سلامت منجر می‌شود. موارد زیر از
علائم کمبود این ویتامین هستند:

درد استخوان‌ها: کمبود ویتامین D بدن می‌تواند به
ناراحتی‌های مختصر استخوانی منجر شود. اما کمبود شدید، درست عمل نکردن فیبرهای
ماهیچه‌ای و دردهای ران تحتانی و لگن را در پی خواهد داشت.

مشکلات تنفسی: ویتامین D به محافظت از سیستم تنفسی در
مقابل بیماری‌ها و عفونت‌ها کمک می‌کند. اگر از آسم شدید رنج می‌برید، دریافتی
ویتامین D خود را افزایش دهید. افزایش دریافتی این ویتامین، ریسک حمله‌های آسم
را 50 درصد کاهش می‌دهد.

گرگرفتگی: گرگرفتگی می‌تواند از علائم اولیه کمبود
ویتامین D باشد. در گذشته پزشکان از مادران در مورد عرق زیاد نوزاد در ناحیه سر
سوال می‌کردند. دانستن این موضوع، راه خوبی برای تشخیص کمبود ویتامین D در
نوزاد بوده است.

سردردهای مزمن: کمبود ویتامین D، ریسک سردردهای مزمن را
افزایش می‌دهد. ابتلا به سردردهای مزمن در افرادی که کمبود ویتامین D دارند
دوبرابر است.

مشکلات پوستی : دوزهای بالای ویتامین D به مبارزه با

بیماری‌های پوست
مانند پسوریازیس و ویتیلیگو کمک می‌کند.

ریزش مو: کمبود ویتامین D می‌تواند یکی از علل ریزش مو
باشد. مطالعات، وجود ارتباط قطعی میان کمبود ویتامین D و ریزش مو را تائید
می‌کند.

خستگی: ویتامین D برای تولید انرژی بدن ضروری است. کمبود
ویتامین D خستگی در طول روز را بدون داشتن دلیل خاصی به دنبال دارد.

فشار خون بالا : ارتباط مستقیمی میان میزان ویتامین D
موجود در خون و فشار خون بالا وجود دارد. هرچقدر میزان این ویتامین در بدن
بیشتر باشد، فشار خون پایین‌تر است.

ضعف استخوان‌ها: از آنجا که بعد از 30 سالگی تشکیل توده
استخوانی در بدن متوقف می‌شود کمبود ویتامین D در این سنین می‌تواند علائم
شکنندگی استخوان‌ها را تسریع کند.

تغییرات خلق و خو: ویتامین D بر هورمون تنظیم‌کننده
احساسات یعنی سروتونین، تاثیر مستقیم دارد. تحریک‌پذیری زیاد، اضطراب، افسردگی
و بی‌خوابی می‌توانند از تاثیرات کمبود ویتامین D باشند.

 

منبع : جام جم


 



کانال آدامس جگوار

مشاهده دسته بندی :

بازدید :
175







بخش ویژه کاربران عضو سامانه خدمات













مشاوره آنلاین




سفارش مقاله




مشاوره تلفنی




ویدئو های اموزشی و سلامت




مشاوره حضوری




بخش آموزشی ویژه متاهلین




پرسش و پاسخ جنسی




پرسش و پاسخ احکام شرعی




پرسش و پاسخ پزشکی




پرسش و پاسخ پیامکی




آزمون آمادگی ازدواج




دریافت بسته های آموزشی




کلاسها و دوره های آموزشی




دریافت پیامکهای ا»وزشی




مشاوره ازدواج




مشاوره جنسی


دانلود + ادامه مطلب

شوهرم هر شب از من رابطه جنسی می خواهد

شوهرم هر شب از من رابطه جنسی می خواهد

شوهرم هر شب از من رابطه جنسی می خواهد

 

سلام خانمی هستم 28سالمه 8ساله
ازدواج کردم شوهرم 33سالشه تو این 8سالهر شب رابطه داره هر شب هم سه یا چهار بار
نزدیکی داریم

خسته شدم نمیتونم باهاش ادامه بدم
شوهرم هیچ داروی هم مصرف نمیکنه ممنون میشم راهنمای کنید

پاسخ از علی سلطانی مجد ( محقق و
پژوهشگر )

 در
خصوص رابطه جنسی چند باره ذکر چند نکته اهمیت دارد

 

میل جنسی زیاد است یا اینکه
همسرتان اختلال بیش فعالی جنسی دارد

 

ممکن است این درخواستها ناشی از
میل جنسی زیاد باشد ، ممکن هم هست ناشی از شهوت افسار گریخته که اختلالی تحت عنوان
Hypersexuality  یا معادل فارسی آن بیش فعالی جنسی باشد

این بیماری باعث می شود که بصورتی
ناگهانی توالی و دفعات رابطه جنسی فرد با دیگران (همسر یا شریک جنسی) و یا خودش
افزایش پیدا کرده و فکر و انرژی او را بصورت اغراق آمیزی معطوف رابطه جنسی نماید

به عبارتی کنتلرشم دست خود فرد
نیست

دلایل
متفاوتی مانند بیماری های فیزیولوژیکی مغزی یا اختلالات روانی میتوانند باعث بیش
فعالی جنسی شوند.

 تصادف، سکته مغزی، بیماری
های آسیب زننده بافت مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون از جمله بیماری های
فیزیولوژیکی می باشند که منجر به شیدایی جنسی می شوند. از طرف دیگر اختلالات روانی
مثل بیماری دوقطبی، بیماری های شخصیتی خصوصا پارانویید، بیش فعالی ووسواس هم در
ایجاد شیدایی جنسی نقش بسزایی دارند. استفاده از الکل و مواد مخدری مثل متان فتامین
ها (شیشه) نیز در کوتاه مدت باعث بیش فعالی جنسی و سپس از بین رفتن کامل میل جنسی
می گردد.

 

ممکن است یک مرد در روز ۳ بار
رابطه زناشویی داشته باشد که با آن نیازهایش برطرف می شود و این حالت مرضی نیست.
آمار دقیقی در مورد میزان شیوع این بیماری وجودندارد. در یک بررسی میزان شیوع این
بیماری را ۳ درصد مردان گزارش کرده اند که اگر درست باشد رقم قابل ملاحظه ای است.
روانشناسان و روانپرشکان این بیماری را یک اختلال رفتاری محسوب می کنند.

 


مشخصات مردانیکه دارای بیش فعالی جنسی هستند:

 

• این بیماران دارای احساس
فوریت جنسی هستند. با احساس نیاز جنسی باید بلافاصله آنرا برطرف کنند و احساس آنها
قابل کنترل نیست.

• این بیماران اگرچه وارد
رابطه جنسی متعدد می شوند ولی رضایت جنسی پیدا نمی کنند و ممکن است لذت جنسی هم
نداشته باشند.

• نیاز جنسی مداوم و پایدار
و کنترل نشده

• رفتار نامناسب در مواجهه با دیگران

• احساس نیاز اجباری به خودارضایی

• رفتار و صحبت هرزه گونه

• دوست داشتن به لاس زنی

• در آوردن لباس خود و یا دیگران

 

 


حالا آیا شما در همسرتان موارد فوق را مشاهده کرده اید ؟

 

ضمن اینکه فردی که بیش فعالی
جنسی دارد معمولا تمایل به رابطه جنسی با افراد مختلف دارد

 


نتیجه اینکه از شواهد و شرح سوال شما اینطور گمانه زنی میکنم که همسر شما میل جنسی
زیاد دارد اما دچار بیش فعالی جنسی نیست

اینکه همسر شما هر روز از
شما رابطه جنسی بخواهد  به منزله اختلال نیست و مشکل هم محسوب نمی شود ،
اتفاقا از طرفی این نشانه اینست که همسر شما از شما رضایت کامل جنسی دارد و شما
برای وی جذابیت جنسی دارید

اما اگر برای شما دشوار است
، در این خصوص باید با همسرتان صحبت کنید

اولا رابطه جنسی فقط دخول
نیست  ایشان می توانند از روشهای غیر دخولی هم ارضا شوند که برای شما هم سهل
تر باشد

یا مواقعی که شما شرایط آنرا
یا امادگی ا«را ندارید به یک معاشقه – ماساژ و امثالهم اکتفا کنند

 شرایط شما را نیز در
نظر بگیرند

 از وی بخواهید شما را
ارضا کند ، همین مسئله می تواند باعث شود انرژی ایشان صرف ارضا کردن شما بشود

 اختلالات هورمونی

بالا بودن هورمون تستسترون
می تواند بر میل جنسی اثر گذار باشد لذا این مورد را نیز باید بررسی کنید

در نهایت میشود با مشاوره
مشترک تعادلی در این خصوص ایجاد کرد تا هم نیازهای ایشان برآورده شود و هم شما تحت
فشار نباشید

 


واحد مشاوره آدامس جگوار


 


دانلود + ادامه مطلب

شوهرم برای نزدیکی سمتم نمیاد



کانال آدامس جگوار




فروش کاندوم




ژل حجم دهنده

شوهرم برای نزدیکی سمتم نمیاد

شوهرم برای نزدیکی سمتم نمیاد

 

باسلام من سوالی داشتم که واقعا ممنون میشم کمکم
کنید من به تازگی برای دومین بار ازدواج کردم شوهرم همسن خودمه .حدود۱۰ ماه پیش عقد
کردیم و الان ۳ ماهه که زندگی مشترکمون رو شروع کردیم. شوهرم علیرغم اینکه میگفت از
لحاظ جنسی خیلی گرمه و واقعا هم هست اما خیلی سردی میکنه و ازم دوری میکنه رغبت
خیلی کمی به رابطه داره من با توجه به اینکه

 خودم هم گرم هستم ازین بابت خیلی اذیت
میشم. حتی هفته به هفته دست هم بهم نمیزنه.

 چندبار تا به حال بهم گفته تو با اینکه یه
بار ازدواج کردی اما تبحری توی رابطه ی زناشویی نداری. میدونم که ادم بدی نیست و
اهل خیانت نیست اما از من راضی نیست . من تمام سعیمو تو رابطه میکنم اون موقع هم
ظاهرا خیلی لذت میبره اما بعدش دوباره سرد میشه میخوام در این مورد باهاش حرف بزنم
اما نمیدونم چطوری بگم و میترسم بدتر بشه. خواهش میکنم کمکم کنید من از توی اینترنت
و کتابا مطالعه میکنم اما خیلی تاثیری نداره.

 

پاسخ

ذکر چند نکته در خصوص
مسائل جنسی مردان اهمیت دارد

اول اینکه شما به عنوان یک زن که ادعا می کنید
گرم هستید ، چند مرتبه برای رابطه زناشویی پیش قدم شدید ؟ و اگر شدید واکنش همسرتان
چه بوده ؟

یا اینکه انتظار دارید همیشه همسرتان برای این
مهم پیش قدم بشود

 

دوم برخی عوامل هستند که بر رغبت جنسی زن و
مردان تاثیر دارد  ، از جمله خستگی ، فراموش نکنید که رابطه جنسی علاوه بر
اینکه می تواند باعث انتقال عواطف بین زن و شوهر شود ، یک فعالیت فیزیکی نیز تلقی
میشود ، فعالتی که برای مردان خصوصا چون فاعل هستند انرژی زیادی از دست می دهند ،
پس اگر از نظر جسمانی خسته باشند عملکرد مناسبی نخواهند داشت یا رغبت کمی نسبت به
آن خواهند داشت

 

سوم عملکرد شما در رابطه
جنسی

آیا شما از فانتزی های جنسی همسرتان اطلاع دارید
؟ آیا آنها را رعایت می کنید ؟ آیا در خصوص مسائل جنسی و خواسته های خودتان صحبت
میکنید

 

چهارم تاثیر عوامل دیگر

مصرف دخانیات ، الکل و امثالهم می تواند بر میل
جنسی موثر باشد یا عوارض مصرف برخی دارو ها

 

پنجم اختلالات جنسی

عدم نعوظ یا زود انزالی می تواند منجر به کاسته
شدن اعتماد به نفس جنسی مردان شود به نحوی که باعث میشود مردها از روبرو شدن با این
مشکل دوری کنند و اکثرا به جای درمان تعداد رابطه زناشویی را کاهش می دهند ، آیا
همسر شما چنین مشکلاتی را در حین رابطه داشتند ؟

 

شش انتظارات بالا

ممکن است همسر شما بیش از توانایی های شما از
شما انتظارد اشته باشند ، معمولا مردهایی که به پورنوگرافی اعتیاد دارند سطح توقعات
جنسی بالایی ازه مسر خود دارند چرا که نا خودآگاه رفتار زنان بازیگران پورن را با
رفتار همسر خود در حین رابطه قیاس می کنند یا زنان و مردانی که سابقه ازدواج دارند
ممکن است رفتارهای جنسی همسر فعلی را با رفتارهای جنسی همسر قبلی قیاس می کنند دقت
نمایید این مقایسه غیر ارادی و البته طبیعی است هر چند که نادرست است

 

شما باید عوامل فوق را مورد بررسی قرار دهید و
ارزیابی کنید کدامیک در مورد همسرتان مصداق دارد و در نهایت توصیه من به شما مراجعه
حضوری جهت مشاوره میباشد

واحد مشاوره تنظیم
خانواده


 



کانال آدامس جگوار

مشاهده دسته بندی :

بازدید :
1139







بخش ویژه کاربران عضو سامانه خدمات













مشاوره آنلاین




سفارش مقاله




مشاوره تلفنی




ویدئو های اموزشی و سلامت




مشاوره حضوری




بخش آموزشی ویژه متاهلین




پرسش و پاسخ جنسی




پرسش و پاسخ احکام شرعی




پرسش و پاسخ پزشکی




پرسش و پاسخ پیامکی




آزمون آمادگی ازدواج




دریافت بسته های آموزشی




کلاسها و دوره های آموزشی




دریافت پیامکهای ا»وزشی




مشاوره ازدواج




مشاوره جنسی


دانلود + ادامه مطلب

متولدین هر ماه چه زمانی عاشق می شوند

متولدین هر ماه چه زمانی عاشق می شوند


متولدین هر ماه چه زمانی عاشق می شوند

برخی از آدمها خیلی زود عاشق می
شوند و برخی دیگر دیر. برخی به عشق در نگاه اول اعتقاد دارند و برخی دیگر تا طرف
مقابل شان را نشناسند، نمی توانند حسی نسبت به او داشته باشند. به طور خلاصه هر
فردی به شیوه ای خاص عاشق می شود. اگر شما هم دوست دارید بدانید که متولدین ماههای
مختلف در چه شرایطی و عاشق چه تیپ شخصیتی می شوند، در ادامه مطلب با ما همراه
باشید.


فروردین:  زمانی که با فردی قدرتمند روبه رو شوند 

متولدین ماه فروردین به هیچ وجه
عاشق افراد ضعیف نمی شوند، بلکه برعکس، قدرت است که آنها را جذب می کند. آنها
افرادی مستقل هستند که می توانند به راحتی برای انجام هر کاری روی پای خودشان
بایستند. آنها بلندپروازند و برای رسیدن به هدف هایشان اراده بالایی دارند، از این
رو به دنبال فردی می گردند که مانند خودشان یا حتی قوی تر از خودشان باشد. آنها
دوست ندارد که شریک زندگی شان از مدیر بودن یا دیگر چالش های زندگی هراس داشته
باشد. معلوم نیست که آنها کی عاشق می شوند اما این اتفاق چندان هم دور نیست زیرا
آنها دوست دارند که هر چه سریع تر اطراف شان را با افرادی با انگیزه و قوی پر کنند.


اردیبهشت: زمانی که با شخصی احساس راحتی کنند 

اگر چه اردیبهشتی ها گاهی لجباز و
یک دنده می شوند اما در کل دیگران دوست دارند که با آنها در ارتباط باشند زیرا در
کنار آنها احساس راحتی می کنند. متولدین این ماه، اگر از شرایط اطراف شان راضی
نباشند غر نمی زنند، از کنار مشکلات به سادگی می گذرند و زندگی شان را بر وفق
مرادشان پیش می برند. به همین دلیل است که دوستان زیادی دارند و همیشه دورشان شلوغ
است. آنها افراد راحتی هستند، از این رو به دنبال فردی مثل خودشان می گردند که با
او احساس راحتی کنند. از آنجا که دوست ندارند آخرین مجردهای روی زمین باشند، هر چی
سریع تر نیمه گمشده شان را پیدا می کنند و مسیر زندگی شان را در کنار او می
گذرانند.


خرداد: زمانی که فردی را بیابند که همراه شان باشد 

خردادی ها سرشار از انرژی هستند.
آنها از ماجراجویی لذت می برند و زمانی که در پی هدف شان هستند، خوشحال ترین افراد
روی زمین اند. آنها از تکرار و روزمرگی های زندگی بیزارند و در عوض تنوع می خواهند.
به همین دلیل مدام خودشان را در چالش های مختلف قرار می دهند. نیمه گمشده شان آنها
نیز باید فردی پرانرژی باشد که او را در تمام مراحل زندگی همراهی می کند. اگر چه
ممکن است که آنها با افراد زیادی آشنا شوند اما عشق زندگی شان را به سادگی به دست
نمی آورند. آنچه آنها را جذب می کند نه زیبایی بلکه همراهی در قدم به قدم زندگی
است.


تیر: زمانی که شریک زندگی ایده آل شان را بیابند  

متولدین ماه تیر افرادی به شدت
احساساتی هستند. آنها عاشق خانواده اند و تشکیل زندگی و بچه دار شدن از آرزوهای
آنهاست. از آنجا که همدلی، صبوری، از خود گذشتگی و عشق ورزی از خصوصیات بارز اخلاقی
آنهاست، می توانند یک شریک زندگی ایده آل و مادر یا پدری نمونه باشند. بنابراین
زمانی عاشق می شوند که بتوانند زندگی مشترک خود را با عشق شان آغاز کنند. برای
بسیاری از افراد این اتفاق در 25 یا 26 سالگی و در برخی مواقع دیگر در 30 سالگی رخ
می دهد. عاشق شدن متولدین تیزر بستگی به فرهنگ و وضع خانوادگی آنها دارد. در هر
صورت هر زمان که شرایط ازدواج را داشته باشند، دست به کار می شوند.


مرداد: وقتی که از خوشگذرانی خسته شوند 

مردادی ها افرادی اجتماعی هستند
که مدام وقت خود را در میهمانی به سر می برند، افراد جدید را ملاقات می کنند و
همیشه مرکز توجه اند. آنها قلب بزرگی دارند اما به این سادگی ها عاشق نمی شوند.
عاشقی برای آنها تنها در زمانی رخ می دهد که از خوشگذرانی های دوران جوانی خسته
شوند و به دنبال یک زندگی باثبات تر باشند. آنها دوست ندارند که استقلال و آزادی
خود را از دست بدهند، به همین دلیل در سن بالا عاشق می شوند.

برخی از آدمها خیلی زود عاشق می
شوند و برخی دیگر دیر


شهریور: اگر فردی با استانداردهای آنها همخوانی داشته باشد 

زمانی که صحبت از عشق و عاشقی می
شوند، متولدین ماه شهریور استاندارهای سختی برای طرف مقابل شان قائل می شوند. آنها
به دنبال فردی کامل و هم چیز تمام می گردند.، به همین دلیل به سادگی در دام عاشقی
نمی افتند. آنها ترجیح می دهند تنها باشند تا این که با فردی که با استانداردهای
آنها شباهت ندارد، وارد رابطه شوند. صبر آنها در این زمینه زیاد است اما مطمئن
هستند زمانی که وارد رابطه شوند، از هر نظر از انتخاب شان راضی و خشنودند.


مهر:  

زمان زیادی طول نمی کشد که
متولدین ماه مهر عاشق شوند زیرا آنها عشق را بخش مهمی از زندگی شان می دانند که
بدون آن زندگی شان مفهومی ندارد. آنها عشق را ساده می گیرند، به همین دلیل تنها کمی
محبت از سوی طرف مقابل شان کافی ست تا دل خود را ببازند. آنچه آنها را تحت تاثیر
قرار می دهد، محبت و رمانتیک بودن است که آنها را در رابطه عاطفی به زانو در می
آورد. بنابراین مهم نیست که هدیه ای که برای او می خرید ارزان باشد یا گران، در هر
صورت آنچه برای آنها اهمیت دارد رمانتیک بودن است.


آبان: زمانی که کسی آنها را درک کند 

متولدین آبان دوست دارند که حرف
هایشان شنیده و به همان نسبت درک شود. به همین دلیل به محض اینکه احساس کنند طرف
مقابل شان آنها را درک نمی کند، مکالمه یا ارتباط شان را با طرف مقابل، تمام می
کنند. زمان برای آنها اهمیت زیادی دارد، به همین دلیل دوست ندارند که لحظه ای آن را
تلف کنند. آبانی ها زمانی عاشق می شوند که احساس کنند طرف مقابل شان به خوبی آنها
را درک می کند. اگرچه این کار از هر کسی ساخته نیست اما در نهایت فرد ایده آل در
مقابل راهشان قرار می گیرد. در واقع آنها تنها به فردی که به حرف هایشان احترام می
گذارند، چراغ سبز نشان می دهند.


آذر: زمانی که خودشان را بشناسند 

متولدین آذر دوست دارند که مستقل
باشند. آنها از تکیه کردن به دیگران بیزارند، به همین دلیل تن به رابطه هایی که
آنها را محدود کند، نمی دهند. آنها عاشق کشف و اکتشاف اند و دوست دارند که از محیط
اطرافشان چیزهای بیشتری بیاموزند. به بیان دیگر، اعتقاد دارند که تا خودشان را
نشناسند، نمی توانند فرد دیگری را خوشبخت کنند. به همین دلیل تنها زمانی که به
خودشناسی کامل برسند، به سراغ فرد دیگری در زندگی شان نمی گردند. تا ارزش های زندگی
شان را نشناسند، تا راههای شاد بودن را نیابند یا از برنامه های آینده شان آگاه
نباشند، دل نمی بندند. البته این بدان معنی نیست که آذری ها دیر عاشق می شوند،
اتفاقا از آنجا که آنها به خوبی از خواسته های دلشان آگاهند، خیلی زود عشق زندگی
شان را پیدا خواهند کرد.


دی: زمانی که به اهداف شان رسیده باشند 

دی ماهی ها می دانند که از زندگی
چه می خواهند، به همین دلیل برای رسیدن به آنها تمام تلاش شان را می کنند. آنها
عاشق کار کردن و پول درآوردن هستند به طوری که می توانند سالهای سال روی یک پروژه
کار کنند تا نتیجه آن را ببینند. موفقیت در راهی که در پیش گرفته اند برای آنها
اهمیت زیادی دارد از این رو از انجام کارهایی که مانع از پیشرفت شان شود، خودداری
می کنند. اما پس از آنکه به اهداف خود دست یافتند و در کارشان به ثبات رسیدند، به
دنبال دیگر هدف های زندگی از جمله پیدا کردن عشق زندگی شان می گردند.


بهمن: زمانی که هیچکس انتظارش را ندارد 

برای متولدین ماه بهمن مهم نیست
که دیگران در مورد آنها چه فکری می کنند. آنها هر کاری که از نظر خودشان درست است
را انجام می دهند. عشق و عاشقی برای آنها نیز چنین است. آنجا که همه نگاهها روی
متولدین بهمن است تا قلب شان را به روی فردی بگشایند، آنها هیج کاری نمی کنند اما
درست آنجایی که هیچکس انتظارش را ندارد، دلشان می لرزد و عاشق می شوند. به بیان
دیگر، بهمنی ها دوست دارند دیگران را سورپرایز کنند. اگر می خواهید این افراد را
عاشق کنید، نباید به آنها فشار آورید زیرا آنها زیر بار حرف زور نمی روند. در واقع
آنها تنها در شرایطی که هیچ فشار و اصراری رویشان نباشد، عاشق می شوند.


اسفند: زمانی که احساس آزادی کنند 

فردی که اسفندی ها عاشق اش می
شوند باید آزادی کامل را در اختیارشان قرار دهد. زمانی که اسفندی ها در محدودیت
قرار می گیرند، نمی توانند به خوبی عمل کنند به همین دلیل از این وضعیت گریزانند.
این آزادی نه تنها فیزیکی، بلکه روحی و احساسی نیز است. آنها باید بتوانند آنچه در
ذهن و دلشان می گذرد را به راحتی به زبان آورند. از آنجا که متولدین این ماه افرادی
خیال پرداز هستند، باید فضای کافی برای رویاپردازی شان داشته باشند.

منبع:
برترین ها


دانلود + ادامه مطلب

ایا شما تیپ شخصیت A هستید؟

چه دارای این تیپ شخصیت باشید یا نه،در اینجا راه هایی برای به دست آوردن کنترل است. با آدامس جگوار همراه باشید . اگر درباره شخصیت تیپ Aشنیده باشید،احتمالا می دانید که در ابتدا موفق به نظر می رسند. مردان رقابتی که رفتار آنها به عنوان یک خطر بالقوه برای مشکلات مرتبط با استرس مانند سردرد، بی خوابی، تشنگی و مشکلات گوارشی می­باشد. در آن زمان، تعداد اندکی از زنان فکر می کردند که تیپ شخصیت A باشند.اما آن زمان بود، و این اکنون است. ما می دانیم که زنان نیز می توانند نوع A باشند.این امتحان رو بدهید و بیابید که ایا دارای این تیپ شخصیت هستید یا خیر.

 

 

تست

اگر عبارات برای شما در بیشتر مواقع درست است امتیاز دو بدهید و اگر گاهی درست است امتیاز یک بدهید.

۱.من نسبت به افرادی که کار هارا با سرعت و به خوبی من انجام نمی­دهند،بی صبر هستم.

۲.بیشتر اوقات خودم کار هارا انجام میدهم.

  1. من سعی می کنم بی­تابی­ام را پنهان کنم، بنابراین به هیچ کس توهین نخواهم کرد.
  2. من اغلب کمالگرا هستم.
  3. من چند فازی هستم – معمولا دو یا سه کار را در یک زمان انجام میدهم.
  4. من ترجیح می دهم کار بیشتری انجام دهم تا کار کمتری انجام دهم.

۷.از صبر کردن متنفرم.

نتیجه: اگر یک یا چند امتیاز داشته باشید ،شما تیپ A هستید. اگر ۵ یا بیشتر امتیاز دارید،شما تیپ A + هستید.

در حال حاضر احتمالا واضح است که بیشتر، زنان نوع A هستند. مشکل داشتن یک شخصیت Type A یا Type A+   این است که ،Type Aبرای کنترل حوادث و بحران ها استفاده می شود تا آنها بتوانند پیش بینی کنند که آینده چه اتفاقی می افتد و آماده شوند.

در اینجا چند پیشنهاد برای فرد Type A وجود دارد در موقعیتی که کنترل آن ها بسیار کم است یا شرایط کنترل وجود ندارد.

۱.سازماندهی مجدد

این یک راه سریع برای کاهش هورمون استرس با افزایش حس عمومی کنترل شماست. یک پروژه سازماندهی مجدد برای هر روز انتخاب کنید. پروژه ای غافلگیر کننده مانند تمیز کردن گاراژ خود را انتخاب نکنید. یک پروژه را انتخاب کنید که می تواند در عرض ۳۰ دقیقه انجام شود: مانند تمیز کردن کیف پول، مرتب کردن کشو آشپزخانه،رسیدگی مالیاتی و یا حذف و به روزرسانی عکس ها یا مخاطبین ناخواسته در تلفن خود. این روش کار می کند زیرا مغز ما نه تنها به همه تنش های غیرمتعارف (بزرگ یا کوچک) پاسخ مشابهی می دهد، بلکه به تمام اقدامات سازماندهی (بزرگ یا کوچک) نیز پاسخ مشابه می دهد.سازماندهی کیف پول برای بخشی از مغز مانند سازماندهی یک کار بزرگ و غیر قابل کنترل میباشد.زمانی که چیز های کوچک را سازماندهی مجدد میکنید باعث میشود تا احساس کنترل شما افزایش یابد و هر بار حس کنترل شما افزایش می یابد، استرس کمتر میشود.

  1. از روش ریتم استفاده کنید

وقتی پیش بینی پذیری کاهش میابد و استرس افزایش می یابد، سطح آدرنالین نیز افزایش می یابد. سطوح بالای آدرنالین به معنای احساس تحریک، تشدید و اضطراب است. برای کاهش سطح آدرنالین، ۱۰ دقیقه در روز فعالیت ریتمیک اضافه کنید. این می تواند یک دوچرخه سواری، رقص یا چرخش، یک تمرین یوگا تکراری، یا حتی تکان دادن صندلی باشد. شما مجبور نیستید این فعالیت یا فعالیتها را همزمان انجام دهید. پنج دقیقه پیاده­روی ریتمیک دروقت ناهار و ۵ دقیقه بعد از کار را امتحان کنید. یا در دفتر یا اتاق خواب خود را ببندید، موسیقی را روشن کنید و یک حرکت رقص ریتمیک، تکراری برای پنج دقیقه انجام دهید. فعالیت های ریتمیک نه تنها از آدرنالین اضافی استفاده می کنند، بلکه حس کنترل شما را افزایش می دهد، زیرا بدن شما می داند چه اتفاقی خواهد افتاد. این یکی از سبک های ساخته شده در کاهش استرس است و احتمالا به همین دلیل است که هر فرهنگ دارای حرکات رقص ریتمیک در سراسر جهان و در طول زمان است.

۳.مغز را خسته کنید تا برای خوابیدن اماده شود

اگر مشکل خواب دارید، سعی کنید گوسفندها را بشمارید، یک کتاب بخوانید یا به موسیقی آشنا گوش دهید یا به کتاب صوتی گوش دهید(اما نباید محتوا کتاب هیجان اور باشد). درست مانند استفاده از حرکات ریتمیک برای آرام کردن بدن، مغز وقتی که می دانیم چه اتفاقی می افتد، ارام می شود. سیستم هشدار بالا ما خاموش می شود و معمولا به خواب می روید.

  1. در یک زمان یک کار را انجام دهید

اگرچه چند کار را با هم انجام دادن ویژگی افراد با Type A میباشد،اما ایده خوبی نیست زیرا باعث می شود احساس کنید شرایط تحت کنترل شما نیست.

۵.به موسیقی گوش دهید

اگر دوست دارید به موسیقی کلاسیک گوش دهید، این یک زمان عالی برای انجام آن است. موسیقی که دارای ریتم است و کندتر از ضربان قلب شما است، کندتر از ۷۲ ضربه در یک دقیقه، عموما استرس شما را کاهش میدهد. بنابراین، لحن را زمزمه کنید، یک ملودی بخوانید، یا آهنگ را بخوانید زیرا موسیقی استرس را آرام می کند .

  1. دوباره برچسب گذاری کنید

به طور مثال اگر درمان باروری برای شما هنوز کار نکرده است، سعی کنید از کلمه “ناخوشایند” استفاده کنید، به جای برچسب زدن آن به عنوان یک شکست شخصی که زنان احتمالا انجام می دهند.شانس بد را بپذیرید و خود را سرزنش نکنید.

 

لیلا اقایی

https://www.psychologytoday.com/gb/blog/the-chronicles-infertility/201807/are-you-type


دانلود + ادامه مطلب

ترس از ازدواج به علت سابقه خودارضایی



کانال آدامس جگوار




فروش کاندوم




ژل حجم دهنده

ترس از ازدواج به علت سابقه خودارضایی

ترس از ازدواج به علت سابقه خودارضایی

سلام من پسری ۲۲ ساله هستم

چند سالی میشه که خودارضایی کردم


هرکاری تو این چندساله کردم نتونستم این عادتو ترک کنم

الآن بدنم خیلی ضعیف شده


الآن که تقریبا به سن ازدواج رسیدم میدونم که نمیتونم همسرمو ارضا کنم و زودانزالی
دارم

آیا راه درمانی هست؟


آیا با گذشت چند سال از ازدواج بدن قوت و توان انجام رابطه کاملو داره؟

 

پاسخ در
خصوص ازدواج نکردن به علت خودارضایی

با توجه به اینکه در کشور ما
فاصله بلوغ جنسی تا ازدواج حداقل ده سال است ، طبیعتا افراد طی این مدت زما نبرای
تامین نیاز جنسی خود یا سراغ روابط جنسی خارج از ازدواج می روند ، یا خودارضایی و
یا میل جنسی خود را سرکوب می کنند

که البته همه موارد مذکور آسیب زا
هستند

ضعیف شدن بدن شما ارتباطی به
خودارضایی ندارد ، زود انزالی ربطی به خودارضایی ندارد و همچنین شما مشکلی از جهت
ارضا کردن همسرتان نخواهید داشت ، چرا که ارضا شدن زنان در گرو عمل دخول نیست بلکه
آنها بیشتر از روشهای غیردخولی ارضا می شوند و بیشتر لازم است به جای دخول به فکر
معاشقه باشید چرا که زنان حداقل به 20 دقیقه معاشقه و پیشنوازی قبل رابطه نیاز
دارند برای ارضا شدن

از طرف
دیگر مبنای سنجش شما برای زود انزالی چیست ؟

کسی که  بعد از دو یا سه
دقیقه دخول ارضا میشه ، زود انزالی نداره و کاملا طبیعی است ، در رابطه جنسی نباید
دخول پیاپی باشد

شما نباید مبنای سنجش سلامت یا
اختلال جنسی خودتان را فیلم های پورن قرار بدید ، فیلم هایی که برای گرفتن یک صحنه
شاید بار ها و بارها یک عمل را تکرار می کنند و همش نقش آفرینی برای تجارت است

زود انزالی در کسی که بعد از
ازدواج هفته ای یکی دو مرتبه نزدیکی طبیعی است ، چون تازه فعالیت جنسی خود را آغاز
کرده و باید تعداد دفعات نزدیکی ور افزایش دهد

 

خودارضایی تاثیری در بچه دار شدن
زنان و مردان ندارد

 

پس ازدواج
نکردن به علت سابقه خودارضایی کاملا اشتباه است و با این افکار منفی نباید ذهن
خودتان را پریشان کنید

واحد
مشاوره آدامس جگوار


 



کانال آدامس جگوار

مشاهده دسته بندی :

بازدید :
205







بخش ویژه کاربران عضو سامانه خدمات













مشاوره آنلاین




سفارش مقاله




مشاوره تلفنی




ویدئو های اموزشی و سلامت




مشاوره حضوری




بخش آموزشی ویژه متاهلین




پرسش و پاسخ جنسی




پرسش و پاسخ احکام شرعی




پرسش و پاسخ پزشکی




پرسش و پاسخ پیامکی




آزمون آمادگی ازدواج




دریافت بسته های آموزشی




کلاسها و دوره های آموزشی




دریافت پیامکهای ا»وزشی




مشاوره ازدواج




مشاوره جنسی


دانلود + ادامه مطلب